غریب غرب
۱۵۶
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
دلنوشته شهید پدر بزرگوارم؛ پس از سلام و عرض ادب از اینکه چنددقیقهای وقت شریفتان را میگیرم پوزش میطلبم. پدر عزیز تو کسی هستی که در کودکی دستم را گرفتی و به مسجد بردی. تو کسی هستی که من بارها حمدوسوره را پیش تو خواندم و غلطهایم را اصلاح کردی. تو کسی هستی که با تشویقهای فراوان مرا با مکتب روحبخش جدم آشنا نمودی و بالاخره تو کسی هستی که با عشق و ارادت تو ب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-487380
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۰۳۵۶۲۱۷
- تعداد صفحه
- ۱۵۶
- قطع
- رقعی
- وزن
- ۱۱۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
دلنوشته شهید پدر بزرگوارم؛ پس از سلام و عرض ادب از اینکه چنددقیقهای وقت شریفتان را میگیرم پوزش میطلبم. پدر عزیز تو کسی هستی که در کودکی دستم را گرفتی و به مسجد بردی. تو کسی هستی که من بارها حمدوسوره را پیش تو خواندم و غلطهایم را اصلاح کردی. تو کسی هستی که با تشویقهای فراوان مرا با مکتب روحبخش جدم آشنا نمودی و بالاخره تو کسی هستی که با عشق و ارادت تو به خواندن ولایت سلامالله علیهم اجمعین مرا چنان در طریق الهی و سبیل مستقیم هدایت کردی که شاید کمتر مسلمانی وجود دارد چنین حق پدری را ادا کند. ای شیعه – تو خوب درک کردهای که باید فرزندت را در راه خدا فدا کنی. به ذات پروردگار فداکردن فرزند در راه صاحبالزمان در این عصر شبیه فداکردن ابراهیم اسماعیل را. بارها از تو شنیدهام: من ترا در راهخدا دادهام. بعضیاوقات کلمات چنان قلبم را لبریز از عشق به امامزمان میسازد که خدا فقط حد آن را میداند. (ایکاش عربی میخواندی و به قطر میرفتی) بارها چنان عشق به امامزمان ورزیدهاید که از نیامدنم نگران نبودهاید؛ بلکه برای کتب امری انجمن که جزو اموال حضرت مهدی (عج) است دلواپس بودهاید خلاصه اعمال شما باعث شده که من آنقدر جسور شوم که کار شما را رها کنم و به تعقیب هدف بپردازم مسافرتهای پیدرپی به همدان – قصر – سنقر و… نشاندهنده این موضوع است. آری – بار دیگر اقرار میکنم اگر عشقی به صاحبالزمان در وجود من هست همه مدیون وجود تو است. دیگران خدا را فراموش کردند و پول را به یاد آوردند و بدین جهت فرزندانشان را جهت تحصیل به تهران و حتی ممالک خارجی فرستادند گروهی هم فرزندانشان را استثمار کردند و در مغازه و محل کسب مانند حمال از آنها کار کشیدند. ولی تو پول را فراموش کردی و خدا را بهیاد آوردی و با مسافرتهای پیدرپی من ساختی و مهمانیهای خردکننده مرا تحمل نمودی و… و… و… بیش از این مزاحم نمیشوم دیگران اگر فرزندانشان را در راه خدا میدهند و آنها را به حوزههای علمیه میفرستند مخارجشان را تحمل نمیکنند. ولی تو لباس و غذا و… و… را در حد عالی همیشه در اختیار من گذاشتهای. غذای ترا خوردهام. لباس ترا پوشیدهام و خلاصه کفش ترا بپا کردم و در راه خدا مجاهده کردهام (اگر قبول کند انشاءالله) و اگر گاهی مریض شدهام باز به تو پناه آورده و با خرج تو معالجه شده و باز به فعالیت پرداختهام. سخن به درازا نکشد. این نامه را نگهدار و از خدا بخواه که کوتاهیهای بسیار زیاد مرا در راه جلب دوستی شما ببخشد و هر مقدار از حقوق شما را نتوانستهام رعایت کنم به بزرگواری شما به من بخشاید. از خدای کریم عاجزانه تقاضا میکنم این نامه را روز قیامت به دستتان بدهد و مدرکی باشد بر اینکه شما فرزندتان را در راهش فدا نمودهاید. بیش از این مصدع نمیشوم خداحافظ شما خدایا من از دست پدرم راضیام تو هم از دست او راضی باش به حق حجاب و دلیل اعظمت پیامبر گرامی محمد (ص) سید محمد سعید جعفری 8/5/1350


































