دختران کطولحو (ادبیات وحشت)
۲۳۶
صفحه
۱۳۹۸
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
دختران کطولحو با تدوین س.م.گارسیا و پ.آر.استایلز داستانی درباره زنان دنیای لاوکرفت است. دختران کطولحو با ترجمه سیما تقوی از مجموعه ادبیات وحشت منتشر شده است. لاوکرفت، نویسندهای است که در داستانهای کوتاه و بلند خود، کمتر از حضور شخصیتهای مونث استفاده میکند و تعداد شخصیتهای مونث داستانهایش به نسبت شخصیتهای مذکر کمتر است. این کتاب مجموعهای از داستانهای
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-016538
- تعداد صفحه
- ۲۳۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۸
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پیدایش
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سیما تقوی
مشاهدهی همهتوضیحات
دختران کطولحو با تدوین س.م.گارسیا و پ.آر.استایلز داستانی درباره زنان دنیای لاوکرفت است. دختران کطولحو با ترجمه سیما تقوی از مجموعه ادبیات وحشت منتشر شده است. لاوکرفت، نویسندهای است که در داستانهای کوتاه و بلند خود، کمتر از حضور شخصیتهای مونث استفاده میکند و تعداد شخصیتهای مونث داستانهایش به نسبت شخصیتهای مذکر کمتر است. این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاهی است که با محوریت قهرمانی شخصیتهای زن و توسط نویسندههای زن نوشته شده است. اگرچه نگارش در ژانر لاوکرفت مدت مدیدی است که در انحصار نویسندگان مرد قرار دارد و این امر که مردان، به این حوزه از نگارش توجه بیشتری نشان میدهند امری بدیهی و واضح پنداشته میشود اما در سالهای اخیر با افزایش نویسندگان زنی مواجه بودهایم که به این سبک از نگارش علاقهمند بوده و در سبک و سیاق فضای داستانی لاوکرفت و داستانهای عجیبغریب، داستان مینویسند. زنان دنیای لاوکرفت و آنان که در این کتاب با عنوان دختران کطولحو شناخته میشوند زنانی جسور، بیباک، ترسناک و ویرانگرند، آنان که هم هیولا هستند و هم مادرانی برای فرزندان خویش، آن ناجیان که خود هیولاهایی هولناک هستند و آنان که اقبال ملاقاتشان و دیدن شکوه و جلالشان به شما، خوانندهی فانی عطا شده… ستایش مخصوص ایشان! گزیدهای از داستان نیروی بنفش رنگ تا به حال به این قضیه فکر کردهاید که وقتی یک موش آزمایشگاهی را داخل هزارتویی میاندازند تا رفتارش را بررسی کنند، موش با خودش فکر میکند که چه سرنوشتی در انتظارش هست و چقدر با هر پیچی که رد میکند به مرگ نزدیکتر میشود؟ ابیگل گانر نیی همانطور که در حمام، روی زمین نشسته بود به این قضیه فکر میکرد که ناگهان نوری بسیار پرفروغ و باشکوه از آسمان به زمین فرود آمد و رشتهی افکارش را پنبه کرد. نوری آنقدر پرفروغ که انگار پرتویی الهی از آسمان به زمین آمده بود. پرتویی که شاید حامل پیشگویی بود.






































