پرسه های موازی
۵۶
صفحه
مانی ببین... میدونم گفتنش برات سخته. ولی ما که بار اولمون نیست. خب... واسه من و علیرضا هم راحت نیست بگیم چرا میخوایم تمومش کنیم. ولی من به خودم میگم اینجوری... لااقل از ما یکی مونده که همهچیو میدونه. نادی بدونه که چی بشه؟ علیرضا چیزی قرار نیست بشه... تو دلت نمیخواد کسی بدونه چرا...؟ حرفش را میخورد. مکث. مانی ما قرار گذاشتیم نادی... نه؟ نادی حالم خوب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-467435
- شابک
- ۹۸۰۹۲۴۳۹۶۴۹۷۸
- تعداد صفحه
- ۵۶
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از افراز
مشاهدهی همهتوضیحات
مانی ببین... میدونم گفتنش برات سخته. ولی ما که بار اولمون نیست. خب... واسه من و علیرضا هم راحت نیست بگیم چرا میخوایم تمومش کنیم. ولی من به خودم میگم اینجوری... لااقل از ما یکی مونده که همهچیو میدونه. نادی بدونه که چی بشه؟ علیرضا چیزی قرار نیست بشه... تو دلت نمیخواد کسی بدونه چرا...؟ حرفش را میخورد. مکث. مانی ما قرار گذاشتیم نادی... نه؟ نادی حالم خوب نیست. مانی ... نادی ... رگام دارن گرم میشن. اینجا چقدر تاریکه... انگار نور داره میره. انگار داره همهچی تموم میشه. نگاه کنید... نور داره میره. من اولین نفرم. بالاخره دارم برنده میشم... نه؟ نور میرود. باز صدای من را میشنویم. ـ من یه نویسندهم. تعریف کردن یه داستان خودش عجیبترین داستان دنیاست. فقط کافیه یه کم پاتو کج بذاری تا ببینی چطور تو رو هم با خودش میکشه. این روزا خودمو تو اتاق زندونی کردم تا آخرین داستانمو بنویسم. داستان دو تا پسر و یه دختر که تو یه کلاسِ درمانی قرار میذارن یهجا سر زندگیشون قمار کنن. یه بازی ساده... اینکه هربار تاس رو یه لیوان ریسک کنه... این داستانِ یه خودکشی جمعیه... داستان ننوشتهی من. نور میآید.




































