پرش به محتوای صفحه

حکایت گوهر شب چراغ از مجموعه روایت نامه: قصه هایی از هزار و یک شب

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

یکی بود یکی نبود. در زمان های قدیم، در یکی از کشورها، پادشاه عادلی زندگی میکرد که تمام هم و غمش رفع مشکلات مردم بود. برای همین، هرگاه فرصت می کرد، به میان مردم می رفت تا ازدردها و مشکلاتشان با خبر شود. در یکی از روزها که پادشاه داشت در بازارچه قدم می زد، شخصی با خنجر برنده و تیزی از ژشت دیواری به طرفش پرید، ولی تا خواست خنجر را در سینه پادشاه فرو کند، مردم ر

۱۰۰٬۰۰۰ تومان۸۵٬۰۰۰تومان

۱۵٬۰۰۰ تومان سود می‌کنی

۱۵٪

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-439143

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از مدرسه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب ضحاک ماردوش
۸۴۰٬۰۰۰۷۱۴٬۰۰۰تومان
جلد کتاب منچ و ماروپله پارچه ای ( اوای باران )
۵٬۲۰۰٬۰۰۰۴٬۴۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان نوجوان : لالایی برای دختر مرده

حمیدرضا شاه آبادی

مدرسه

۱٬۰۰۰٬۰۰۰۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب من و اقای خورشید
۱۰۰٬۰۰۰۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دانشنامه جامعه شناسی اموزش و پرورش (1)
۲۰۰٬۰۰۰۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وصیت پدر

مدرسه

۱۰۰٬۰۰۰۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب روزگار پیری، از دور سلامت می کنم
۱۰۰٬۰۰۰۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درک فیزیک با رویکرد تصویری
۳۰۰٬۰۰۰۲۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشنایی دیداری با نقش نمادهای نوشتاری (به من بیاموزید 6)
۱۵۰٬۰۰۰۱۲۷٬۵۰۰تومان
جلد کتاب فرهنگ جامع شیمی
۴۰۰٬۰۰۰۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پیشینه ی اموزش زبان فارسی در ایران
۲۰۰٬۰۰۰۱۷۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

یکی بود یکی نبود. در زمان های قدیم، در یکی از کشورها، پادشاه عادلی زندگی میکرد که تمام هم و غمش رفع مشکلات مردم بود. برای همین، هرگاه فرصت می کرد، به میان مردم می رفت تا ازدردها و مشکلاتشان با خبر شود. در یکی از روزها که پادشاه داشت در بازارچه قدم می زد، شخصی با خنجر برنده و تیزی از ژشت دیواری به طرفش پرید، ولی تا خواست خنجر را در سینه پادشاه فرو کند، مردم ریختند و او را گرفتند. چند نفری می خواستند همان جا جانش را بگیرند و خونش را بریزند؛ اما پادشاه جلویشان را گرفت. از آنجایی که پادشاه می دانست هیچ کاری بی دلیل و حکمت نیست به مامورانش دستور داد تا طرف را به قصر بیاورند، شاید با صحبت با او بفهمد که کارگزارانش چه دسته گلی به آب داده اند…

٪۱۵۱۰۰٬۰۰۰
۸۵٬۰۰۰تومان