همیشه شوهر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۶۲

صفحه

۱۴۰۴

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

کتاب «همیشه شوهر» نوشتۀ فئودور داستایوسکی ترجمۀ علی‌اصغر خبره‌زاده گزیده ای از متن کتاب تابستان فرا رسيد، و ولچانينف در برابر همه‌ى اميدوارى‌ها، در پترزبورگ ماند، وسايل مسافرتش به‌جنوب روسيه فراهم نمى‌شد و او پايان كارهاى خويش را نامعلوم مى‌ديد ـ اين كارها كه دعوايى در مورد دارائيش بود ـ داشت جريان بدى به‌خود مى‌گرفت. سه ماه قبل، همه‌ى كارها هنوز ساده به‌نظر

۵۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-287027
تعداد صفحه
۲۶۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از على اصغر خبره زاده

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب بیگانه – چشم و چراغ

البر کامو، على اصغر خبره زاده

ترجمه‌ی جلال ال احمد

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دکتر ژیواگو

بوریس پاسترناک، على اصغر خبره زاده

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۱٬۵۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب تسخیرشدگان (جن زدگان)

فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۱٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زن سی ساله – ادبیات کلاسیک جهان 10

انوره دو بالزاک | علی اصغر خبره زاده

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دکتر ژیواگو

بوریس پاسترناک، على اصغر خبره زاده

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۱٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژان کریستف (2جلدی)

رومن رولان

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۲٬۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژان کریستف (2جلدی،باقاب)

رومن رولان

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۲٬۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دکتر ژیواگو (ادبیات کلاسیک جهان14)

بوریس پاسترناک

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۱٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زن سی ساله (ادبیات کلاسیک جهان10)

اونوره دو بالزاک

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی تولستوی

رومن رولان

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۲۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همیشه شوهر (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ50)

فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

ترجمه‌ی علی اصغر خبره زاده

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب «همیشه شوهر» نوشتۀ فئودور داستایوسکی ترجمۀ علی‌اصغر خبره‌زاده گزیده ای از متن کتاب تابستان فرا رسيد، و ولچانينف در برابر همه‌ى اميدوارى‌ها، در پترزبورگ ماند، وسايل مسافرتش به‌جنوب روسيه فراهم نمى‌شد و او پايان كارهاى خويش را نامعلوم مى‌ديد ـ اين كارها كه دعوايى در مورد دارائيش بود ـ داشت جريان بدى به‌خود مى‌گرفت. سه ماه قبل، همه‌ى كارها هنوز ساده به‌نظر مى‌آمد و نتيجه‌شان غيرقابل انكار بود؛ اما ناگهان همه چيز تغيير كرد. واكنون ولچانينف با شادى بيهوده‌اى اغلب اين جمله را تكرار مى‌كرد : «و به‌طور كلى، همه چيز به جريان بدى افتاده.» او وكيلى داشت ماهر، مهم و مشهور و در پول خرج كردن هم دريغ نمى‌كرد؛ اما به‌علت بى‌حوصلگى و بدبينى، كم‌كم عادت كرده بود كه خودش جريان كار را به دست بگيرد. كاغذهاى زيادى را كه وكيلش يك‌جا رد مى‌كرد، مى‌خواند و مى‌نوشت و به دادگاه‌ها مراجعه مى‌كرد، به اداره‌ى آگاهى مى‌رفت و شايد نيز همه‌ى كارها را درهم و برهم مى‌كرد. در هرحال، وكيلش از اين امر شكايت مى‌نمود و او را به ييلاق رفتن دعوت مى‌كرد. اما او حتى براى رفتن به ييلاق هم نمى‌توانست تصميمى بگيرد. گردوغبار گرماى خفه‌كننده‌ى شب‌هاى روشن بسيار زننده چيزهايى بود كه او با ماندن در پترزبورگ از آن بهره مى‌برد؛ منزل مسكونى‌اش نيز كه در نزديكى تئاتر بزرگ واقع شده بود و به‌تازگى آن‌را اجاره كرده بود، راضى‌اش نمى‌كرد «هيچ‌چيز پيشرفت نداشت!» مرض ماليخوليايش كه مدت زمانى بود به آن دچار شده بود هر روز شديدتر مى‌شد. مردى بود كه مدت درازى آزاد زيسته بود، اكنون ديگر زياد جوان نبود. سى‌وهشت و يا سى‌ونه سال داشت و اين «پيرى» همان‌طور كه خودش مى‌گفت، «تقريبآ به‌طور ناگهان» فرا رسيده بود اما خودش مى‌فهميد كه اين پيرى به‌واسطه‌ى گذشت سال‌ها نيست. ولى مى‌توان گفت كه كيفيت اين سال‌ها او را پير كرده بود و علت بدبختى‌هايش نيز بيش‌تر درونى بود تا بيرونى. گرچه هنوز هم آدم بى‌غم و غصه و سربلندى به‌نظر مى‌آمد. مردى سالم و قوى و خوش‌هيكل بود. بى‌آن‌كه يك تار سفيد در موهاى بور و انبوه سر و ريش درازش كه تقريبآ تا نيمه سينه‌اش پايين مى‌آمد ديده شود. به اولين نگاه اندكى زمخت و كوفته به‌نظر مى‌آمد، اما وقتى كه از نزديك مورد دقت قرار مى‌گرفت، شما فورآ درك مى‌كرديد كه مردى است صاحب اراده كه تربيت اجتماعى خوبى را ديده است. ولچانينف باوجود بدخويى و بداخلاقى‌اش و باوجود بى‌بندوبارى مخصوصى كه به آن عادت كرده بود، رفتارش هنوز ساده و جسورانه و در عين‌حال پر از لطف بود. و تاكنون به طولانى‌ترين و جسورانه‌ترين خوشگذرانى‌ها كه شايد حتى خود او هم تعداد آن‌ها را نمى‌دانست پرداخته بود، هرچند كه نه تنها مرد باهوش و زيركى بود بلكه اغلب بسيار عاقل و بى‌اندازه دانا و داراى قريحه‌ى سرشارى بود. قيافه‌اش باز بود و صورتش آب و رنگ دلچسبى داشت، تا مدتى پيش لطف زنانه‌اى در صورتش مشاهده مى‌شد و جلب توجه زن‌ها را مى‌كرد و حتى امروز به اولين نگاه، مى‌شد اذعان كرد كه «چه طراوت مادرزايى دارد!» باوجود اين‌ها اين «مرد باطراوت» به‌طور ظالمانه‌اى مورد حمله‌ى مرض ماليخوليا قرار گرفته بود. ده سال قبل چشمان درشت و آبى‌اش حالت تسخيركننده‌اى داشتند، چشمانش به‌قدرى روشن، با حالت و بى‌قيد بودند كه بى‌اراده نظر كسى را كه به آن‌ها خيره مى‌شد، به‌خود جلب مى‌كردند، ولى اكنون، با فرا رسيدن چهل سالگى، روشنى و لطف تقريبآ از اين چشم‌ها كه اكنون با چين‌هاى كوچكى احاطه شده بود، رخت بربسته بود. از اين چشم‌ها برق بدبينى مرد فرسوده‌اى كه زياد پابند اصول اخلاقى نيست، مكر و حيله و اغلب اوقات تمسخر و هم‌چنين درخشش مبهمى كه سابقآ وجود نداشته است: درخشندگى مبهمى از اندازه و رنج ـ رنجى نامعلوم، يا به عبارت ديگر بى‌جهت، اما عميق ـ پراكنده مى‌شد؛ اين اندوه مخصوصآ هنگامى‌كه تنها بود، ظاهر مى‌گرديد. و موضوع عجيب اين بود : اين مرد كه دو سال پيش هنوز به‌قدرى پرسر و صدا، به‌قدرى بشاش، به‌قدرى لوده بود كه حكايات خوشمزه را با مهارت تامى نقل مى‌كرد، اكنون هيچ چيز را بيش‌تر از اين‌كه كاملا تنها بماند دوست نمى‌داشت. با كمال ميل پيوندهاى بى‌شمار اجتماعى خود را گسسته بود. گرچه باوجود وضع بدى كه كارهاى ماليش داشت به‌خوبى مى‌توانست اين پيوندها را نگسلد. كاملا واضح است كه خودخواهيش به اين امر كمك كرده بود : به‌علت اين خودخواهى و يك‌نوع بدگمانى زياده از حد برايش غيرممكن بود كه آشنايى‌ها و دوستى‌هاى قديم خود را تحمل كند. اما در انزوا، خودخواهيش نيز داشت كم‌كم تغيير شكل مى‌داد. اين خودخواهى البته از بين نرفت اما به شكل مخصوصى كه سابقآ وجود نداشت درآمد. كسانى كه سابقآ به‌علت‌هاى گوناگون فقط دلش را آزرده مى‌ساختند، اكنون باعث رنجش خاطرش مى‌شدند، حالا ديگر اين علت‌ها

۵۵۰٬۰۰۰تومان