پرش به محتوای صفحه

در جست وجوی خاطرات زمان مند

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۶۰

صفحه

۱۴۰۳

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

کتاب «در جست‌وجوی خاطرات زمان‌مند» نوشتۀ علی کشفی گزیده ای از متن کتاب فصل اول: کوهستان گم شدم. زمان زیادی از آن واقعه نمی‌گذرد. در هر لحظهْ همۀ اتفاقات و حوادث از پیش چشمانم می‌گذرد؛ درست مانند لحظۀ قبل از مرگ. عجیب و هیجان‌انگیز بود. مسلماً با تعریفش کسی آن را باور نخواهد کرد. جوانی بودم که اتفاقی باورنکردنی زندگی عادی مرا به محاکمه گذاشت. مانند روال همیشگ

۴۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-640467
شابک
۱۴۰۳۰۴۲۱۰۱
تعداد صفحه
۱۶۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از علی کشفی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب در جستجوی خاطرات زمان مند
۴۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب «در جست‌وجوی خاطرات زمان‌مند» نوشتۀ  علی کشفی گزیده ای از متن کتاب فصل اول: کوهستان گم شدم. زمان زیادی از آن واقعه نمی‌گذرد. در هر لحظهْ همۀ اتفاقات و حوادث از پیش چشمانم می‌گذرد؛ درست مانند لحظۀ قبل از مرگ. عجیب و هیجان‌انگیز بود. مسلماً با تعریفش کسی آن را باور نخواهد کرد. جوانی بودم که اتفاقی باورنکردنی زندگی عادی مرا به محاکمه گذاشت. مانند روال همیشگی آخر هفته‌هایم، قصد کوه‌نوردی کردم؛ مثل همیشه تنها. ابتدا همه‌چیز عادی بود. پس وسایلم را همچون گذشته داخل کوله‌پشتی‌ام گذاشتم و صبح بسیار زود با خودرویی به محل مقرر رهسپار شدم. پس از پیاده شدن، دستگاه گیرندۀ ماهواره‌ای خود را روشن و نقاطی را که از شبِ پیش در آن وارد کرده بودم، بررسی کردم. همه‌چیز درست بود. نقشه را بیرون کشیدم. بازش کردم و مسیر را دوباره بررسیدم. همه‌چیز عادی و طبق برنامه بود. از جاده به دل کوهستان زدم. عوارض طبیعی را تا حدودی در ذهن داشتم. سه کوه ابتدایی برایم تکراری اما ادامۀ آن جدید بود؛ همیشه مسیرهای نرفته را دوست داشتم و از سامانه‌های ماهواره‌ای راه‌های جدید را بررسی و سپس در پیش‌ می‌گرفتم. مسیر را مثل همیشه با لذت گذراندم. چراکه کوه‌پیمایی در کوهستان برایم آرامش بسیاری به همراه داشت. به اعتقاد من، کوهستان انسان را بزرگ می‌کند. عظمت کوه‌ها در خود نوعی جاذبه دارد. این نیرو دقیقاً همان نیرویی بود که باعث می‌شد به‌تنهایی از کوه‌نوردی لذت ببرم. هر بار که به کوهستان می‌رفتم، ذهنم طور دیگری به حیات خود ادامه می‌داد. نمی‌دانم اینها تأثیرات جاذبۀ اجرام سنگین است یا حس سرشار من از کوه‌نوردی. تنوع حشرات و گیاهانِ نسبتاً خشک و قوی آنجا هیچ‌گاه برایم تکراری نمی‌شد. همۀ آنها را دوست داشتم. حتی صدای خِرش‌خِرش کفش‌هایم روی سنگ‌ریزه‌های مسیرِ پاکوب نیز برایم گوش‌نواز بود. با همۀ این لذات، به مسیر خود ادامه