جایی که شهاب ها خاموش می شوند
۶۴
صفحه
«چطور اینقدر ناگهانی. بیخداحافظی اینهمه مدت تو هم هیچی نگفتی؟» برگههای ریحون را جدا میکنم. «یه دفعهای شد. ظهر اومد ناهار نخورده ساکشو بست و رفت.» مدارکش از قبل آماده بود. نگفتم تا دقیقهی آخر چقدر منتظر یک نگاه دلتنگ بودم. «حالا کجا هست؟» «زنگ که زد، داشت میرفت قونیه.» «میگفتی یه جین شلوار ترک برای تو و خواهرت بیاره.» «مامان، رفته سمینار، خرید که نرف
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلتِ تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-407272
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۲۶۰۹۰۰
- تعداد صفحه
- ۶۴
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از افراز
مشاهدهی همهتوضیحات
«چطور اینقدر ناگهانی. بیخداحافظی اینهمه مدت تو هم هیچی نگفتی؟» برگههای ریحون را جدا میکنم. «یه دفعهای شد. ظهر اومد ناهار نخورده ساکشو بست و رفت.» مدارکش از قبل آماده بود. نگفتم تا دقیقهی آخر چقدر منتظر یک نگاه دلتنگ بودم. «حالا کجا هست؟» «زنگ که زد، داشت میرفت قونیه.» «میگفتی یه جین شلوار ترک برای تو و خواهرت بیاره.» «مامان، رفته سمینار، خرید که نرفته.» شانه بالا میاندازد، برگههای ریحون و ترههای پاک شده را میکشد یکطرف، سبزیها را زیرورو میکند. «مردی که به فکره، همهجا خونوادهش یادشه.»

















