از هرنگ دل تا جراحی قلب
آن وقت من مدیرعامل بهداری کرمانشاه و رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بودم. اسفند ۱۳۶۹ پس از حمله عراق به کویت طی عملیاتی که بهوسیلهٔ نیروهای ائتلاف علیه عراق صورت گرفت ارتش عراق از کویت اخراج و تلفات زیادی به آنها وارد شد. شب عملیات ارتش آمریکا از طرف استاندار دستور آمادهباش صادر شد. ساعت ۲ بامداد استاندار اعلام کرد طبق اطلاعات رسیده تاکنون ۱۵۰۰ نقطه در ع
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-207074
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
آن وقت من مدیرعامل بهداری کرمانشاه و رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بودم. اسفند ۱۳۶۹ پس از حمله عراق به کویت طی عملیاتی که بهوسیلهٔ نیروهای ائتلاف علیه عراق صورت گرفت ارتش عراق از کویت اخراج و تلفات زیادی به آنها وارد شد. شب عملیات ارتش آمریکا از طرف استاندار دستور آمادهباش صادر شد. ساعت ۲ بامداد استاندار اعلام کرد طبق اطلاعات رسیده تاکنون ۱۵۰۰ نقطه در عراق بمباران شده و نیروی هوایی صدام همان ابتدا زمینگیر شده است. پس از این شکست، کردهای شمال عراق و شیعههای جنوب شورش کردند و حزب بعث بهشدت آنها را سرکوب کرد. خبرها حاکی از ورود تعداد زیادی از آوارگان کردستان عراق از مرز نوسود به ایران بود. جلسهای در استانداری کرمانشاه تشکیل و سیاست اولیهٔ ایران مبنی بر جلوگیری از ورود آنها موردبررسی قرار گرفت. پیشنهاد من این بود که اصولیترین تصمیم را پس از مشاهده میزان و چگونگی ورود آوارگان میتوان اتخاذ کرد؛ لذا به من و چند نفر از مدیران استان مأموریت داده شد طی بازدید از محل اظهارنظر کنیم. ما با بالگَرد عازم شهر مرزی نوسود شدیم. جادهای را در دل کوههای بلند دیدیم که هزاران نفر با هر وسیلهای به طول چند کیلومتر در این جاده باریک در حال حرکت بودند و ترافیک بسیار سنگینی ایجاد شده بود. از همان جا به استاندار پیغام دادیم که برگرداندن این جمعیت باتوجهبه موقعیت جاده و تعداد آنها امکانپذیر نیست. بهتر است بهجای این نظریات تئوریک به فکر اسکان آنان باشیم. حتّی برای سرعتبخشیدن به ورودشان تسهیلات خاصی را فراهم کنیم وگرنه با انواع اپیدمیهای خطرناکی مواجه میشویم. روز اول تعداد زیادی از این جمعیت در منطقه دوآب متوقف شدند. آن شب فقط چهل مورد زایمان در خانهٔ بهداشت آن منطقه انجام شد. از سوی دیگر جمعیت بسیاری هم از منطقه دشت ذهاب وارد ایران شدند. بهترین تصمیم هدایت همهٔ جمعیت به سمت دشت ذهاب و اسکان آنان بود. هزاران انسان درمانده، تشنه و گرسنه در بخش وسیعی از دشتی بدون امکانات مستقر شدند. همهٔ ادارات برای تأمین مایحتاج اوّلیه بسیج شدند. کارکنان بهداری و تقریباً همه ارگانهای استان شبوروز تلاش میکردند تا چادرهای صحرایی بر پا کنند، تانکرهای آب را مستقر کنند، ساخت توالت و هر کاری که برای ایجاد یک شهرک موقت میتوانند را انجام دهند. بحران و مقابله با بحران جزئی از زندگی مردم این منطقه شده بود. شبوروز معنا نداشت و چارهای هم غیر از این نبود. خدمت به مردمی مظلوم که درگیر وحشیانهترین فشارها و خشونتها شده بودند توفیق بزرگی بهحساب میآمد.



































