پرش به محتوای صفحه

بدرود اناتولی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۳۵۰

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

گزیده ای از متن کتاب کتاب بدرود آناتولی نوشتۀ دیدو سوتیریو ترجمۀ غلامحسین سالمی یادداشت مترجم داستانِ بدرود آناتولی برشی واقعی از تاریخ آسیای صغیر است و رخدادها را جوان روستازاده‌ی کم‌سوادی بازگو می‌کند که خود شاهد تمام ماجراها بوده است. در ترجمه‌ی کتاب کوشیده‌ام لحن این راویِ درس‌نخوانده کاملاً حفظ شود و خواننده در حال و هوای کامل وقایع قرار گیرد. در برگردا

۲۴۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-235464
تعداد صفحه
۳۵۰
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از دیدو سوتیریو

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب بدرود آناتولی (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ110)

دیدو سوتیریو

ترجمه‌ی غلامحسین سالمی

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از غلامحسین سالمى

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب گل افتابگردان – چشم و چراغ 31

ویلیام کندی، غلامحسین سالمى

ترجمه‌ی غلامحسین

نگاه

۵۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اوای موج ها

یوکیو میشیما، غلامحسین سالمى

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب 5 مثل قلب (صد شعر کوتاه،شعر ایران42)،(5زبانه)

غلامحسین سالمى

سرزمین اهورایی

۶۳٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از متن کتاب کتاب بدرود آناتولی نوشتۀ دیدو سوتیریو ترجمۀ غلامحسین سالمی یادداشت مترجم داستانِ بدرود آناتولی برشی واقعی از تاریخ آسیای صغیر است و رخدادها را جوان روستازاده‌ی کم‌سوادی بازگو می‌کند که خود شاهد تمام ماجراها بوده است. در ترجمه‌ی کتاب کوشیده‌ام لحن این راویِ درس‌نخوانده کاملاً حفظ شود و خواننده در حال و هوای کامل وقایع قرار گیرد. در برگردان متن از یاری این عزیزان بهره برده‌ام: 1_   دوست یونانی‌ام DESPINA HATZIDAKI که کتاب را در اختیارم نهاد. 2_   سرکار خانم هاله صفوی که در ترجمه و مقابله با متنِ اصلی همراهی‌ام کرد. 3_   دوست عزیزم آقای اسدالله امرایی که جمله‌های ترکی را به فارسی برگردانده است. سپاسگزار محبت‌هاشان هستم. غلامحسین سالمی زندگیِ آرام 1 تا پیش از شانزده سالگی‌ام، کفش و لباس نو نداشتم. توی سرزمین پدری‌ام تنها چیزی که اهمیت داشت، کاشتنِ درخت زیتون و انجیر بود. و اما مادرم؟ او چهارده بچه زایید؛ از هفت تا بچه‌ای که زنده ماندند، چهارتاشان توی جنگ کشته شدند. هرگز به یاد ندارم که پدرم سکه ای برنجی به من داده باشد تا من هم مثل بچه‌های دیگر با آن برای خودم شیرینی یا نانِ کنجدی بخرم. یک روز پیش از انجامِ مراسم عشای ربّانی، من و برادران کوچک‌‎ترم، از او درخواست کردیم سکه‌ای به ما بدهد؛ امیدوار بودیم ته جیب‌اش چیزی برای‌مان پیدا کند. اما تا فهمید که داریم برای خرج کردنِ پول نقشه می‌کشیم، آتش خشم‌اش شعله‌ور شد و افتاد دنبال‌مان؛ اگر به چنگ‌اش می‌افتادیم، بی‌تردید ما را به بادِ تازیانه می‌گرفت و تن و بدن‌مان را کبود می‌کرد. تصمیم گرفتیم با بوسیدنِ دستِ پدر مادرِ تعمیدی‌مان، شانس‌مان را آزمایش کنیم. وقتی آنها به هر کدامِ ما یک قُروش * دادند، از شادی نمی‌توانستیم توی پوستِ‌مان بگنجیم. استاماتیس [1] برادر کوچک‌ام یک‌راست به دکان تودوروسِ [2] بقال رفت و خودش را با تکه‌های گنده‌ی شیرینی‌های جورواجور خفه کرد. یورگیس [3] و من رؤیای چیزهای بهتری را در سر می‌پروراندیم. تنها چیزی که به آن می‌اندیشیدیم، اسباب بازی بود و بس. تا چشمِ یورگیس به شیپورِ اسباب بازی افتاد، آن را قاپید. من اما دنبال چیز بهتری می‌گشتم. در نتیجه تا چشم‌ام افتاد به موشِ فنردارِ خاکستری، قاپیدمش، اگرچه می‌بایست تمامِ دار و ندارم را بابت‌اش می‌پرداختم. دوان دوان خود را به خانه رساندیم تا خریدهامان را به رخ دیگران بکشیم. برادرم مثل یک شیپورچی شق و رق ایستاد. امکان نداشت کسی بتواند شیپور را از دَم دهانش دور کند. من دَمر دراز کشیدم روی کفِ اتاق و موش را با احتیاط گذاشتم روی زمین؛ بعد نخی را که از زیرِ شکم‌اش زده بود بیرون، کشیدم. همین طور که موش عقب و جلو می‌رفت، فریاد زدم: _ نگاه کنید! تکان می‌خورد! اون زنده‌س! خواهرها و برادرهایم دورم جمع شدند. آنها به یکدیگر سقلمه می‌زدند تا برای کشیدنِ نخِ موش و کوک کردنِ آن، نوبت بگیرند. توی تمامِ دورانِ کودکی‌ام هرگز این چنین هیجان‌زده نشده بودم. همین طور که شادی و هیجانِ ما بچه‌ها بالا می‌گرفت و به اوجِ خودش می‌رسید، از گوشه‌ی چشم پدرم را دیدم که با چهره ای دُژم غرید: _ آهای تو! آن اسباب بازی را بیار این‌جا! پیش از آنکه بتواند حرفش را تمام کند، موش را قاپیدم و چپاندم توی جلوِ پیراهنم و خیز برداشتم طرفِ ایوان و پله‌ها را پنج تا یکی پریدم پایین. یورگیس با من نیامد، شاید خطر را احساس نمی‌کرد و یا شاید هم وحشت‌زده شده بود. او به طرفِ پدر رفت، شیپور را داد دست‌اش و با چشم‌هایی گرد شده از وحشت، روبه‌رویش  ایستاد. پدر شیپور را گرفت توی مُشت‌اش و با پنجه‌های محکم‌اش آن را خرد کرد و تکه‌هایش را انداخت توی بخاریِ دیواری. * یک صدم لیره (واحد پول ترکیه) [1] – STAMATIS [2] – THODOROS [3] – YORGIS موسسه انتشارات نگاه کتاب بدرود آناتولی نوشتۀ دیدو سوتیریو ترجمۀ غلامحسین سالمی موسسه انتشارات نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان