استاد معین محترم است
۲۰۶
صفحه
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
دیگه کی مثل اونوقتهاست که سَر تا تَهِ کوچه رو با اسمورسم بشناسه و آدم جدید رو از کهنه تشخیص بده، وقتی میآد توی محل. الان آدمها قصهها و داستانهای خودشون رو هم حفظ نمیکنن، چه برسه همسایه و فامیل رو. اما وقتی میشنون، چشمهاشون ریز میشه، ابرو درهم میکشن که آهان! خب… خب… داره یه چیزایی یادم میآد. همون که صداش لوله بخاری بود؟ همون که نخودچی میخندید؟ ه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-013884
- تعداد صفحه
- ۲۰۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از روزنه
مشاهدهی همهتوضیحات
دیگه کی مثل اونوقتهاست که سَر تا تَهِ کوچه رو با اسمورسم بشناسه و آدم جدید رو از کهنه تشخیص بده، وقتی میآد توی محل. الان آدمها قصهها و داستانهای خودشون رو هم حفظ نمیکنن، چه برسه همسایه و فامیل رو. اما وقتی میشنون، چشمهاشون ریز میشه، ابرو درهم میکشن که آهان! خب… خب… داره یه چیزایی یادم میآد. همون که صداش لوله بخاری بود؟ همون که نخودچی میخندید؟ همهی آدمها و داستانهاشون کم و زیاد دوباره زنده میشن و از اینجا دیگه دنبال باقی قصه هستن که خب آخرش چی شد؟ مادره از دختر شکایت کرد؟ پسره، دختر گرینکارتدار پیدا کرد؟ هر چی نباشه ما میخوایم بدونیم آخرش چی شد که بگیم «طفلکی» یا «ببین این دیگه چه خوششانسی بوده»، حتی دلمون هوس سمنوی افسرخانوم رو بکنه، غاقل از اینکه باید تا تجریش بریم. مطالعه 20صفحه ابتدایی کتاب




































