چمدان
۹۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
دربارۀ کتاب چمدان سرگئی دولاتوف (Sergei Dovlatov) یک روز با یک چمدان از کشورش خارج شد. ازآنجاکه روسیه اجازهی چاپ آثارش را نمیداد، دولاتوف به همراه پدر و مادرش، وطن را به مقصد آمریکا ترک گفت. ادارهی مهاجرت به سرگئی هشدار داده بود که تنها اجازهی خروجِ سه چمدان را از کشور دارد. فکر به اینکه سیوشش سال زندگی را در سه چمدان جا بدهد، اول ترسناک بهنظر میرسید،
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-248205
- تعداد صفحه
- ۹۸
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از مهرگان خرد
مشاهدهی همهتوضیحات
دربارۀ کتاب چمدان سرگئی دولاتوف (Sergei Dovlatov) یک روز با یک چمدان از کشورش خارج شد. ازآنجاکه روسیه اجازهی چاپ آثارش را نمیداد، دولاتوف به همراه پدر و مادرش، وطن را به مقصد آمریکا ترک گفت. ادارهی مهاجرت به سرگئی هشدار داده بود که تنها اجازهی خروجِ سه چمدان را از کشور دارد. فکر به اینکه سیوشش سال زندگی را در سه چمدان جا بدهد، اول ترسناک بهنظر میرسید، اما سپس زندگیاش را فشرده در یک چمدان با خود به دوش کشید. او چمدانی را که مهمترین وسایلش را دربرمیگرفت، چندین سال بعد، از زیر گردوغبار بیرون کشید و باز کرد؛ کت چهاردکمهای، پیراهن زنانهی پوپلین، کلاه زمستانی با پوست خوک آبی، سه جفت جوراب کرپ نایلونی فنلاندی، دستکشهای رانندگی و کمربند چرمی پلیس، چند عکس و یک نقاشی از کارل ماکس محتویات چمدان بود. بیرون کشیدن این محتویات و زنده شدن خاطرات مهاجرت پس از چندین سال، سرگئی دولاتوف را بر آن داشت تا کتاب چمدان را بنویسد و هر داستان از کتاب را به اسم یکی از وسیلههایش نامگذاری کند. *** در گرماگرمِ زنده شدن خاطراتی نوستالژیک، رد تلخی از خنده بر لب سرگئی دولاتوف و خوانندگان مینشیند و رمانی انسانی از قلم یکی از بهترین طنزپردازان روسی جاری میشود. او در اولین داستان کتاب چمدان، قصهی جورابهای کرپ فنلاندی را تعریف میکند و در داستان دوم سراغ نیمچکمههای نومِنکلاتورا میرود که آنها را دزدیده است. راوی با اعتراف به یک دزدی شروع میکند و سپس شغلش را در زمینهی مجسمهسازی با دقت و جزئیبینی زیادی توضیح میدهد و همزمان تصویری از جامعهی سیاسی روسیه به دست میدهد. سرگئی دولاتوف هریک از داستانهای کتاب چمدان را با یادآوری یک خاطره بسط میدهد؛ از خاطرهی خواستگاری و ازدواج گرفته تا مراجعهی مأمور کا. گ. ب برای سردرآوردن از کار یک نویسندهی سوئدی. گویی دولاتوف پس از سالها از بیرون به تمام این ماجراها نگاه میکند و از نقطهنظری طنزآمیز به تحلیل و بررسی آنها میپردازد. سرگئی کتاب چمدان را با این سوالات به پایان میبرد: «تموم این سالها توی کشورم چی به دست آورده بودم؟ خروجیم چی بوده؟ این حجم از آشغال؟ یا چمدونی از خاطرات؟» او موقعیتی را که در آن قرار دارد، پایان سفر نمیداند و به چمدانهای بعدی و سفرهای بیپایان میاندیشد. نکوداشتهای کتاب چمدان آرزو داشتم سرگئی دولاتوف بیشتر عمر میکرد و آثار بیشتری به ما ارزانی میداشت. (Francine Prose) متن سرگئی دولاتوف به طنز و نوستالژی آمیخته است. کتاب چمدان دریچهای است که به روی زندگی روزمره در جماهیر شوروری گشوده میشود. (The Observer)

































