پرش به محتوای صفحه

از دیار مهتاب

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۱۱۵

صفحه

۱۴۰۱

سال چاپ

مادربزرگ وقتی فهمید پیر شده، به من گفت از مردن می‌ترسد. نه از خود مرگ، که انگار مثل خواب یا سفر است، بلکه چون می‌دانست خدا را رنجانده، چون موهبت‌های خیلی زیادی در دنیا به او داده و او احساس خوشبختی نکرده بود، و برای همین خدا می‌توانست از سر تقصیرش بگذرد. اما قبل از رفتن به جهنم، باید سر این موضوع با خدا حرف می‌زد، آن‌وقت برایش می‌گفت که اگر آدمی با ویژگی خاص

۲۱۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
قصه و افسانه
شناسه کالا
kj-340667
تعداد صفحه
۱۱۵
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از میلنا آگوس

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از ماهی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی مهرداد وثوقی

مشاهده‌ی همه

توضیحات

مادربزرگ وقتی فهمید پیر شده، به من گفت از مردن می‌ترسد. نه از خود مرگ، که انگار مثل خواب یا سفر است، بلکه چون می‌دانست خدا را رنجانده، چون موهبت‌های خیلی زیادی در دنیا به او داده و او احساس خوشبختی نکرده بود، و برای همین خدا می‌توانست از سر تقصیرش بگذرد. اما قبل از رفتن به جهنم، باید سر این موضوع با خدا حرف می‌زد، آن‌وقت برایش می‌گفت که اگر آدمی با ویژگی خاصی بیافریند، دیگر نمی‌تواند از او انتظار داشته باشد مثل دیگران با او رفتار کند. با همه‌ی توان، خودش را متقاعد می‌کرد که این زندگی بهترین زندگی ممکن است، نه آن زندگی هیجان‌انگیزی که اشتیاق و آرزویش را داشت.

۲۱۰٬۰۰۰تومان