جاذبه ی میان ما
۳۷۶
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شمیز
نوع جلد
من و گراهام راسل برای هم ساخته نشده بودیم. من تابع احساساتم بودم، او بیروح بود. من رؤیا میبافتم و او در کابوس زندگی میکرد. من گریه میکردم و او اشکی برای ریختن نداشت. گاهی با وجود قلب یخزده و روح گریزپایش، لحظاتی را باهم تقسیم میکردیم. چشمهایمان درهم قفل میشد و رازهای همدیگر را میدیدیم. لحظاتی که او ترسهای مرا میچشید و من هوایش را نفس میکشیدم. لحظ
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان عاشقانه
- شناسه کالا
- kj-781429
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۸۴۰۵۸۴
- تعداد صفحه
- ۳۷۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شمیز
- وزن
- ۳۵۲ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از آموت
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی منا اختیاری
مشاهدهی همهتوضیحات
من و گراهام راسل برای هم ساخته نشده بودیم. من تابع احساساتم بودم، او بیروح بود. من رؤیا میبافتم و او در کابوس زندگی میکرد. من گریه میکردم و او اشکی برای ریختن نداشت. گاهی با وجود قلب یخزده و روح گریزپایش، لحظاتی را باهم تقسیم میکردیم. چشمهایمان درهم قفل میشد و رازهای همدیگر را میدیدیم. لحظاتی که او ترسهای مرا میچشید و من هوایش را نفس میکشیدم. لحظاتی که هردو تصور میکردیم عشق ورزیدن به دیگری چطور میتوانست باشد. همان لحظهها ما را از زمین جدا کرد و به پرواز درآورد، اما وقتی ضربهی واقعیت بر تنمان نشست، جاذبه ما را پایین کشید. گراهام راسل مردی نبود که بداند چطور عاشقی کند، من هم زنی نبودم که عاشقی کردن را بلد باشم. بااینحال اگر این شانس را داشتم که یکبار دیگر سقوط کنم، تا ابد با او سقوط میکردم. حتی اگر تقدیرمان این بود که به زمین سخت کوبیده شویم.بریتنی سیچری از لحظهی تولد عاشق کلمات بوده است. او لیسانس تئاتر و نویسندگی خلاق دارد. عاشق فیلمنامهنویسی، بازیگری و رقصیدن (هرچند ناشیانه) است و معتقد است هرکسی باید سهمی از قهوه و چای داشته باشد. بریتینی همراه خانوادهاش در میلواکی زندگی میکند و اوقات فراغتش را به بازی با حیوانات خانگیاش میگذراند.«هوای او»، «آبهای راکد»، «آتش میان های و لو» و «هنر و روح» از دیگر کتابهای اوست.

















