پرش به محتوای صفحه
رمان ایرانیناموجود

به خیالم…

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۵۳۰

صفحه

۱۳۹۷

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

به خیالم… خلاصه کتاب: داستان در رابطه با دختری به نام حریر است که دلبسته ی پسری می‌شود که از لحاظ فرهنگی با هم متفاوت هستند. به علت مخالفت خانواده ها، مجید ناچار می شود برای مدتی طولانی، کشور را ترک کند و در همان زمان اتفاقاتی می افتد که حال این دلبستگی را دگرگون می کند. از متن کتاب: کسی با صدایی شاد گفت: ــ عروس رفته گل بچینه! قند در دل مریم آب شد. یعنی عرو

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کد تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محض موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان ایرانی
شناسه کالا
kj-528478
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۷۲۹۰۷۳
تعداد صفحه
۵۳۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۷

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از مرضیه قنبری

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از سخن

مشاهده‌ی همه

توضیحات

به خیالم… خلاصه کتاب: داستان در رابطه با دختری به نام حریر است که دلبسته ی پسری می‌شود که از لحاظ فرهنگی با هم متفاوت هستند. به علت مخالفت خانواده ها، مجید ناچار می شود برای مدتی طولانی، کشور را ترک کند و در همان زمان اتفاقاتی می افتد که حال این دلبستگی را دگرگون می کند. از متن کتاب: کسی با صدایی شاد گفت: ــ عروس رفته گل بچینه! قند در دل مریم آب شد. یعنی عروس مجید بود؟ نگاهش به خطوط قرآنی بود که در دست داشت و گوشش بی‌تاب شنیدن دوباره‌ی صدای عاقد! مجید اما چهره‌اش اخم داشت. آنجا بود و نبود! ذهنش ناخودآگاه، درگیری لفظی چند ساعت پیشش با افشین را تداعی می‌کرد. یقه‌اش در دست‌های افشین مشت بود، وقتی به سینه‌ی دیوار هلش داد و با خشمی سرریز شده گفت: ــ توی نامرد که جربزه نداشتی خودت واسه زندگی خودت تصمیم بگیری و گوشت بدهکار حرفای خاله زنکی بود، غلط کردی دختر خواهر منو هوایی کردی. با یک حرکت زیر دستش زد و خود را رهانید و با آشفتگی چند قدم آن سوتر رفت: ــ داری تند می‌ری افشین، دختر خواهر تو، حالا زن یکی دیگه‌ست! چرا نمی‌خوای اینو بفهمی؟

خرید کتاب به خیالم…، مرضیه قنبری · سخن | کتاب‌جم