دادم. پس از گذشت چند ساعت، یک‌باره هوا گرگ‌ومیش شد؛ گرگ‌ومیشِ تیره که به تاریکی می‌زد. هوا آن‌قدر گرفته شد که حال‌وهوای برخی خواب‌های عجیب را به خود گرفت. همه‌چیز دست به دست هم داد تا مسیر در آن کارزار کاملاً از بین برود. آن لحظه را خوب به یاد دارم. در حال گذر به وادیِ خاطره بودم، عبور از دروازه‌ای سخت بلند و ورود به سرزمینِ آشنایی‌ها. آن هوای گرفته مرا به آنی به کودکی سوق داد. آن بوی نم، نورِ محصور پشت ابرها و سایه‌های مرده مرا چُنان به کودکی‌ام برد که گویی در همان لحظه من آنجایم. وجودم همان حسی را چشید که آن بعدازظهر با پدرم به باغمان رفته بودیم. همۀ مناظر از پس چشمانم و همۀ احساسات از ورای قلبم عبور کرد. به حکمِ خاکستر، لحظات برایم بسان ققنوس دوباره از نو جان گرفت. پدرم برای بازی مرا به باغ کوچکِ میوه‌مان برده بود. خوشحال بودم. گیاهان را به‌دقت می‌نگریستم و برگ‌هایشان را با یکدیگر مقایسه می‌کردم. مشغولِ بازی بودم که به یک‌باره آسمان گرفت. رطوبت بیشتر شد. بارانِ شدیدی باریدن گرفت. در کودکی آن‌چنان غمی مرا در آغوش کشید که دیگر نایِ بازی کردن نداشتم. حتی نمی‌توانستم بدوم. غمی بزرگ، نه فقط برای بازی نکردن که برای از دست دادن حسِ کنجکاوی بیشتر و آزمودنِ جهانِ پیرامونم. نزد پدرم رفتم و از او خواستم مرا به خانه بازگرداند. در نگاه اول شاید این اتفاق بسیار ساده بنماید، اما چنین نبود. چون من تابه‌حال آن خاطره را به یاد نیاورده بودم و آن هوای گرفته بود که مرا به کنجکاوی‌ها و گشت‌وگذارهای کودکی‌ام می‌برد. مسئله‌ای که از عهدۀ عقلم خارج و ضمیر ناخودآگاهم عهده‌دارش شده بود. هضمش برایم سخت بود. کوهستان رنگ زیبای خود را از من پوشانید و چهرۀ مردانه، اصیل و پرغرور خود را نمایان ساخت. ترس در من رخنه کرده بود. اما حس «باک» برایم نوعی حس ماجراجویانه می‌ساخت تا بیم و هراس. در آن لحظه، چهره‌ام جدی و نوعی روحیۀ مبارزه‌طلبی در من زنده شد، امری که خود اختیاری در آن نداشتم. گیرندۀ ماهواره‌ای را به‌سرعت بیرون کشیدم، ولی هیچ سیگنالی نمی‌گرفت. نقشه را به همراه قطب‌نمایم بیرون آوردم که در هر لحظه شمال‌های گوناگونی را به من نشان می‌داد. هوا به‌سرعت به تاریکی می‌رفت. حس باغ کودکی دور و دورتر می‌شد. امری عجیب. حتی فکرم به سوی خورشیدگرفتگی نیز دوید، اما این پدیده توجیهی بر اختلال در سیستم کارکرد گیرندۀ ماهواره‌ای و قطب‌نمایم نداشت. به فکر آزمایش اسلحه‌های مدرن افتادم، اما وضعیت مرموزتر از این افکار ابتدایی من بود. حتی پرنورترین ستاره‌ها نیز از پسِ آن ابرهای تیره دیگر نمی‌توانستند مرا ببینند تا راه را بر من آشکار سازند. پس در اولین فرصت خود را به بالای نزدیک‌ترین تپه رساندم. وقتی به بالای آن تپه رسیدم، صدای نفس‌هایم مانع از رسیدن صدای باد و حرکت سریع ابرهای تیره به گوشم شد. سر خود را طوری به اطراف

۴۰۰٬۰۰۰تومان