پرش به محتوای صفحه

کائوس

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۴۶۶

صفحه

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

کتاب “کائوس” نوشتۀ آلکساندر شیروان زاده ترجمۀ آندرانیک خچومیان گزیده ای از متن کتاب: 1 ارباب مارکوس آلیمیان به‏سختی بیمار بود. هفت روز قبل، زمانی که در محل یازدهمین ساختمان در دست ساخت خود به کارگران سفارش‏هایی می‏کرد، سرمای غریبی در وجودش احساس کرد. به خانه آمد، در بسترش دراز کشید و دیگر نتوانست بلند شود. پزشکان با دقت معاینه‏اش کردند و تشخیص همگی یکی بود؛

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-240836
شابک
۱۴۰۰۱۱۲۳۰۱
تعداد صفحه
۴۶۶
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از آلکساندر شیروان زاده

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کائوس (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ147)

آلکساندر شیروان زاده

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

نگاه

۳۹۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف
۱۴۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب نمایشنامه های ارمنی ۵: شهسوار و شاهزاده

زورآیر خالاپیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۷۲٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قصه ها و افسانه های ارمنی

قازاروس آقایان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نمایشنامه های ارمنی 7: خویش گم کرده و یک نمایشنامه ی دیگر

خورن آرامونی

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سال های نفرین شده*

یرواند اُتیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۵۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کائوس (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ147)

آلکساندر شیروان زاده

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

نگاه

۳۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خورشید روی قلم مو (داستان نقاشان امپرسیونیست)

نارک مسروپیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

نگاه

۲۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب چوکولو و کوکولو

ساموئول گوسیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

محراب قلم

۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب چی کارلی

روبن ماروخیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

محراب قلم

۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نازار دلیر

مکردیچ سارکسیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

رایبد

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پی/اف

آرام پاچیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

دیدآور

۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب به آینه نگاه نکن (ادبیات امروز،رمان108)

پرچ زیتونتسیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افق

۳۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جلسو مینو در سرزمین دروغ گوها

جانی رداری

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سال های نفرین شده (1919-1914)،(یادداشت های شخصی)

یرواند اتیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نمایشنامه های ارمنی 6 (بانوی قلعه ی تسخیر شده)

لئون شانت

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۲۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نمایشنامه های ارمنی 2 (آرام اینجا زندگی می کند و دروازه ها)

کارینه خودیکیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

افراز

۱۸۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب “کائوس” نوشتۀ آلکساندر شیروان زاده ترجمۀ آندرانیک خچومیان گزیده ای از متن کتاب: 1 ارباب مارکوس آلیمیان به‏سختی بیمار بود. هفت روز قبل، زمانی که در محل یازدهمین ساختمان در دست ساخت خود به کارگران سفارش‏هایی می‏کرد، سرمای غریبی در وجودش احساس کرد. به خانه آمد، در بسترش دراز کشید و دیگر نتوانست بلند شود. پزشکان با دقت معاینه‏اش کردند و تشخیص همگی یکی بود؛ سرطان ریه. خبر بیماری همان ساعت اول پخش شد. در شهر کسی نبود که زمین‏دار و مالک چاه‏های نفت، مارکوس آلیمیان، این پیرمرد شصت‏وپنج‏ساله پرانرژی را با آن هیکل چاق و لپ‏های بادکرده‏اش نشناسد و داستان زندگی پرفرازو نشیب و آموزنده‏اش را نشنیده باشد. درست پنجاه سال قبل، او زادگاهش را که بر کسی معلوم نیست کجا بوده، رها کرد و به این شهر کوچک ساحلی گمنام آمد؛ شهری که این بخت نصیبش شده بود تا در آینده‏ای نزدیک به برکت گنج‏های زیرزمینی‏اش شهرت جهانی به دست آورد. اکنون، در ربع آخر قرن نوزدهم، در باره او افسانه‏هایی نقل می‏کردند. می‏گفتند در زیرزمین خانه بزرگش اتاق جداگانه‏ای هست که مثل قبر تاریک و سرد است و هیچ موجود زمینی از در آهنین آن به درون نرفته. در همین اتاق کیسه‏های پر از طلای مارکوس آلیمیان روی هم چیده شده‏اند. می‏گفتند این پیرمرد عبوس هر شب تک‏وتنها با روپوشِ بلندِ مخملین بر تن و کلاه شب بر سر، چراغی در دست به زیرزمین می‏رود، درهای آهنین را با کلید زنگ‏زده‏ای باز می‏کند، کیسه‏های طلا را می‏شمرد و کیسه‏های جدید روی آنها می‏گذارد. همچنین می‏گفتند او کفش‏هایی را که در پانزده‏سالگی به پا داشته و با آنها از زادگاهش به اینجا مهاجرت کرده، با دقت و در نهایت سلیقه، در کمدی فلزی نگهداری می‏کند. می‏گفتند شب‏های قبل از عید پاک و غسل تعمید حضرت مسیح، او دو شمع روشن می‏کند، در برابر کمد فلزی زانو می‏زند و برای کفش‏های دوست‏داشتنی‏اش دعا می‏خواند. ساختمان‏های بزرگش، با پیشانی فراخشان، در خیابان‏های اصلی شهر خاری بودند به چشم دیگران. نفتی که از زمین‏های بی‏شمار او فوران می‏کرد نفسشان را می‏برید و دود کارخانه‏هایش چشم‏ها را کور می‏کرد. اما مردم می‏دانستند چگونه دلشان را که از حسادت می‏سوخت خنک کنند. مگر نه اینکه مارکوس آلیمیان قبلاً آب‏فروش بوده، سپس دربان شده، بعد آشپز، بعد میوه‏فروش، سپس شراب‏فروش و غیره و غیره… . البته او هیچ ‏کاری را شرافتمندانه انجام نداد؛ به روسیه رفت و از آنجا پول‏های تقلبی آورد و به نادانان فروخت. او فریب‏کار بود، به بیچاره‏ها هم رحم نکرد و غارتشان کرد. حتی یکی از دوستانش را با سم مسموم کرد. خسیس است، دست‏هایش می‏لرزند وقتی از جیبش پول درمی‏آورد. زندگی‏کردن بلد نیست. پول اعتقاد، وجدان و خدای اوست. خانۀ بزرگش که هیچ‏کدام از اتاق‏هایش با پرده پوشیده نیست، زندان غمگینی برای همسر و فرزندانش است. در خانه‏اش ظرف و ظروفی نیست، نوکر ندارد، آشپز ندارد. مایحتاج خانه را خودش می‏خرد و با دست‏های خودش به خانه می‏آورد؛ آن هم صبح زود تا کسی نبیند. حلقه‏ای فلزی در جیب دارد که از مفتول ساخته شده و فقط تخم‏مرغ‏هایی را می‏خرد که از درون حلقه رد نمی‏شوند؛ همۀ بازار را زیر پا می‏گذارد تا تخم‏مرغ‏هایی به آن اندازه پیدا کند. و اینها چیزهایی بود که مردم با یادآوری‏‏‏‏اش، کمی از بار حسادتشان را سبک می‏کردند. خیلی‏ها می‏دانستند همۀ این حرف‏ها ساختگی است. آنها می‏دانستند در خانۀ آلیمیان هم نوکر هست و هم آشپز و هم ظرف و ظروف؛ آن هم ظروف بسیار مجلل. آنها می‏دانستند اگر مارکوس حلقه‏ای دارد، با آن گلوی بدهکارانش را می‏فشارد. اما حسادت آنها را کور کرده بود و هر داستانی را که می‏توانست قلب زنگ‏زده از ناملایمات زندگی‏شان را کمی سبک کند به هم می‏بافتند. مردم اولین میلیونر شهر را بی‏پروا مسخره می‏کردند، به او تهمت می‏زدند و ناسزا بارش می‏کردند. البته همۀ اینها پشتِ‏سرش بود. اما وقتی آقا شکم گِرد ورقلمبیده‏اش را بیرون می‏داد و مثل اردک خرامان‏خرامان از خیابان‏ها می‏گذشت یا از مغازه‏ای به مغازۀ دیگر می‏رفت و سری به کلوب می‏زد، همه سعی می‏کردند نگاه او را به‏سوی خود جلب کنند تا با تواضع سلام کنند و مفتخر به شنیدن جواب تحقیرآمیزش باشند. درحالی‏که مارکوس، این آب‏فروش و دربان سابق، از هیچ‏کس انتظار سلام‏کردن نداشت، جز یک نفر که آن هم فرمانروای شهر بود؛ خودِ استاندار. بیست‏وپنج سال بود که خودخواهی و حیثیت پایمال‏شده‏اش را احیا می‏کرد. او از دیگران همان را می‏خواست که خودش بیست‏وپنج سال مدام با بزرگان و قدرتمندان کرده بود. و امروز آن شهروند مشهور، آن مرد دانا، آن تاجر متبحر که همة زندگی‏اش را با کار بی‏وقفه و عرق جبین گذرانده و وجدانش را درون صندوق فلزی و روحش را در جیبش گذاشته بود، داشت می‏مُرد. خانۀ او در مرکز

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان