از بنفش تند تا…
هوشنگ ایرانی (زادهٔ ۱۳۰۴ در همدان – درگذشتهٔ شهریور ۱۳۵۲ در فرانسه) شاعر، مترجم، نقاش، منتقد و روزنامهنگار پیشرو معاصر ایران و پدر شعر سوررئال فارسی و شعر نو عرفانی ایران و از نخستین شاعران شعر منثور ایران بود. وی از اعضای اصلی و تأثیرگذار در دورهٔ دوم فعالیت انجمن هنری خروس جنگی است. او با کمتر از چهل شعر و چند مقاله پرچمدار تحولخواهی در شعر ایران و سرمنش
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-959975
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۷۱۶۴۴۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نشر نخستین
مشاهدهی همهتوضیحات
هوشنگ ایرانی (زادهٔ ۱۳۰۴ در همدان – درگذشتهٔ شهریور ۱۳۵۲ در فرانسه) شاعر، مترجم، نقاش، منتقد و روزنامهنگار پیشرو معاصر ایران و پدر شعر سوررئال فارسی و شعر نو عرفانی ایران و از نخستین شاعران شعر منثور ایران بود. وی از اعضای اصلی و تأثیرگذار در دورهٔ دوم فعالیت انجمن هنری خروس جنگی است. او با کمتر از چهل شعر و چند مقاله پرچمدار تحولخواهی در شعر ایران و سرمنشاء شعر سهراب سپهری ، یدالله رؤیایی ، احمدرضا احمدی و جریان شعر موج نو میشود. هوشنگ ایرانی که چون رعدی بر پهنهٔ ادبیات معاصر ظاهر شده بود و در فاصلهٔ کوتاهی چندین مجموعه شعر به چاپ رسانده و «جیغ بنفش» او معروف خاص و عام گردیده بود، با برخورد سرد جامعهٔ ادبی آن زمان و پس از وقوع کودتای ۲۸ مرداد ناگهان به خاموشی گرایید و در نهایت در سال ۱۳۵۲ خورشیدی بر اثر ابتلا به سرطان حنجره درگذشت. زندگی: هوشنگ ایرانی در ۱۳۰۴ در همدان به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان رسانده، دیپلم ریاضی گرفت. در ۱۳۲۴ وارد ادارهٔ دارایی شد، و در خرداد ۱۳۲۵ در رشتهٔ ریاضی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. ایرانی که همواره هوای گشت و سفر اروپا را در سر داشت، در سال ۱۳۲۵ در امتحان ورودی نیروی دریایی شرکت کرده، پذیرفته شد و برای کارآموزی به انگلستان اعزام شد؛ اما زندگی سخت نظامی با روحیهٔ او سازگار نبود و پس از چند ماه انگلستان را ترک کرده، به فرانسه رفت. زندگی فرهنگی در فرانسه بهشدت او را تحت تأثیر قرار داد. او یک سال در آنجا ماند و سپس به ایران بازگشت؛ در ایران پیش خود زبان اسپانیولی آموخت و در ۱۳۲۷ برای ادامهٔ تحصیل به اسپانیا رفت و در رشتهٔ ریاضیات به تحصیل پرداخت. او در ۱۸ آبان ۱۳۲۹، پس از اخذ مدرک دکترا وارد ایران شد. تز دکترای او «فضا و زمان در تفکر هندی» بود. در دههٔ ۱۳۲۰ با افرادی نظیر مرتضی کیوان ، علیاکبر کسمایی ، علی کسمایی ، ایرج افشار ، محمدجعفر محجوب ، مصطفی فرزانه ، سیروس ذکاء ، محمود تفضلی ، غلامحسین غریب و دیگران نشستهای دورهای فرهنگی در باب ادبیات و هنر برگزار میکردند. [۱۱] از ۱۳۲۸ همکاری او با نشریاتی نظیر ماهنامهٔ دانش شروع میشود که شامل ترجمه و تألیف مقالات فلسفی و نقد هنری است. ایرانی با معرفی غلامحسین غریب به جمع اعضای خروس جنگی دورهٔ دوم پیوست و نخستین اشعارش را در کنار مقالات و نقدهایش در خروس جنگی چاپ کرد. [۱۷] در این دوره کلاسهایی نیز در انجمن هنری خروس جنگی در باب هنر و شعر مدرن برگزار کرد. [۱۸] [۱۹] پس از تعطیلی مجله — شاید چون مجلهای برای چاپ اشعارش موجود نبود — طی مدتی نزدیک به یک سال سه مجموعه منتشر کرد: « بنفش تند بر خاکستری »، شهریور ۱۳۳۰، در ۲۰۰ نسخه و در ۶۳ صفحه، « خاکستری »، خرداد ۱۳۳۱ در ۱۱۰ نسخه در ۲۵ صفحه؛ « شعلهای پرده را برگرفت و ابلیس به درون آمد »، آبان ۱۳۳۱ در ۱۱۰ نسخه و در ۲۴ صفحه. [۲۰] مزیت دو مجموعهٔ اخیر بر مجموعهٔ پیشین ایرانی، اندک تحول زبانی اوست. کتاب «بنفش تند بر خاکستری» کتاب مهمی در تاریخ شعر معاصر فارسی دانسته شده؛ چراکه آغازگر گفتمان جدیدی در شعر است. پس از این کتاب، ترکیب «جیغ بنفش» بدل به اصطلاحی برای نامیدن هر شعر متفاوت و غیرمتعارف و — فراتر از این طبقهبندی — هر امر درکنشده میشود. [۲۲] از ۱۳۳۱ فعالیت شعری ایرانی کم و محدود به ترجمهٔ گاهگاهی شد. در دی ۱۳۳۴، مجموعه شعر « اکنون به تو میاندیشم، به توها میاندیشم » را در ۲۳۰ نسخه، و در ۲۴ صفحه منتشر کرد. در ۱۳۳۵ با مجلات « هنر نو » (یک شماره) و « آپادانا » (دو شماره) همکاری کرد. در « هنر نو »، ترجمهٔ شعر « چهارشنبهٔ خاکستر » تی. اس. الیوت را به چاپ رساند. به نوشتهٔ محمد شمس لنگرودی ، زندگی هوشنگ ایرانی از کودتا به بعد — همچون بیشتر هنرمندان این سالها — تا لحظهٔ مرگ در مستی و بیخبری و طنز میگذرد، [۲۴] تا در شهریور ۱۳۵۲ که بر اثر ابتلا به سرطان حنجره [۲۵] در فرانسه درگذشت. هوشنگ ایرانی، شاعر بزرگ خروس جنگی ، در ۱۳۵۲ تقریباً شاعر فراموششدهای بود. او پس از ۱۳۳۴ که آخرین مجموعه اشعارش را چاپ کرد و همچون پیشتر، مورد تهاجم و تمسخر همهجانبهٔ شاعران کلاسیک، نوپرداز و مدرن قرار گرفت، بهطور کامل از عرصهٔ شعر عقبنشینی کرد، و با کششی که به عرفان داشت، با تمام وجود در آن غرق شد. دیگر هیچ شعری منتشر نکرد، و تقریباً از ۱۳۳۵ به بعد دیگر اثری از او منتشر نشد تا ۱۳۵۲ که دچار سرطان حنجره شد؛ [۲۷] در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و سالهای آخری که در دههٔ ۱۳۵۰ عمر داشت، دائماً بین فرانسه و اسپانیا در گشت و گذار بود. [۲۸] دو سال پیش از مرگ، در فرانسه، پزشکان تشخیص دادند سرطان دارد و میتواند عمل کند. اما به دنبال مرگی خودخواهانه و خودخواسته، مداوایی نکرد. [۲۹] مجلات، پیشاپیش خبر مرگ



































