برنامه ریزی برند
۱۸۰
صفحه
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
درباره کتاب «برنامه ریزی برند» کتاب برنامه ریزی برند (Brand Planning) نوشتهی کوین لین کلر (Kevin Lane Keller) یکی از جامعترین منابع در حوزه استراتژی برند و مدیریت ارزش برند است. این کتاب بر مبنای اصل بنیادین «برندهای بزرگ تصادفی نیستند» تدوین شده است؛ یعنی موفقیت آنها نتیجهی برنامهریزی آگاهانه، خلاقیت استراتژیک و تعهد مستمر است. کلر در این اثر سه مدل اص
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- هنر
- شناسه کالا
- kj-299700
- تعداد صفحه
- ۱۸۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بازاریابی
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی امین اسدالهی
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب «برنامه ریزی برند» کتاب برنامه ریزی برند (Brand Planning) نوشتهی کوین لین کلر (Kevin Lane Keller) یکی از جامعترین منابع در حوزه استراتژی برند و مدیریت ارزش برند است. این کتاب بر مبنای اصل بنیادین «برندهای بزرگ تصادفی نیستند» تدوین شده است؛ یعنی موفقیت آنها نتیجهی برنامهریزی آگاهانه، خلاقیت استراتژیک و تعهد مستمر است. کلر در این اثر سه مدل اصلی برای برنامهریزی و مدیریت برند ارائه میدهد که در واقع سه لایهی تو در تو و مکمل هم هستند؛ مانند عروسکهای روسی «ماتریوشکا» که هر لایه جزئی از لایه بعدی را شکل میدهد. این سه مدل عبارتاند از: ۱. مدل جایگاهیابی برند (Brand Positioning Model) ۲. مدل همنوایی برند یا طنین برند (Brand Resonance Model) ۳. مدل زنجیره ارزش برند (Brand Value Chain Model) درک و ترکیب این مدلها به مدیران برند امکان میدهد تا از سطح مفهومی و روانشناختی ادراک مشتری تا سطح اقتصادی و مالی ارزش برند، یک دیدگاه تمامنگر نسبت به فرایند برندسازی پیدا کنند. ۱. مدل جایگاهیابی برند (Brand Positioning Model) در این مدل، کلر مفهوم کلیدی جایگاهیابی را به عنوان «ایجاد مزیت رقابتی در ذهن مشتری» تعریف میکند. هدف این است که برند در ذهن مصرفکننده جایگاهی متمایز، قابل تشخیص و مطلوب پیدا کند. فرآیند جایگاهیابی شامل سه مرحلهی استراتژیک است: شناسایی مزیتهای کلیدی (Points of Difference) : ویژگیهایی که برند با آنها از رقبا برتر است. تعیین نقاط مشارکت (Points of Parity) : ویژگیهایی مشترک با رقبا که برای پذیرش برند ضروریاند. تعریف وعده برند (Brand Promise) : نتیجهی ذهنی و احساسی که برند در ذهن مشتری میسازد. مدل جایگاهیابی برند به مدیران کمک میکند تصویر یکپارچهای از برند بسازند تا در ارتباطات بازاریابی، طراحی محصول و تجربه کاربر تطابق کامل برقرار باشد. ۲. مدل همنوایی برند (Brand Resonance Model) دومین مدل، «مدل همنوایی برند» یا Brand Resonance Pyramid است که قلب تپندهی تفکر کلر در برندسازی محسوب میشود. این مدل نشان میدهد چگونه برندها میتوانند رابطهای عمیق، فعال و وفادارانه با مشتریان ایجاد کنند. چهار مرحلهی صعود در هرم همنوایی عبارتاند از: Brand Identity – شناخت برند: مشتری بداند برند چیست و چه میکند. Brand Meaning – معنا و عملکرد: درک عملکرد و ارزشهای نمادین برند. Brand Response – واکنش: قضاوتها و احساسات نسبت به برند. Brand Resonance – طنین و پیوند: حداکثر سطح وفاداری، عشق و تعامل فعال. در این مدل، برند نهفقط شناخته میشود بلکه احساس میشود. برندهایی مانند Apple، Nike و Disney بهخوبی این طنین را در ذهن و قلب مشتریان خود ایجاد کردهاند. هدف نهایی این مدل، تبدیل مشتری به طرفدار فعال (Brand Advocate) است. ۳. مدل زنجیره ارزش برند (Brand Value Chain Model) سومین مدل، چارچوبی تحلیلی برای ردیابی مسیر خلق ارزش برند است. هدف این است که درک شود سرمایهگذاریهای بازاریابی چگونه به ارزش مالی برند تبدیل میشوند . کلر با نبوغ تحلیلی خود مسیر ارزش را در چهار حلقه پیوسته نشان میدهد: بازاریابی سرمایهگذاریها (Marketing Program Investment) – بودجه تبلیغات، ترویج و نوآوری. پاسخ مشتری (Customer Mind-set) – آگاهی، احساسات، قضاوت و پیوند ذهنی مشتری. عملکرد بازار (Market Performance) – وفاداری، سهم بازار و رشد درآمد. ارزش سهامدار (Shareholder Value) – تأثیر اقتصادی برند بر سهام و سود شرکت. این مدل حلقهی نهایی را بین «برند بهعنوان دارایی بازاریابی» و «برند بهعنوان دارایی مالی» برقرار میکند، و از نظر علمی پایهای برای تبیین Brand Equity (ارزش ویژه برند) در سطوح سازمانی است. ۴. یکپارچگی سه مدل و فلسفه کلر بهزعم کلر، این سه مدل در ارتباطی ارگانیک با هم کار میکنند: جایگاهیابی برند بذر ادراکی برند را میکارد، همنوایی برند آن را به تجربهی احساسی و رابطهای بدل میکند، و زنجیرهی ارزش برند نتایج مالی و اقتصادی این پیوند را میسنجد. بنابراین، برنامه ریزی برند فرآیندی خطی نیست بلکه حلقهای پویا از درک، خلق، ارتباط و ارزیابی است که باید بهصورت مداوم بازنگری شود. مدیران موفق، همواره این سه بُعد را همزمان به کار میگیرند تا برندشان نهتنها جذاب، بلکه سودآور و ماندگار باشد. ۵. کاربرد و اهمیت برای سازمانها کلر تأکید دارد که برند نه فقط بر جلوهی بازاریابی تأثیر میگذارد، بلکه شاخص اصلی سلامت سازمان محسوب میشود. شرکتهایی که مدلهای برنامه ریزی برند را بهدرستی اجرا کردهاند (مانند Intel، Samsung، Nike، P&G، Disney )، توانستهاند بین سرمایهگذاریهای بازاریابی و بازده اقتصادی ارتباط مستقیم برقرار کنند. یکی از جذابیت





































