پرش به محتوای صفحه

دلاور زند: زندگی پر ماجرای لطفعلی خان

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

وزیری

قطع

کتاب دلاور زند: زندگی پر ماجرای لطفعلی‌خان نوشتۀ نصرت نظمی گزیده ای از متن کتاب سوگند خونین «سال ۱۲۰۰ هجری؛ در این سال پرماجرا هر خطه از خاک میهن ما به دست یک امیر خودسر اداره می‌شود. در هر ولایت یک گردنکش قلدر، بدون اینکه مرکزیتی برای کشور قائل شود، در کمال گستاخی و بی‌پروایی به چپاول اموال و نوامیس مردم مشغول است. در نواحی جنوبی، امرای باقی‌ماندۀ زندیه، که

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-250948
شابک
۱۴۰۴۰۷۰۱۰۱
قطع
وزیری

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نصرت نظمی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب دلاور زند (زندگی پرماجرای لطفعلی خان زند)
۱٬۵۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب دلاور زند: زندگی پر ماجرای لطفعلی‌خان نوشتۀ نصرت نظمی گزیده ای از متن کتاب سوگند خونین «سال ۱۲۰۰ هجری؛ در این سال پرماجرا هر خطه از خاک میهن ما به دست یک امیر خودسر اداره می‌شود. در هر ولایت یک گردنکش قلدر، بدون اینکه مرکزیتی برای کشور قائل شود، در کمال گستاخی و بی‌پروایی به چپاول اموال و نوامیس مردم مشغول است. در نواحی جنوبی، امرای باقی‌ماندۀ زندیه، که به‌تدریج قدرت آنها رو به افول می‌رود، داعیۀ حکمرانی دارند. در نواحی شمالی، قاجارها قد علم کرده‌اند و فکر تصرف تمام ایران را در سر می‌پرورانند. در رأس سلسلۀ زندیه، پادشاه زبون و سست‌عنصری قرار دارد به نام جعفرخان که چون قطعۀ مومی در دست اطرافیان خود اسیر است و فرمان‌فرمای قاجار، آغامحمدخان، مقطوع‌النسل می‌باشد که باهوش و زیرک و حیله‌گر است. در سایر نقاط هم حکام و امرای دیگری حکمروایی دارند که البته تحت‌الشعاع قدرت این سلسله‌اند.» این یک خلاصۀ جامع بود از وضع مملکت عزیز ما در دوازده قرن پس‌از هجرت که لازم بود قبل‌از هر موضوع دیگر به‌نظر خوانندگان برسد و اما داستان… در تالار دارالحکومۀ زابل غروب آفتاب بود و برف سنگینی که از صبح آن روز شروع شده بود هنوز بر ریزش خود ادامه می‌داد. شهر در سکوت غم‌انگیزی فرورفته بود و تمام دکان‌ها را بسته بودند، فقط چند دکان شیرینی‌فروشی، که به مناسبت نزدیکی نوروز بازارشان رونق داشت، هنوز به کار خود مشغول بودند و به انجام دادن خواسته‌های مشتریان خویش اشتغال داشتند. گاه‌گاهی چند عابر پیاده و یا شحنه‌های سوار، که سراپای خود را در لباس‌های ستبر و ضخیم پوشانده بودند، از معابر می‌گذشتند. همه به خانه‌های خویش پناه برده بودند، تدارک عید باستانی را می‌دیدند و از اینکه در آن سال، مقارن نوروز، چنین سرما و برف شدیدی ظهور کرده بود به شانس بد لعنت می‌فرستادند. با همۀ این احوال، چیزی از شکوه و جلال برگزاری تحویل کم نشده بود و با همان صفا و شادی سال‌های مساعد پیشین، در فکر برگزاری جشن بودند. این جنب‌وجوش، گذشته از خانه‌های مردم عادی، در کاخ دارالحکومه نیز جریان داشت و به دستور شاهزاده نصر بن عماد، والی سیستان و نوۀ شاه شاهان کریم‌خان بزرگ، امسال می‌بایستی جشن نوروز را مفصل‌تر از سال‌های پیش برگزار کنند. ولی در آغوش این جنجال و هیاهویی که در کاخ جریان داشت، یک تالار وسیع و مجلل در سکوت عمیقی فرورفته بود، کلیۀ راه‌های دخول پنجره‌ها را بسته و از داخل قفل کرده بودند. حرارت مطبوعی فضای آنجا را دلپذیر ساخته بود و در وسط تالار چهار مرد ستبرسینه و دلاور در طرفین و یک مرد متشخص، غرق در لباس‌های فاخر، در صدر یک میز آبنوس نشسته بودند. مثل‌اینکه همگی در دریای فکر غوطه‌ور بودند. پس‌از چند لحظه سکوت، این جمع متفکر را صدای آمرانۀ امیر نصر بن عماد، همان کسی که در رأس چهار نفر دیگر قرار گرفته بود، درهم شکست و درحالی‌که صدای پرطنینش در فضای محدود تالار منعکس می‌شد چنین آغاز سخن کرد: _ سرداران من، همۀ شما از قصد و نیت من در اجتماع امروز اطلاع کافی دارید و خوشحالم که همگی بدون تردید و دودلی دعوت مرا پذیرفته، به وعده وفا کرده‌اید. هم‌اکنون به‌جز دربان پیر، که راهنمای شما در ورود از راه مخفی کاخ بود و کاملاً مورد اطمینان است، احدی از اجتماع ما مطلع نیست و شما می‌توانید با فراغ بال و اطمینان کامل، پس‌از بیانات من، نظریات خود را نیز ابراز بدارید و ضمن یک مشورت کوتاه، برای نقشه‌ای که قبلاً به اطلاع شما رسانیده‌ام، از نقش و هدف همکاران خویش در اجرای آن مطلع شوید. نصر به ادای آخرین کلمه با دقت در سیمای دیگران دقیق شد و پس‌از لحظه‌ای سکوت مجدداً رشتۀ سخن را به دست گرفت و گفت: _ به‌طوری‌که می‌دانید اکنون مملکت ما وضع مغشوش و هرج‌و‌مرجی دارد و جعفرخان (عموی پیر و ناتوان من) نیز آخرین روزهای سلطنت خویش را در شیراز می‌گذراند و هر دقیقه انتظار مرگ و یا اضمحلال او به دست خان قاجار می‌رود. ما باید با فراست کامل از این جریان استفاده کنیم و هرکدام به فراخور حال، پس‌از پیروزی، مناصب عالی خویش را، که به شما وعده داده‌ام، به‌دست آورید. تنها خاری که متأسفانه در سر راه ما قرار دارد و ممکن است مانع از پیشروی ما گردد لطفعلی‌خان، پسرعموی نابخرد و جوان ما، می‌باشد که محبوبیت زیادی هم میان مردم کرمان و فارس دارد. در کمال صراحت به شما یادآور می‌شوم که درصورت مرگ جعفرخان، مسلماً درباریان لطفعلی را به سلطنت بر خواهند گزید و مردم نیز از آنها پشتیبانی خواهند کرد. با توجه به این موضوع لازم است که به هر نحوی شده، قبل‌از آنکه فرصت از کف برود، او را از میان برداریم و به آرزوی دیرین خود برسیم. نصر می‌دانست که فقط نام لطفعلی‌خان کافی است که در ارادۀ همکاران و سردارانش خلل وارد آورد و بنابراین با بی‌صبری تمام منتظر پاسخ

۲٬۰۰۰٬۰۰۰تومان