بی نامی
۱۷۶
صفحه
۱۳۹۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
نیروهای دشمن به اشتباه فكر میکنند كه من همرزمانم را كشتهام، به همین خاطر مثل اسرای جنگی با من رفتار نمیکنند. اصلاً حال خوبی ندارم. از چشمهای باز نفر جلویی میترسم. طوری نگاهام میکند انگار گناه بزرگی مرتكب شدهام، گناهی كه باید تقاصش را به بدترین شكل ممكن پس بدهم. فرماندهی دشمن به طرفم میآید. لبخندی میزند و به زبان خودشان چیزهایی میگوید. كمكم میکن
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-965406
- تعداد صفحه
- ۱۷۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از روزنه
مشاهدهی همهتوضیحات
نیروهای دشمن به اشتباه فكر میکنند كه من همرزمانم را كشتهام، به همین خاطر مثل اسرای جنگی با من رفتار نمیکنند. اصلاً حال خوبی ندارم. از چشمهای باز نفر جلویی میترسم. طوری نگاهام میکند انگار گناه بزرگی مرتكب شدهام، گناهی كه باید تقاصش را به بدترین شكل ممكن پس بدهم. فرماندهی دشمن به طرفم میآید. لبخندی میزند و به زبان خودشان چیزهایی میگوید. كمكم میکند بلند شوم. برای آخرین بار نگاهی به افراد گروه میاندازم. انگار همگی آرام خوابیدهاند. خوابی شیرین كه باید سالها حسرت یك لحظهاش را داشته باشم. مطالعه 20صفحه ابتدایی کتاب


































