پرش به محتوای صفحه

بى یاد تو هرگز

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۶۳۹

صفحه

۱۴۰۴

سال چاپ

رقعی

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب «بى ياد تو هرگز» نوشتۀ علی محمد افغانی گزیده‌ای از متن کتاب پيمان، نام مستعار دوست من اسماعيل بود ــ اسماعيل محققِ دوانى، سروان ارتش، كه سپيده‌دم روز 26 مردادماه 1334 در يك گروه شش نفرى به فرمان شاه تيرباران شد. هنگام اعدام آنها ما صداى گلوله‌ها را مى‌شنيديم. قبل از تيرباران وصيت كرده بود كه قبر او در كنار قبر دوست همرزمش منوچهر مختارى گلپايگانى ستوان ه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-453958
شابک
۱۴۰۳۰۲۱۸۰۵
تعداد صفحه
۶۳۹
قطع
رقعی
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از علی محمد افغانی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سیندخت

علی محمد افغانی

نگاه

۴۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شوهر اهو خانم (رقعی|پالتویی)

علی محمد افغانی

نگاه

۱٬۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب محکوم به اعدام

علی محمد افغانی

نگاه

۱۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شلغم میوه بهشته

علی محمد افغانی

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شادکامان دره قره سو

علی محمد افغانی

نگاه

۱٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیندخت

علی محمد افغانی

نگاه

۴۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همسفرها

علی محمد افغانی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سنگی بر روی بافه

علی محمد افغانی

نگاه

۲۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بافته های رنج

علی محمد افغانی

نگاه

۳۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی یاد تو هرگز (خاطرات افسران حزب توده،مرداد 1332)
۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بوته زار

علی محمد افغانی

نگاه

۱٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دکتر بکتاش

علی محمد افغانی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شوهر آهو خانم

