یکاترینا
شومیز، گالینگور
نوع جلد
رمان « یکاترینا» اثری درخشان از ناتالیا کارنیوا است که با نگاهی مستندگونه و در عین حال روایی، زندگی زنی را به تصویر میکشد که در تاریخ سیاسی اتحاد جماهیر شوروی جایگاهی منحصربهفرد دارد: یکاترینا فورتسوا . او تنها زن عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود؛ زنی که از دل فقر برخاست و به یکی از چهرههای پرقدرت حکومت شوروی بدل شد، اما در نهای
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- زندگینامه و خاطرات
- شناسه کالا
- kj-707561
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۰۵۲۲۳۱
- نوع جلد
- شومیز، گالینگور
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از فرهنگ معاصر
مشاهدهی همهتوضیحات
رمان « یکاترینا» اثری درخشان از ناتالیا کارنیوا است که با نگاهی مستندگونه و در عین حال روایی، زندگی زنی را به تصویر میکشد که در تاریخ سیاسی اتحاد جماهیر شوروی جایگاهی منحصربهفرد دارد: یکاترینا فورتسوا . او تنها زن عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود؛ زنی که از دل فقر برخاست و به یکی از چهرههای پرقدرت حکومت شوروی بدل شد، اما در نهایت قربانی همان نظامی شد که با وفاداری تمام عمر خود را صرف آن کرده بود. کارنیوا در این اثر، با تکیه بر اسناد تاریخی و خاطرات معاصر، چهرهای چندلایه از فورتسوا ارائه میدهد. برخلاف تصویر رسمیای که سالها از او در رسانههای دولتی ترسیم میشد، نویسنده سعی دارد زنی را نشان دهد که میان جاهطلبی سیاسی، ایمان ایدئولوژیک و تنهایی شخصی در نوسان است؛ زنی که قدرت را میخواست اما در دل ساختاری قرار داشت که برای زنان جایی جز حاشیه قائل نبود. نگاهی تاریخی به جایگاه یکاترینا فورتسوا برای درک عمق روایت کتاب، باید فورتسوا را در بستر تاریخی قرن بیستم دید؛ زمانی که جهان میان دو قطب کمونیسم و سرمایهداری تقسیم شده بود. فورتسوا از نسلی بود که با وعده برابری و عدالت به حزب کمونیست پیوست. اما در مسیر پیشرفت، دریافت که حتی در جامعهای که شعار آزادی و برابری سر میداد، زن بودن مانعی جدی در راه قدرت است. با این حال، او توانست موانع را یکییکی پشت سر بگذارد: از مسئولیتهای محلی در حزب تا مقام وزارت فرهنگ در دوران نیکیتا خروشچف. این پیشرفت نه تنها نشانگر توانایی فردی اوست، بلکه تصویری از چگونگی کارکرد نظام سیاسی شوروی را نیز ارائه میدهد؛ سیستمی که بر پایه وفاداری، حذف رقبا و اطاعت مطلق بنا شده بود. قدرت، ایدئولوژی و سقوط در بخشهای میانی کتاب، نویسنده با مهارت تمام به تضادهای درونی شخصیت فورتسوا میپردازد. او در اوج قدرت، خود را نماینده ایدئولوژیای میدانست که باید فرهنگ و هنر شوروی را در مسیر اهداف حزب هدایت کند. اما همین جایگاه، او را در مرکز تصمیمهایی قرار داد که گاه با ارزشهای انسانیاش در تضاد بود. کارنیوا بدون داوری، تضاد میان قدرت و اخلاق را در وجود یکاترینا به نمایش میگذارد. از یک سو زنی مصمم و سختکوش است که به زنان دیگر امید میدهد، و از سوی دیگر، عضوی از سیستمی میشود که منتقدان را خاموش میسازد. همین دوگانگی، بهتدریج او را به نقطهای میرساند که میان باور و شک، میان ایمان و پوچی، معلق میماند. در نهایت، همانگونه که تاریخ نشان داده است، نظامی که به او قدرت داده بود، در لحظهای او را کنار گذاشت. فورتسوا در انزوا، افسردگی و احساس خیانت، آخرین سالهای عمر خود را گذراند؛ پایانی تراژیک برای زنی که روزگاری نماد قدرت فرهنگی شوروی بود. نگاهی به سبک نگارش ناتالیا کارنیوا ناتالیا کارنیوا، روزنامهنگار و نویسنده روس، با نثری دقیق و روایی، مرز میان زندگینامه تاریخی و رمان روانشناختی را از میان برمیدارد. او در «یکاترینا» نهتنها رویدادها را بازگو میکند، بلکه روحیات و انگیزههای شخصیت اصلی را کالبدشکافی مینماید. سبک او یادآور رئالیسم اجتماعی روسی است، اما در لایههای زیرین، نوعی نگاه اگزیستانسیالیستی نیز احساس میشود: پرسشی درباره معنای وفاداری، قدرت و حقیقت در جهانی که ارزشها پیوسته تغییر میکنند. کارنیوا از منابع متعددی بهره میگیرد — از نامهها و مصاحبهها گرفته تا خاطرات همعصران فورتسوا — و با مهارتی مثالزدنی، این دادهها را در قالب روایتی پرکشش میریزد. ترجمهی فرزانه شفیعی نیز با حفظ لحن تاریخی و ظرافتهای زبانی اثر، متن را برای خواننده فارسیزبان روان و در عین حال دقیق ساخته است. اهمیت فرهنگی و اجتماعی کتاب خواندن «یکاترینا» تنها مرور زندگی یک سیاستمدار زن نیست؛ بلکه دریچهای است به درون ساختار قدرت و فرهنگ شوروی، و پرسشی درباره موقعیت زن در نظامهای ایدئولوژیک. کتاب نشان میدهد چگونه سیاست و فرهنگ در اتحاد شوروی چنان در هم تنیده بودند که هر تصمیم فرهنگی، بازتابی از تصمیمات سیاسی بود. همچنین، این اثر یادآور این واقعیت است که تاریخ، بیش از هر چیز، از زاویه قدرت نوشته میشود — و زنانی چون فورتسوا اغلب در حاشیهی همین تاریخ باقی میمانند. کارنیوا تلاش کرده این سکوت تاریخی را بشکند و صدای زنی را بازتاب دهد که روزی در رأس قدرت بود، اما بعدها از حافظه رسمی حذف شد. چرا باید کتاب «یکاترینا» را خواند؟ اگر به تاریخ قرن بیستم، سیاست، یا زندگینامههای زنان تأثیرگذار علاقه دارید، این کتاب یکی از آثار خواندنی و ضروری است. «یکاترینا» شما را به پشت صحنهی یکی از بزرگترین نظامهای سیاسی جهان میبرد و نشان میدهد قدرت چگونه انسان را میسازد و در نهایت میبلعد. در عین حال، اثری انسانی است؛ درباره زنی



































