گوزن ها
شايد به همين دليل نوري نجفي ميكوشد رنجي مشترك و مظلوميتي كه در آن گاه با بلاهت و صميميتي كه نميتوان مرزي مشخص ميان آنها رؤيت كرد را فقط اعلام كند. مخاطب آرزو ميكند كه او در اجرا و كنترل ساختار آثارش دقت، توان و حساسيت بيشتري داشت تا بار مفهومي عميق آنها بر ساختارشان سنگيني نكند. ـ گوزنهاي نجفي سكوت اختيار كردهاند اما گويي حرفهاي فراواني براي شنيدن دارند
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-294422
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
شايد به همين دليل نوري نجفي ميكوشد رنجي مشترك و مظلوميتي كه در آن گاه با بلاهت و صميميتي كه نميتوان مرزي مشخص ميان آنها رؤيت كرد را فقط اعلام كند. مخاطب آرزو ميكند كه او در اجرا و كنترل ساختار آثارش دقت، توان و حساسيت بيشتري داشت تا بار مفهومي عميق آنها بر ساختارشان سنگيني نكند. ـ گوزنهاي نجفي سكوت اختيار كردهاند اما گويي حرفهاي فراواني براي شنيدن دارند، اگر مخاطب بتواند تصاوير آنها را گوش كند؛ آنجا كه شاخهاي گوزن با برق رعد آسمان يكي ميشود و در امتداد هم تداوم مييابند و آنجا كه همان شاخها به پرندهاي تبديل شدهاند و گوزن راضي از استحاله به آرامي چشم بسته و در آرامش فرورفته است. وقتي در يكي از همين طرحها تنها شخصيت اثر كه اينجا يك انسان است شاخهای گوزني را بر سرخود ميگذارد نوعي دوگانگي مفهومي را متفاوت با همه طرحهای مجموعه پيش روی مخاطب ميگذارد. گويي در اينجا بر خلاف آثار ديگر، گوزن بودن براي اين انسان اولويت دارد و امتياز محسوب ميشود. شاخي كه براي خود گوزن ـ در طرحهای ديگر ـ يك امتياز و در عين حال گاه به صورت يك دام و عاملي براي طمع نسبت به او شناخته ميشود. اين طرح آرزوی انساني را به تصوير ميكشد كه با وجود علم به مشكلات داشتن اين ويژگي مُصر است كه آن را داشته باشد. در يكي از طرحها نيز گوزن به وسيله شاخ خود به دار آويخته شده است. آيا اين تجانس يا نوعي همذات پنداري با بسياري از انسانها و سرنوشت آنها نيست؟ نوعي جبر حاكم بر مناسبات جهان نسبت به افرادي كه ويژگيهايي دارند انساني؛ ويژگيهايي كه در جايي و از منظري ارزش محسوب ميشوند و از منظري ديگر يك كالا و يا زمينهاي براي تقويت زندگي مادي ديگران. در همين راستا است كه بسياري از قوانين شوخي انگاشته ميشوند و به جاي گوزن، خود قانون و مظاهر آن است كه در قالب يك تابلو گلوله باران ميشود! بعيد نيست كه مخاطب در رؤيت چند بارة اين آثار با باطن آنها احساس خويشاندي ميكند و چه شگفت است آشنايي در پس بيگانگي. به نظر ميرسد كه هر تصوير از آنجا كه روايتهاي متعارف پايان مييابند آغاز ميشود….»


































