پرش به محتوای صفحه

جهان شناور

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

کتاب جهان شناور نوشتۀ آکسی اُه، رمانی فانتزی-عاشقانه است که در ۲۹ آوریل ۲۰۲۵ منتشر شده و اولین جلد از مجموعه‌ای به همین نام است. داستان با الهام از افسانۀ کره‌ای «هیزم‌شکن و دوشیزۀ آسمانی» روایت می‌شود و فضایی شبیه به انیمیشن‌های استودیو جیبلی و بازی‌هایی مثل فاینال فانتزی دارد. داستان دربارۀ رِن است، دختری که زمانی پرنسس و دوشیزه آسمانی بوده، اما پس از فاجع

۶۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-140336

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نشر مون

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب بذرهای جهنمی
۷۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خدمتکار اقای کارنگی
۲۳۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ان یکی اینشتین
۵۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین موعود
۹۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب روزی روزگاری در هالیوود
۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنگ عاشق ترین دختر دنیاست
۷۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همیشه کنارت هستم
۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی بازگشت

نشر مون

۷۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در میان سایه ها
۶۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرزمین پدری
۷۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قرارمان کافه کاپ کیک
۸۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شرلوک هولمز وسط شاهنامه
۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بنویس و بعد از نوشتن بسوزان
۴۹۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب جهان شناور نوشتۀ آکسی اُه، رمانی فانتزی-عاشقانه است که در ۲۹ آوریل ۲۰۲۵ منتشر شده و اولین جلد از مجموعه‌ای به همین نام است. داستان با الهام از افسانۀ کره‌ای «هیزم‌شکن و دوشیزۀ آسمانی» روایت می‌شود و فضایی شبیه به انیمیشن‌های استودیو جیبلی و بازی‌هایی مثل فاینال فانتزی دارد. داستان دربارۀ رِن است، دختری که زمانی پرنسس و دوشیزه آسمانی بوده، اما پس از فاجعه‌ای در جشنوارۀ نور، سرزمینش را ترک کرده، اما همه خیال می‌کنند او مرده است، درحالی‌که با گروه نمایشی همراه شده و آن‌ها را مانند خانواده دوست دارد. داستان از جایی آغاز می‌شود که دیوی سیاه‌پوش به خانوادۀ جدید رن حمله می‌کند و او راهی سفری پرماجرا و طولانی می‌شود… از متن کتاب احساسی در قلبش وجود داشت که نمی‌دانست نامش چیست. از کی شروع شده بود. پیش از ملاقات رن هرگز حسش نکرده بود اما همیشه در قلبش حضور داشت. شبحی را در لبۀ دروازۀ آسمان می‌دید. حتی در این فاصله و با نوری که به چشمانش می‌زد می‌توانست رن را تشخیص دهد. او چه‌کار…؟ او پریده بود قلبش که تا آن زمان با آهنگ ثابتی می‌تپید، از وحشتی که تمام وجودش را فراگرفته بود، تند می‌زد.

۶۵۰٬۰۰۰تومان