پرش به محتوای صفحه

چرا تاریکی را خدای خود نکنم؟

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۲۲

صفحه

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

مظفر گلوی تو را سفت نگه می‌دارد. اکبر پاهایت را. با چشم‌های سیاهت حتی تا لحظات آخر هم به من زل می‌زنی. از بین این همه آدم چرا به من کینه داری؟ گمانم هیچ ابزاری نتواند شدت سیاهی این چشم‌ها را دقیق بسنجد. مظفر زیر لب بسم‌الله می‌گوید و کارد را به گلویت می‌کشد. تا چند ثانیه هنوز خرخر می‌کنی. اکبر پاهایت را راها می‌کند تا برای خودت هرچقدر خواستی دست و پا بزنی. چ

۳۹۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-743132
تعداد صفحه
۱۲۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از معصومه جعفری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب چرا تاریکی را خدای خود نکنم؟ (داستان ایرانی)
۱۹۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از روزنه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سمت کالسکه
۷۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اندوهان اژدر
۳۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در کفن خاکستر
۴۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زی – پو

روزنه

۵۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هویت

روزنه

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط گوندولین (گالینگور)
۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب محراب سانتاماریا
۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اوازهای غمگین اردوگاه
۸۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لیبرالیسم و ناراضیانش
۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مگر چراغی بسوزد
۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مبارزه با نابرابری
۸۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جانان

روزنه

۲۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابسالان

روزنه

۴۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حکمرانی بد و فساد
۷۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیلماریلیون (شومیز)
۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط گوندولین (شومیز)
۶۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شنیدن اوازهای مغولی
۷۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پیامبر (گالینگور)
۶۴۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

مظفر گلوی تو را سفت نگه می‌دارد. اکبر پاهایت را. با چشم‌های سیاهت حتی تا لحظات آخر هم به من زل می‌زنی. از بین این همه آدم چرا به من کینه داری؟ گمانم هیچ ابزاری نتواند شدت سیاهی این چشم‌ها را دقیق بسنجد. مظفر زیر لب بسم‌الله می‌گوید و کارد را به گلویت می‌کشد. تا چند ثانیه هنوز خرخر می‌کنی. اکبر پاهایت را راها می‌کند تا برای خودت هرچقدر خواستی دست و پا بزنی. چشم‌هایت سیاهی خود را دارند، اما دیگر شفاف و تیز نیستند. نفس عمیقی می‌کشم. از شر چشم‌های سیاهت خلاص شدم. پروانه تو را نذر حاجاتش کرده. می‌توانست از محتشم اسماعیل حاجاتش را درخواست کند. بدون خونریزی و صرف پول. اما از آن‌جایی که همیشه فانوس به‌دست در تاریکی، هر کجا که مظفر گفته او هم رفته، پس این‌بار هم دعایش را با این روش به درگاه خدای خودش می‌خواند. مطالعه 20صفحه ابتدایی کتاب

۳۹۰٬۰۰۰تومان