اعترافات شهر خدا
سفرنامه یکی از معدود انواع ادبی است که هیچگاه از رونق و اعتبار نیفتاده، و همواره مورد توجه نویسندگان در فرهنگهای گوناگون بوده است. دلیل این امر احتمالاً ناشی از این واقعیت است که نویسنده هنگام نوشتن سفرنامه، خود را فارغ از تمام محدودیتها و قیدوبندهایی میبیند که معمولا در کار نگارش وجود دارد. تنها شرط لازم برای نوشتن یک سفرنامهی خوب، صداقت و خود بودن اس
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- زندگینامه و خاطرات
- شناسه کالا
- kj-134403
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
سفرنامه یکی از معدود انواع ادبی است که هیچگاه از رونق و اعتبار نیفتاده، و همواره مورد توجه نویسندگان در فرهنگهای گوناگون بوده است. دلیل این امر احتمالاً ناشی از این واقعیت است که نویسنده هنگام نوشتن سفرنامه، خود را فارغ از تمام محدودیتها و قیدوبندهایی میبیند که معمولا در کار نگارش وجود دارد. تنها شرط لازم برای نوشتن یک سفرنامهی خوب، صداقت و خود بودن است. از سوی دیگر، سفرنامه ژانری منعطف است و امکانات ادبی بالقوهای دارد که از نظر نویسندگان خوب دور نمیماند؛ سید مجید حسینی در کتاب صوتی اعترافات شهر خدا، به خوبی توانسته این امکانات بالقوه را به خدمت بگیرد، و در قالب یک سفرنامه، اثری تماماً ادبی خلق کند. حسینی در این اثر ماجرای عزیمتش به حجاز را شرح داده است؛ شرحی پرآبوتاب، که سرشار از ظرافتهای فکری و زبانی است. شور مذهبیِ مولف، در خط به خط این اثر موج میزند. زبان او، به تناسبِ درونمایهی اثرش، توأمان از خاک و افلاک نشان دارد. بهتر است شرح دقیق موضوع کتاب را از قول خود نویسنده بخوانیم: «در این سفر سه پسر همراهم هستند؛ دو درون و یکی بیرون. جنگ و دعوا، قیل و قال و گفت وگوی این سه پسر تمام مسیر سفرم را در هم ریخت و سفرم شده آشتی دادن این دو نفر. پسر اول، جوانی است در درونم که ده سال پیش در چنین روزهایی به این سرزمین آمد؛ سخت مودب است، اهل قرآن، نماز و همه متون مذهبی. پسر دوم اما سخت بازیگوش است، گوشش به حرفها، متنها گرفتار نیست. تو گویی اصلا زاده شده که گوش ببندد و دهان باز کند و البته زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد… پسر سومی هم هست که جزء من است اما در بیرونم. بخشی از وجود اما خارج از وجود: پسرم امیر که همراهم است…» چنانچه از همین چند سطر پیداست، آنچه در کتاب اعترافات شهر خدا کانون توجه قرار گرفته، تقابلهای درونی و بیرونیِ راوی است، که میتوان آنها را بازنمودی از تقابل امر الهی و امر دنیوی نیز دانست. حال، سوالی که سر برمیآورد این است: آیا پسرانی که درون راوی این سفرنامه زندگی میکنند، سرانجام روزی حرف یکدیگر را خواهند فهمید؟



































