تاریخموجود

عارف دیهیم دار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۴۰۲

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب عارف دیهیم ‌ دار نوشتۀ جیمز داون به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول قلعۀ استخر مسافرینی که در قدیم از شیراز به‌سوی شمال شرقی می‌رفتند بعد از عبور از رودخانۀ «کور» ‌به یک تپۀ مرتفع می‌رسیدند و قلعه‌ای بالای آن تپه می‌دیدند که دیوارهایش سنگی و دارای هشت برج بود و آن را به اسم قلعۀ «استخر» می‌خواندند. آن قلعه را در قسمتی از تپه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ
شناسه کالا
kj-045621
شابک
۱۴۰۲۰۳۰۸۰۱
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ذبیح الله منصوری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شاه طهماسب و سلیمان خان قانونی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژوزف بالسامو

ذبیح الله منصوری

نگاه

۳٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایران و بابر

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قهرمان هند و چین

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دلاوران گمنام ایران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غرش طوفان – مجموعه چهار جلدی

ذبیح الله منصوری

نگاه

۵٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین جاوید – مجموعه چهار جلدی
۵٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابن سینا نابغه ای از شرق

ذبیح الله منصوری

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرگذشت اخرین تزار روسیه

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ملاصدرا: فیلسوف و متفکر بزرگ ایرانی
۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط قسطنطنیه: جنگ دریایی لپانت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان در جنگ چالدران

