یک رمانک لمپن
۹۶
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
جیبی
قطع
در آن لحظهها، بیدرنگ به سرم میزد پنجره را رها کنم و بدوم دنبال یک آینه تا صورت خود را در آن ببینم، صورتی که میدانستم دارد لبخند میزند، نیز میدانستم که به دلم نخواهد نشست، صورتی که از مرگ پدر و مادرم بیرون میجهید، از محلهام که در آن همیشه خدا روز بود، از خانه ماچیسته که در آن با سرنوشتم بازی میکردم و با این همه جایی بود که سرنوشتم برای اول بار یکسره
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-118884
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۷۳۴
- تعداد صفحه
- ۹۶
- قطع
- جیبی
- وزن
- ۷۰ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از ماهی
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی وحید علیزاده رزازی
مشاهدهی همهتوضیحات
در آن لحظهها، بیدرنگ به سرم میزد پنجره را رها کنم و بدوم دنبال یک آینه تا صورت خود را در آن ببینم، صورتی که میدانستم دارد لبخند میزند، نیز میدانستم که به دلم نخواهد نشست، صورتی که از مرگ پدر و مادرم بیرون میجهید، از محلهام که در آن همیشه خدا روز بود، از خانه ماچیسته که در آن با سرنوشتم بازی میکردم و با این همه جایی بود که سرنوشتم برای اول بار یکسره به خودم تعلق داشت. یک رمانک لمپن آخرین رمان روبرتو بولانیو است که در زمان حیاتش منتشر شد، داستان عجیب و رازآلود خواهر و برادری که مرگ پدر و مادرشان زندگی آنها را زیر و زبر میکند.

















