پرش به محتوای صفحه

شلاق *

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۰۸

صفحه

۱۳۹۸

سال چاپ

بن‌مایه‌ی رمان «شلاق» تراژدی عدم موفقیت تلاش انسان شرقی برای تغییر نظام خشونت‌سالاری است که‌ در بطن همان تلاشی که‌ برای ایجاد تغییر در ساختار نظام انجام می‌گیرد، تکرار می‌گردد. شخصیت اصلی این رمان می‌خواهد در هر تصویری از زندگی مشقت‌بار خود و اطرافیانش نه‌ قصد پاک شدن از گناه به‌ شیوه‌ای که‌ در تراژدی‌های کلاسیک دیده‌ می‌شود، بلکه‌ اراده‌ی‌ تغییر نظام موجود

۱۳۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-712903
تعداد صفحه
۲۰۸
سال انتشار شمسی
۱۳۹۸

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از افراز

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب در این قسمت چیزی ننویسید

سعید نعمت الله

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردی که کشتمش *: گزیده ی داستان های کوتاه امریکا

گوناگون

ترجمه‌ی اسدالله امرایی

افراز

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرد دربند: گزیده ی داستان های کوتاه اروپا

گوناگون

ترجمه‌ی اسدالله امرایی

افراز

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آسمان روی زمین: چگونه آرزوهایمان را برآورده کنیم

آنیانا گیل

ترجمه‌ی شهناز ملایری

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگر زندگی بازی است...: ده قانون انسان بودن

شری کارتر اسکات

ترجمه‌ی رویا پورمناف

افراز

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خداحافظ ناامیدی، سلام زندگی

دیل کارنگی

ترجمه‌ی رویا پورمناف

افراز

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تو! 1- چقدر درباره ی بدنت می دانی؟ همراه با تست ارزش یابی سلامتی
۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تو! 3- چقدر به مغز و اعصابت اهمیت می دهی؟ همراه با تست هوش
۵۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تو! 2- چقدر به قلبت اهمیت می دهی؟

محمد اوز

ترجمه‌ی فاطمه شباهنگ فر

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تو! 10- درباره ی سرطان چه می دانی؟

محمد اوز

ترجمه‌ی سمیه نورعلی

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تو! 6- آیا به سیستم گوارشت اهمیت می دهی؟

محمد اوز

ترجمه‌ی ندا محبتی

افراز

۵۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عطردرمانی: آنچه می خواهید درباره ی آروماتراپی بدانید

لالیتا شرما

ترجمه‌ی رویا پورمناف

افراز

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تو! 8- چقدر درباره ی سیستم ایمنی بدنت می دانی؟

محمد اوز

ترجمه‌ی سمیه نورعلی

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تو! 11- یک راهنمای شخصی برای رژیم غذایی

محمد اوز

ترجمه‌ی ندا محبتی

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زن و شوهر واقعی*: گزیده داستان های کوتاه آفریقا

گوناگون

ترجمه‌ی اسدالله امرایی

افراز

۳۳۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

بن‌مایه‌ی رمان «شلاق» تراژدی عدم موفقیت تلاش انسان شرقی برای تغییر نظام خشونت‌سالاری است که‌ در بطن همان تلاشی که‌ برای ایجاد تغییر در ساختار نظام انجام می‌گیرد، تکرار می‌گردد. شخصیت اصلی این رمان می‌خواهد در هر تصویری از زندگی مشقت‌بار خود و اطرافیانش نه‌ قصد پاک شدن از گناه به‌ شیوه‌ای که‌ در تراژدی‌های کلاسیک دیده‌ می‌شود، بلکه‌ اراده‌ی‌ تغییر نظام موجود را نشان دهد، اما نه‌ تنها موفق نمی‌شود، بلکه‌ ناخودآگاه تبدیل به‌ وسیله‌ای برای تکرار همان نظام خشونت‌سالار می‌گردد. در این رمان مدرسه‌ نماد جامعه‌ای است که‌ خشونت پدرسالاری بر آن سایه‌ انداخته‌ است. از این رو، زاویه‌ی دید اول شخص (راوی ـ قهرمان داستان) سعی دارد که‌ روایت داستان را از خاطره‌ی شخصی به‌ وقایع جمعی و اجتماعی بدل کند. سایه‌ی پدر انتها ندارد، قهرمان داستان زمانی که‌ در زیر سایه‌ی پدر است، خواب جهانی عاری از پدرسالاری و دور از خشونت را در سر می‌پروراند، اما گویی چنین جهانی وجود ندارد. او محکوم است زیر سایه‌ی پدر بماند، یا این که‌ نقش پدر را بر عهده‌ بگیرد. زمانی که‌ حوادث رمان در آن رخ می‌دهند اواسط قرن گذشته‌ی میلادی است. اما زمانی که‌ راوی در آن داستان را روایت می‌کند، از کودکی (زیر سایه‌ی پدر ـ معلم) تا بزرگسالی (که‌ خود پدر ـ معلم می‌شود‌) یک توالی زمانی جبری است که‌ بیانگر این واقعیت است که‌ او موجودی است محکوم به‌ از سر گذراندن وقایع و تحولاتی مشقت‌بار در یک توالی زمانی محتوم که‌ انتهای آن نقطه‌ی سرآغاز آن است. برشی از «شلاق» ... بسیار سعی کردم که‌ سایه‌ی مدیر را به‌ بیرون دایره‌ پرت کنم، اما انگار هر دوی ما در جثه‌ی هم فرو ‌رفتیم. تنها سایه‌ای که‌ پشت سرمان باقی ماند، سایه‌ی من بود، اما صدایی که‌ از طرف آن سایه‌ شنیده‌ می‌شد، صدای مدیر بود، سایه‌ای که‌ من بودم و با زبان مدیر حرف می‌زدم، شلاق پدربزرگم را برداشتم و وارد یکی از مدرسه‌های شهر شدم، دانش‌آموزان سایه‌ مانندی که‌ بر روی نیمکت‌ها نشسته‌ بودند، با دیدن من، فوری از جای خود بلند شدند، همه‌ی آنها را از کلاس خارج نموده‌ و به‌ حیاط مدرسه‌ هدایت‌ کردم، با شلاقی که‌ در دست داشتم دایره‌ای به‌ دورشان رسم نموده‌ و خود نیز با آنها در وسط دایره‌ ایستادم، از آنها خواستم با تمام نیرویی که‌ دارند من را به‌ بیرون دایره‌ پرت کنند، دانش‌آموزان که‌ گویی برای بُرد می‌جنگیدند، با سر و صدایی ترسناک به‌ سوی من حمله‌ آوردند، سایه‌ها در سایه‌ی من محو شدند، فقط یک سایه‌ در میان دایره‌ باقی ماند، که‌ سایه‌ی شخص دیگری بود، اما با زبان من صحبت می‌کرد و شلاق را به‌ دور خود می‌چرخاند! ...

۱۳۰٬۰۰۰تومان