علی محمد افغانی

نگاه

۱٬۵۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب «بى ياد تو هرگز» نوشتۀ علی محمد افغانی گزیده‌ای از متن کتاب پيمان، نام مستعار دوست من اسماعيل بود ــ اسماعيل محققِ دوانى، سروان ارتش، كه سپيده‌دم روز 26 مردادماه 1334 در يك گروه شش نفرى به فرمان شاه تيرباران شد. هنگام اعدام آنها ما صداى گلوله‌ها را مى‌شنيديم. قبل از تيرباران وصيت كرده بود كه قبر او در كنار قبر دوست همرزمش منوچهر مختارى گلپايگانى ستوان هوائى باشد. ولى دژخيمان كه از مرده اين قهرمانان نيز مى‌ترسيدند، براى آن‌كه خانواده‌ها باهم بر سر مزار عزيزان خود نروند و يك‌جا جمع نشوند، گور آنها را به فاصله‌هاى دور از هم و پراكنده، هركدام در جايى كندند. بعد هم روى سنگ قبرها را تراشيده و ناخوانا كردند تا كسى متوجه نشود كه اينجا شهيدانى گلگون كفن خفته‌اند. چند سالى بعد، شهردارى، گورستان را تبديل به پارك كرد تا به خيال خود پرده‌اى روى جنايات بى‌شمار دستگاه منفور پهلوى بكشد. غافل از اين‌كه درخت‌ها سر از زمين برخواهند آورد، انسان‌ها زير سايه آنها خواهند نشست و بر هر برگى كه از شاخه جدا مى‌شود و به زمين مى‌افتد سرگذشتى را نوشته  خواهند ديد كه جزء ترديدناپذير تاريخ ملت ماست. اينك اگر جاى قبر اين قهرمانان مشخص نيست چه باك. آنها نمرده‌اند و همچنان با تمام روح پيكارجوى خود در ميان ما هستند. زيرا زندگى آنها، مبارزه آنها، در طول عمر كوتاه خود تصويرى گويا از آن آرمان مقدسى بود كه ملت بزرگ ما در طلبش كوشا است. سابقه آشنايى من و اسماعيل برمى‌گردد به يكى از روزهاى پاييز سال 1328 كه من تازه با درجه ستوان دومى از دانشكده افسرى بيرون آمده بودم. تصور مى‌كنم حافظه‌ام به خطا نمى‌رود كه در قوس جنوبى ميدان انقلاب ــ آن روزها ميدان مجسمه ــ، در تهران، داروخانه‌اى بود به نام داروخانه ستاره كه به سبب تراكم مغازه‌هاى آن راستا تابلوش با همه شكل درازى كه داشت در نظر اول براى بيننده به آسانى قابل تشخيص نبود. ساعت هشت شب با دوستى كه قبلا همديگر را نديده بوديم و نامش را نمى‌دانستم در گوشه اين ميدان قرار ملاقات داشتم. چكمه و شلوار سوارى بپا داشتم و به علامت نشانه، روزنامه لوله‌شده‌اى دستم بود. براى آن‌كه معلوم نكنم منتظر كسى هستم و احيانآ سوءظنى را برنينگيزم ساعتم را نگاه نمى‌كردم. هدف اجتماعى و حزبى مشتركى كه من و اين دوست نديده را بهم پيوند مى‌داد، و راه طولانى ناهموار و پرمخاطره‌اى ك ما را به اتفاق ساير همرزمان ما به اين هدف مى‌رساند، مى‌توانست گوياى اين نكته باشد كه در آن لحظه چگونه سراپاى من در شوق انتظار و هيجانى وصف‌ناپذير شعله‌ور بود. آبان ماه بود و سايه شب رفته رفته همه‌جا را مى‌بلعيد. از ميان جمعيتى كه در حاشيه ميدان آمد و رفت داشت، افسرى با درجه سروانى كه كيف چرمى سياه‌رنگى زير بغلش گرفته بود به من نزديك شد. با نگاه نيمه‌گذرائى كه معمولا دو همقطار ناآشنا به‌هم مى‌اندازند و در آن انس و عاطفه مشتركى وجود دارد براندازم كرد و پرسيد : ــ داروخانه ستاره كجا است؟ جواب دادم : ــ ساعت هشت است. علامت تماس از هردو طرف درست بود. باهم دست داديم و به‌طور كاملا عادى، مانند دو دوست قديمى در طول خيابان سى‌مترى به راه افتاديم. گفت : ــ خود را معرفى مى‌كنم: سروان توپخانه [1]  اسماعيل محقق، افسر منتسب به دانشكده افسرى كه در حال حاضر دانشكده فنى دانشگاه تهران را مى‌بينم. گفتم : ــ از ديدنت خوشحالم. و چون حتمآ اسم و محل كار مرا به تو گفته‌اند و مى‌دانى، خود را معرفى نمى‌كنم. گفت : ــ مى‌رويم تا منزل تو را ياد بگيرم كه بتوانم روزنامه‌ها و نشريات حزب يا سازمان را در روزهاى معينى برايت بياورم. دو رفيق ديگرى كه با تو كار مى‌كنند به اضافه يك نفر كه من معرفى خواهم كرد و او هم در دانشكده فنى است حوزه پنج‌نفرى ما را تشكيل خواهند داد. گرچه مى‌دانم كه فرد تازه‌كارى نيستى و همه‌چيز را مى‌دانى ولى به عنوان تذكرى كه هميشه بايد گفت مى‌گويم كه جلسات ما مطلقآ مخفى است و اَحَدى حتى نزديك‌ترين دوست يا فاميل ما نبايد از راز آن آگاه شود. دستيابى به حقيقت، و شور مبارزه به‌خاطر آن، بهمان اندازه كه روح پرتلاطم انسان عصر ما را شادى مى‌بخشد، او را بى‌قرار مى‌كند تا ديگران را نيز مانند خود در اين شادى سهيم سازد. اين است كه رفقاى تازه‌كار ما، بخصوص در مرحله‌اى كه اولين كتاب‌ها را گرفته و خوانده‌اند، از خود كم‌ظرفيتى و يا بى‌تابى نشان مى‌دهند و فراموش مى‌كنند كه مسئوليت آنها فعلا بيش از هرچيز در حفظ خود است ــ حفظ خود و سازمانى كه مى‌خواهند در آن فعاليت كنند. حقيقت، مانند چشمه‌اى جوشان كه اگر از اينجا جلوش را بگيرند و كورش كنند از آنجا بيرون خواهد زد، مخفى ماندن در طبيعتش نيست. و ما نيز پشت درهاى بسته با پرده‌هاى كشيده، يا در بيغوله‌هاى زيرزمينى براى اين دور هم جمع نمى‌شويم كه با توده‌هاى مردم

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان