امپراتوری ها و انارشی ها: تاریخ مختصر نفت در خاورمیانه
۳۷۳
صفحه
۱۴۰۱
سال چاپ
وزیری
قطع
کتاب امپراتوریها و آنارشیها: تاریخ مختصر نفت در خاورمیانه نوشتۀ مایکل کوئنتین مورتون ترجمۀ قدیر گلکاریان گزیده ای از متن کتاب دیباچه تاریخ نفت در خاورمیانه بهسان پردهای پرنقشونگار است که تحولات موجود در آن نقش بسته. عدهای از دولتهای حاکم بر ذخایر نفتی در قرن بیستم همچنان به تداوم درآمد و سود حاصل از آن دل بسته بودند که شرایط آنها مصداق این ضربالمثل ا
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-220646
- شابک
- ۱۴۰۱۰۷۱۶۰۱
- تعداد صفحه
- ۳۷۳
- قطع
- وزیری
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۱
دیدگاههای کاربران
توضیحات
کتاب امپراتوریها و آنارشیها: تاریخ مختصر نفت در خاورمیانه نوشتۀ مایکل کوئنتین مورتون ترجمۀ قدیر گلکاریان گزیده ای از متن کتاب دیباچه تاریخ نفت در خاورمیانه بهسان پردهای پرنقشونگار است که تحولات موجود در آن نقش بسته. عدهای از دولتهای حاکم بر ذخایر نفتی در قرن بیستم همچنان به تداوم درآمد و سود حاصل از آن دل بسته بودند که شرایط آنها مصداق این ضربالمثل است که «مراقب آرزوهایت باش!» آنها تصورشان بر این بود که حاکمیت بر ذخایر نفتی میتواند بقای دائمی به ارمغان بیاورد؛ ولی سخت در اشتباه بودند و هستند. انگلیسیها نفت را سوخت حیاتی برای امپراتوری خود میدانستند؛ فرانسویها به دنبال منابع جدید نفت از خارج بودند و آمریکاییها خواهان دسترسی به دروازههای بازی بودند تا بتوانند به نفت دسترسی داشته باشند. از اینرو همگی برای کنترل منابع نفتی به خاورمیانه آمدند. قراردادهای اولیۀ نفتی به نفع شرکتهای بزرگ نفتی منعقد شد و در مقابل جمعیت بومی بهرغم برخورداری از درآمدهای نفتی که میتوانست تأمینکنندۀ نیازهای مالی و بسترساز توسعۀ عظیم اقتصادی باشد، از این نعمت محروم شدند و در عوض نابرابری، فساد و درگیری بر زندگی آنها سایه انداخت. کلید بسیاری از منازعات نفتی قرن بیستم در تاریخ درج شده است. حال آنکه این سرزمینها پیش از نفت در حافظۀ جمعی جهان وارثان تمدنها و فرهنگهای گذشته بودند. مدتها قبل از اینکه تمدن در غرب معنا یابد، این منطقه توسعه یافته بود. بهرغم این میراث غرورآفرین، استراتژیستهای انگلیسی مداخلات خود را برای مردم منطقه مفید توصیف کردند و مدعی شدند آنها را به سوی شرایط زندگی آزاد و متمدن سوق میدهند. در فوریۀ 1918، هنگام تبادل پیام با پادشاه حجاز، وزارت خارجه در تلاش بود تا این تصور را ترویج کند که اقداماتش در راستای منافع مردم عرب انجام میشود: «دولت اعلیحضرت، همراه با متحدانشان، از آرمان آزادی ملتهای تحت ستم دفاع میکنند و مصمماند که در مبارزۀ مردم عرب برای بازسازی جهان عرب در کنار ملتهای عرب بایستند.» اینها وعدههای توخالی بود. دولت بریتانیا قبلاً با جداسازی خاورمیانه با مداخلۀ انگلیس و فرانسه براساس توافقنامۀ سایکس پیکو موافقت کرده بود. منابع نفتی منطقه در کنار غنایم جنگی جایزۀ استراتژیکی بود که ارزش تأمین آن را داشت. بنابراین، نفت از همان مراحل اولیه با استعمار همراه شد و بسیاری از مسائل آن را به اشتراک گذاشت و به میدان نبرد ملیگرایی و استقلالطلبی تبدیل شد. حتی از آمریكاییها نیز در این منطقه در نقش قهرمانان خودمختاری و با هدف امن كردن جهان برای دموكراسی استقبال شد، ولی طولی نکشید که آنها نیز در میان دستهای از نیروهای اشغالگر قرار گرفتند. همۀ اینها مشکلزا بود و میراثی از ناملایمات را در منطقه به جای گذاشت. نفت ثروت زیادی برای منطقه به ارمغان آورد و بسیاری از موانع پیشرفت را از بین برد. اما شرکتهای نفتی غربی از همان ابتدا تولید و صادرات را تحت کنترل خود درآوردند. این امری اجتنابناپذیر بود و میتوان استدلال کرد که شرکتهای بزرگ نفتی (ماژورهای نفت) تنها شرکتهایی بودند که در آن زمان از تخصص فنی و منابع مالی لازم برای انجام عملیات پیچیده و پرهزینه در اکتشاف و استخراج نفت برخوردار بودند. طبیعی است که آنها باید به دنبال جبران هزینههای خود و کسب سود باشند. بااینحال، در نگاه مردم خاورمیانه، کشورهایشان بار دیگر به عرصۀ نمایش قدرتهای خارجی تبدیل شد و مردمشان نیز در نقش مهرههای یک بازی پیچیده به کار گرفته شدند که از قدیم همچنان رواج داشت و امروزه نیز همان شیوه ادامه دارد. شرکت نفت انگلیس و ایران که دولت بریتانیا در آن اکثریت سهام را در اختیار داشت، بر صنعت نفت ایران تسلط پیدا کرد و با اینکه سیاستمداران ملیگرا در ایران در تلاش بودند دست انگلیسیها را کوتاه کنند، ولی انگلیس برای کنترل بیشتر مقاومت میکرد. نتیجۀ این روند چیزی جز آشوب و آشفتگی برای کشور نبود. امروز رهبری ایران، علی خامنهای، بهشدت با نفوذ غرب مخالف و به غرب مشکوک است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق مالکیت خارجی بر منابع طبیعی ایران را ممنوع کرده است. چرا؟ زیرا ایرانیان هرگز کودتای 1953 تحت حمایت انگلیس و آمریکا را فراموش نکردهاند که دولت مصدق را در پی ملی شدن صنعت نفت سرنگون کرد. درواقع، علل انقلاب 1979 ایران که شاه را سرنگون کرد، ریشه در تغییرات گستردهای دارد که با کشف و توسعۀ نفت سر برآورده است. آنهایی که امیدوار بودند نفت دوران جدیدی از دموکراسی به سبک غربی را برای ایران یا حتی در سراسر خاورمیانه به ارمغان بیاورد، ناامید شدند. در عراق، کنسرسیوم چندملیتی متشکل از منافع بریتانیا، فرانسه، هلند و آمریکا تقریباً کنترل کامل نفت عراق را در اواخر دهۀ 1930

















