پرش به محتوای صفحه

دیر بجنبی اتفاق شومی می افتد

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۵۴

صفحه

۱۳۹۸

سال چاپ

جیبی

قطع

شمیز

نوع جلد

این همان لحظه‌ی حساس آژیر قرمز قبل از بلایا بود که مهم‌ترین‌ها را باید با خود برداشت و برد. بلایا؟ کدام بلا؟ یک‌چیزی به او می‌گفت گر آنجا بماند و دست روی دست بگذارد، اتفاق شومی می‌افتد. شاید شهری زیر کوهی دفن می‌شد. شاید با نرفتن او هواپیمایی با چند صد سرنشین آن‌ور دنیا توی اقیانوسی سقوط می‌کرد و سربه نیست می‌شد. شاید… شاید این تو قلبش می‌گرفت و می‌مرد و بعد

۳۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-949276
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۳۴۸۴۵۸
تعداد صفحه
۱۵۴
قطع
جیبی
نوع جلد
شمیز
وزن
۱۱۶ گرم
سال انتشار شمسی
۱۳۹۸

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از خاطره محمدی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب استحاله ی جاهای خالی

خاطره محمدی

افراز

۲۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از روزنه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سمت کالسکه
۷۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اندوهان اژدر
۳۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در کفن خاکستر
۴۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سمت کالسکه
۷۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زی – پو

روزنه

۵۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هویت

روزنه

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب محراب سانتاماریا
۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سقوط گوندولین (گالینگور)
۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب محراب سانتاماریا
۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اوازهای غمگین اردوگاه
۸۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لیبرالیسم و ناراضیانش
۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مگر چراغی بسوزد
۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مبارزه با نابرابری
۸۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جانان

روزنه

۲۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ابسالان

روزنه

۴۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هزارتوی کوچه الاسکا
۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حکمرانی بد و فساد
۷۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیلماریلیون (شومیز)
۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

این همان لحظه‌ی حساس آژیر قرمز قبل از بلایا بود که مهم‌ترین‌ها را باید با خود برداشت و برد. بلایا؟ کدام بلا؟ یک‌چیزی به او می‌گفت گر آنجا بماند و دست روی دست بگذارد، اتفاق شومی می‌افتد. شاید شهری زیر کوهی دفن می‌شد. شاید با نرفتن او هواپیمایی با چند صد سرنشین آن‌ور دنیا توی اقیانوسی سقوط می‌کرد و سربه نیست می‌شد. شاید… شاید این تو قلبش می‌گرفت و می‌مرد و بعد از روزها وقتی‌که جسدش در حال تجزیه شدن بود و گندانه می‌شد، کسی جنازه‌ی فاسد شده‌اش را پیدا می‌کرد. آن‌هم مگر صاحب‌خانه وقتی‌که می‌دید پول اجاره به شکل بی‌سابقه‌ای از زمان مقررش گذشته و هنوز به حسابش واریز نشده. توی غربت می‌مرد و توی غربت به خاک می‌رفت و چه‌بسا روزی مشتی از این خاک غربت می‌شد. باید دست می‌جنباند و هرچه زودتر می‌رفت. دل‌خوشی‌های یک‌جایی که نمی‌دانست کجاست انتظارش را می‌کشید. دیر بجنبی اتفاق شومی می‌افتد مطالعه 20صفحه ابتدایی کتاب

۳۰۰٬۰۰۰تومان