دیوار چین و داستان های دیگر
داستان «دیوار چین» (یا «نبرد دیوار چین» ) نوشتهی فرانتس کافکا یکی از آثار کوتاه و تأثیرگذار این نویسنده است که مضامین گوناگونی از جمله بیمعنایی، جستجوی هویت و ماهیتِ انسان و نیز تنش میان بخشهای مختلف اجتماعی و سیاسی در جامعه را مطرح میکند. راوی داستان کارگری است که در پروژهی ساخت دیوار چین حضور دارد. او شرایط مأیوسکننده و دشوارِ کارِ این دیوار را شرح
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-162718
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از جامی(مصدق)
مشاهدهی همهتوضیحات
داستان «دیوار چین» (یا «نبرد دیوار چین» ) نوشتهی فرانتس کافکا یکی از آثار کوتاه و تأثیرگذار این نویسنده است که مضامین گوناگونی از جمله بیمعنایی، جستجوی هویت و ماهیتِ انسان و نیز تنش میان بخشهای مختلف اجتماعی و سیاسی در جامعه را مطرح میکند. راوی داستان کارگری است که در پروژهی ساخت دیوار چین حضور دارد. او شرایط مأیوسکننده و دشوارِ کارِ این دیوار را شرح میدهد. داستان، اهمیت این دیوار در زیست و زندگیِ انسانها را یادمان آورده و سیاهی و بیاعتمادیِ این کار و کنشِ سخت را پیش چشممان میآورد. دیوار نمادی است از تلاش بشر برای مرزکشی و ایجاد امنیت، اما در عین حال، نمایانگر محدودیتها و حبسِ آدمیزاد هم به شمار میرود. راوی معنای واقعی این پروژه و تأثیر آن بر زندگی انسانها را میکاود. در پایان، حس عمیق ناامیدی و بیمعنایی به مخاطب القا شده و در مییابیم که تلاش برای ایجاد امنیت و محفوظ ماندن شاید به دامهایی بر سر راه خود انسان بدل شود. این اثر به نوعی نقدی بر شرایط فرهنگی و اجتماعی زمانهی کافکا به شمار میرود و مسائلی چون هویت و وجود را به شیوهای فلسفی و ترسناک بررسی میکند. داستان با زبانی مختصر و ساده نوشته شده اما در عین حال مملو از نمادها و معانی پنهان است. کافکا از تکنیکهای رواییِ خاصی استفاده میکند تا احساس اضطراب و ناکامی را به خواننده منتقل کند. شخصیتهای داستان غالباً در حالتی از سرگشتگی و ناتوانی به سر میبرند. آنها به نوعی نمایندهی نسلهای مختلفی هستند و در تلاشند تا خدا و زندگی را در جهانی خالی از معنا بیابند. شخصیتها از جستجوی معنایِ عمیقتر در زندگی خسته و نومید شدهاند، غمی بیپایان که شاید زندگیِ بسیاری از انسانها را در چنبرهی خود گرفته است. یکی از اصلیترین پیامهای داستان، تأکید بر بیمعنایی و عجز و ناتوانیِ انسان مدرن است. شخصیتها و پیرنگِ داستان به خوبی از عهدهی نمایشِ این حقیقت که تلاش برای تعریف و چرایی وجود پیوسته با ناکامیهایی روبهروست برآمدهاند.



































