برفهای کلیمانجارو
کتاب «برفهای کلیمانجارو» ( The Snows of Kilimanjaro ) اثر ارنست همینگوی، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که برای اولین بار به سال ۱۹۳۶ منتشر شد. این اثر، داستانی عمیق و تأملبرانگیز است که موضوعات مختلفی از جمله مرگ، هنر، عشق و ناکامی را در خود گنجانده است. داستانِ اصلی، گزارشی از آخرین روزهای زندگی نویسندهای به نام هری است، که در اوجِ بیماری بر روی کو
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-570626
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از جامی(مصدق)
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «برفهای کلیمانجارو» ( The Snows of Kilimanjaro ) اثر ارنست همینگوی، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که برای اولین بار به سال ۱۹۳۶ منتشر شد. این اثر، داستانی عمیق و تأملبرانگیز است که موضوعات مختلفی از جمله مرگ، هنر، عشق و ناکامی را در خود گنجانده است. داستانِ اصلی، گزارشی از آخرین روزهای زندگی نویسندهای به نام هری است، که در اوجِ بیماری بر روی کوهی در آفریقا، یعنی کلیمانجارو، به سر میبَرَد. هری، که در زندگی با ناکامیها و یأسهایی روبرو شده، خاطرات گذشتهاش، روزگاری که نویسندهای موفق و خلاق بوده را به یاد میآورَد. او به مرور تجربیات و رابطهی خاصی که با همسرش هیلدا داشته و تلاشهای خود برای نویسندگی و خلق آثار ادبی فکر میکند. از طرفی دیگر، اضطراب و ترس از مرگ در وجودِ او ریشه دوانده است. مضامینی چون طبیعت، مرگ، هنر و تلاش برای یافتن معنا در زندگی در این داستانها آمده و تضادِ میان زندگی و مرگ، موفقیت و ناکامی عیان و آشکار است. برفهای کلیمانجارو نمادی از زیبایی و در عین حال سردی و نرسیدن به برخی آرزوها و دستاوردها در زندگی انسان است. داستان بهویژه به مفهوم مرگ و شباهت میان آن و هنر میپردازد. هری، شخصیتِ نویسندهی داستان، به بیماری لاعلاجی مبتلا میشود و در شُرُفِ مرگ قرار میگیرد. همینگوی در این داستان به شدت بر تضاد ِ میان ِزندگی و مرگ تأکید میکند. هری در تلاش است تا با یادآوری تجربیات گذشته و وارسیِ ارزش کار خود، با مرگ روبرو شود. این تضاد در توصیف مناظر زیبای کلیمانجارو و در عین حال وضعیت بحرانی هری جلوهگر میشود. شخصیت اصلی در جستجوی خود و هویتِ خویشتن است. او به مرور زمان و تجربههایش نگاه میکند و سؤالاتی پیرامونِ ارزش واقعی زندگی و هدف هنرش طرح میکند. این داستان تجسمی از بحرانهای روحیِ هنرمندان به ویژه نویسندههاست. سبک نویسندگی همینگوی در این اثر همان جملات کوتاه و تأثیرگذار است. او از نثری ساده و بیپیرایه بهره میبرَد، وَ عمق احساسات و اندیشهی شخصیتها را میکاوَد. نتیجتاً این شیوه به داستان قدرت و واقعگراییِ خاصی میبخشد.


































