افسانهی بابایاگا
۲۸۸
صفحه
۱۳۹۷
سال چاپ
رقعی
قطع
نرم
نوع جلد
در کتاب «افسانهی بابایاگا» میخوانیم که مارینکا دلش یک زندگی عادی میخواهد؛ او دوست دارد خانهای معمولی داشته باشد و سالها یکجای ثابت زندگی کند تا بتواند برای خودش دوستانی دستوپا کند. اما خانهی دخترک قصهی ما یک جفت پای مرغی دارد که دوسهباری در سال، بیآنکه از قبل بگوید، نیمههای شب روی پاهایش بلند میشود، راهش را میگیرد و میرود! خُب، آخر مادربزرگ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-381417
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- نرم
- وزن
- ۲۳۰ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۷
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پرتقال
مشاهدهی همهتوضیحات
در کتاب «افسانهی بابایاگا» میخوانیم که مارینکا دلش یک زندگی عادی میخواهد؛ او دوست دارد خانهای معمولی داشته باشد و سالها یکجای ثابت زندگی کند تا بتواند برای خودش دوستانی دستوپا کند. اما خانهی دخترک قصهی ما یک جفت پای مرغی دارد که دوسهباری در سال، بیآنکه از قبل بگوید، نیمههای شب روی پاهایش بلند میشود، راهش را میگیرد و میرود! خُب، آخر مادربزرگ مارینکا یک بابایاگا است که دست مردگان را میگیرد و آنها را از دروازهی این دنیا به آن دنیا میفرستد. مارینکا دلش میخواهد سرنوشتش را تغییر بدهد. او دوست ندارد بابایاگای بعدی باشد. اما به نظر میرسد این خانهی پامرغی خواب دیگری برای او دیده است. این کتاب دربارهی دختری دوازدهساله است که در خانهای عجیبوغریب با مادربزرگش زندگی میکند، که او هم آدم عجیبوغریبی است. البته که خانهی آنها مثل یک دوست میتواند با مارینکا بازی کند، اما این برای او کافی نیست و آرامشی را که میخواهد تأمین نمیکند. او برای رسیدن به خواستهاش مجبور میشود دست به ماجراجویی بزرگ و خطرناکی بزند.





