ذبیح الله منصوری

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسن صباح: خداوند الموت

ذبیح الله منصوری

نگاه

۱٬۴۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خواجۀ تاجدار

ذبیح الله منصوری

نگاه

۲٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی پزشکی من

ذبیح الله منصوری

نگاه

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شاه جنگ ایرانیان: جنگ خشایارشاه با یونانیان
۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کنت مونت کریستو – مجموعه سه جلدی
۳٬۷۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب عارف دیهیم ‌ دار نوشتۀ جیمز داون به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول قلعۀ استخر مسافرینی که در قدیم از شیراز به‌سوی شمال شرقی می‌رفتند بعد از عبور از رودخانۀ «کور» ‌به یک تپۀ مرتفع می‌رسیدند و قلعه‌ای بالای آن تپه می‌دیدند که دیوارهایش سنگی و دارای هشت برج بود و آن را به اسم قلعۀ «استخر» می‌خواندند. آن قلعه را در قسمتی از تپه ساخته بودند که از آنجا تا قلۀ تپه مقداری فاصله بود و ازاین‌جهت قلعه را در آنجا ساختند که آب باران و برف از بالا وارد قلعه گردد و انبارهای آب را پر کند. انتخاب آن تپه برای ساختن قلعه و اینکه آب سکنه از باران و برف تأمین شود این فکر را به وجود می‌آورد که شاید آن قلعه را اسماعیلی‌های باطنی ساخته‌اند، اما می‌دانیم که باطنی‌ها در پیرامون شیراز قلعه نداشتند و اگر آن قلعه امروز وجود داشت باستان‌شناسان از روی اسلوب معماری قلعه می‌فهمیدند که در چه تاریخ ساخته شده، اما قلعۀ استخر را بعد ویران کردند تا اینکه پناهگاه سرکشان نباشد. محال بود مسافری از پای تپه‌ای که قلعۀ استخر را بالای آن ساخته بودند بگذرد و از دیدن آن قلعه دچار حیرت نشود. در سال ١5٢6 میلادی مطابق با سال ۹۰4 هجری، که آغاز سرگذشت ما می‌باشد، آن قلعه در حوزۀ سلطنت «ملک‌منصور»، سلطان پول‌پرست فارس، بود که نام کوچک «مراد» داشت و بعضی وی را سلطان مراد می‌خواندند و یک زندان دولتی به شمار می‌آمد و به‌اصطلاح امروزی محبوسین سیاسی را در آن زندان حبس می‌کردند. قلعۀ استخر از هیچ طرف جز ازطرف جنوب از راهی که به شکل پلکان بود به پایین راه نداشت و کسانی که در آن قلعه محبوس می‌شدند فقط از آن راه می‌توانستند خود را به پایین برسانند. دامنۀ تپه در مشرق و مغرب و شمال تقریباً عمودی بود و اگر محبوسی می‌خواست از آن سه طرف بگریزد، طوری سقوط می‌کرد که به‌محض رسیدن به زمین کشته می‌شد. محبوسینی که در قلعۀ استخر حبس می‌شدند داخل قلعه آزادی داشتند و به هرجا که می‌خواستند می‌رفتند، ولی نمی‌توانستند از آن قلعه خارج شوند. چون نگهبانان که همواره در پای تپه به سر می‌بردند دروازۀ قلعه را می‌بستند و قفل می‌کردند. سکنۀ آبادی‌های اطراف در آن سال (١5٢6 میلادی مطابق با ٩٠4 هجری قمری) می‌گفتند که عده‌ای از شاهزادگان در آن قلعه محبوس هستند و اگر آنها را رها کنند سبب جنگ و قتل‌عام و تاراج خواهند شد، درصورتی‌که در آن قلعه بیش از سه نفر محبوس وجود نداشت که دو نفرشان تقریباً طفل بودند و یکی از آنها یک پسر نوجوان به چشم می‌رسید. آنکه از همه بزرگ‌تر بود و پانزده سال از عمرش می‌گذشت به اسم «علی» خوانده می‌شد و در آغاز شانزده‌سالگی مردی بود بلندقامت و دارای چشم‌های میشی و موی حنایی و دیگری پسری بود دوازده‌ساله دارای چشم‌های آبی و موی سیاه به اسم «اسماعیل» و سومی طفلی بود ده‌ساله دارای چشم و موی سیاه به اسم «ابراهیم». نگهبانان قلعه آن سه محبوس را آن‌قدر ضعیف می‌دیدند که به خودشان زحمت نمی‌دادند که حتی یکی از آنها بالای تپه، یعنی در قلعه به سر ببرد و دروازۀ قلعه را قفل می‌کردند و پایین تپه در خانه‌ای، که آنجا وجود داشت، به سر می‌بردند. در تاریخی که سرگذشت ما شروع می‌شود آن سه پسر در قلعۀ استخر به‌سختی به سر می‌بردند و لباس ژنده در بر داشتند، چون از روزی که آنها را وارد آن قلعه کردند لباسشان تعویض نشده بود. آنها قبل از اینکه محبوس شوند در آذربایجان با رفاه به سر می‌بردند و غذای خوب می‌خوردند و لباس فاخر می‌پوشیدند، اما در قلعۀ‌ استخر غیر از نان خالی و هفته‌ای یک‌ بار غذایی به اسم چنگالی که با روغن و شیرۀ انگور طبخ می‌شد به آنها نمی‌دادند. علی و اسماعیل و ابراهیم پسران «سلطان حیدرمیرزا»، مرشد خانقاه اردبیل، بودند و پدرشان با «یعقوب‌بیگ آق‌قوینلو»، سلطان آذربایجان، جنگید و کشته شد و بعد از مرگ او شیعیان آذربایجان که در زمان غیبت امام دوازدهم شیعیان مرشد خانقاه اردبیل را واجب‌الطاعه می‌دانستند و از امر او مثل امر نایب امام دوازدهم اطاعت می‌کردند علی، پسر بزرگ سلطان حیدرمیرزا را مرشد خانقاه اردبیل دانستند. یعقوب‌بیگ آق‌قوینلو، سلطان آذربایجان، علی و دو برادرش اسماعیل و ابراهیم را دستگیر کرد و خواست هر سه را به قتل برساند یا کور کند. چون آن دوره ‌این‌طور بود که وقتی پدر را می‌کشتند پسرانش را به قتل می‌رسانیدند یا کور می‌کردند تا اینکه بعد از رسیدن به سن رشد انتقام پدر را نگیرند، زیرا یقین داشتند که پسر بعد از اینکه به سن رشد رسید به‌طورحتم انتقام پدر را خواهد گرفت. اگر «شیخ محمد شبستری»، عالم روحانی بزرگ تبریز که خود را مدیون سلطان حیدرمیرزا می‌دانست، شفاعت نمی‌کرد علی و اسماعیل و ابراهیم به قتل می‌رسیدند یا اینکه کور می‌شدند. شیخ محمد شبستری [1] نزد یعقوب‌بیگ رفت و گفت: سلطان

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان