بندباز و دلقکها
۲۴۰
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
وزیری
قطع
باغ، باغ سیب بود. تابستان و زمستان نداشت، همیشه خدا سیب میداد؛ گاهی کم گاهی خیلی زیاد. آن طرف باغ آقا رحمان هیزم میسوزاند و ذغال آماده میکرد که زمستان بفروشد. بوی سیب با دود هیزم قاطی میشد و هوش از سر آدم میبرد. ای کاش آنهایی که در فرنگ پرفیوم درست میکنند میتوانستند مثل این بو را بسازند. برزخ لابد چنین بویی میدهد. از یک طرف نسیم بهشت بوی سیب میآورد
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-091741
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۹۰۸۴۳۸۰
- تعداد صفحه
- ۲۴۰
- قطع
- وزیری
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از موسسه فرهنگی و هنری ماهور
مشاهدهی همهتوضیحات
باغ، باغ سیب بود. تابستان و زمستان نداشت، همیشه خدا سیب میداد؛ گاهی کم گاهی خیلی زیاد. آن طرف باغ آقا رحمان هیزم میسوزاند و ذغال آماده میکرد که زمستان بفروشد. بوی سیب با دود هیزم قاطی میشد و هوش از سر آدم میبرد. ای کاش آنهایی که در فرنگ پرفیوم درست میکنند میتوانستند مثل این بو را بسازند. برزخ لابد چنین بویی میدهد. از یک طرف نسیم بهشت بوی سیب میآورد و از طرف دیگر طوفان جهنم بوی هیزم سوخته. زندگی برزخی او بوی باروت و موسیقی میداد.





















