گاه گرازها
۸۰
صفحه
۱۳۹۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
در نیمهشب سیزده فروردین دوست جوان من؛ سهراب بالای دار رفت. او یک سالوسیزده روز زندانی بود و در این مدت ما همه سعیمان را کردیم اما موفق نشدیم. در ملاقاتهای مکرر، میگفتم: «ما موفق میشویم.» و او با ناباوری نگاهم میکرد و میگفت: «باور کن من نکشتم، این کار از من بر نمیاد، هر کی باور نکنه تو باید باور کنی.» و من میگفتم: «باور میکنم، میدونم، میدونم تو نک
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-594894
- تعداد صفحه
- ۸۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از روزنه
مشاهدهی همهتوضیحات
در نیمهشب سیزده فروردین دوست جوان من؛ سهراب بالای دار رفت. او یک سالوسیزده روز زندانی بود و در این مدت ما همه سعیمان را کردیم اما موفق نشدیم. در ملاقاتهای مکرر، میگفتم: «ما موفق میشویم.» و او با ناباوری نگاهم میکرد و میگفت: «باور کن من نکشتم، این کار از من بر نمیاد، هر کی باور نکنه تو باید باور کنی.» و من میگفتم: «باور میکنم، میدونم، میدونم تو نکشتی. برای همین ما تلاش میکنیم و حتماً موفق میشویم.» اما موفق نشدیم.







































