خیلی دور، خیلی نزدیک
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
کتاب «خیلی دور، خیلی نزدیک» نوشته کی. دیوید جکسن ترجمۀ وحید اکبری گزیده ای از متن کتاب : مقدمه جهان، جهان، جهان وسیع [1] : جهان داستان کوتاه برزیلی داستان کوتاه به زبان پرتغالی بازتاب تاریخی و فرهنگی و یکی از پربارترین و محبوبترین اشکال و گونههای موجود در ادبیات برزیل است. سهم چشمگیر نوشتههایی که ایتالو موریکونی [2] در کتاب صد داستان برتر قرن بیستم به چها
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-163105
- شابک
- ۱۴۰۳۰۵۲۱۰۲
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «خیلی دور، خیلی نزدیک» نوشته کی. دیوید جکسن ترجمۀ وحید اکبری گزیده ای از متن کتاب : مقدمه جهان، جهان، جهان وسیع [1] : جهان داستان کوتاه برزیلی داستان کوتاه به زبان پرتغالی بازتاب تاریخی و فرهنگی و یکی از پربارترین و محبوبترین اشکال و گونههای موجود در ادبیات برزیل است. سهم چشمگیر نوشتههایی که ایتالو موریکونی [2] در کتاب صد داستان برتر قرن بیستم به چهار استاد مسجل داستان کوتاه از برزیل میدهد خود گواهی بر این ماجراست: ماشادو د آسیس (1839_ ١٩٠٨)، گراسیانو راموس (1892_۱۹۵٣)، ژوائو گیمارش روسا (1907-١٩۶٧) و کلاریس لیسپکتور (1920_١٩٧٧). تعدادی از آثار این بزرگان به زبانهای مختلف ترجمه شده و در زمرۀ شاهکارهای داستان کوتاه جا گرفتهاند. از آن میان، به آثاری چون دعای نیمه شب [3] از ماشادو د آسیس، سومین کرانۀ رودخانه از روسا، و جنایت یک استاد ریاضی [4] از کلاریس لیسیکتور میتوان اشاره کرد. آثار نویسندگان برجستۀ دیگر چون عثمان لینز [5] ، نلیدا پینیون، موریلو روبیائو، مواسیر اسکیلار، لیجیا فاگوندس، دالتون ترویسان پس از ترجمه به زبانهای مختلف با اقبال گسترده مخاطبان مواجه شدهاند. حتی رماننویسان و شاعران برزیلی نیز داستانهای کوتاه زیادی منتشر کردهاند که از آن جمله میتوان به کارلوس دراموند دی آندراد [6] ، پرکارترین شاعر برزیل در قرن گذشته اشاره کرد که عنوان مقدمه نیز برگرفته از شعر معروفی از اوست. تاریخچۀ داستان مدرن برزیل بازهای تقریباً صدوپنجاهساله را در بر میگیرد که نویسندگان هر نسل به رشتۀ تحریر درآوردهاند. این آثار علاوه بر بازتاب طبیعت و تمدن برزیل، به روابط فرهنگی با امپراتوری پرتغال و سنت داستاننویسی مدرن در قالب تصاویر و زبانی گویا میپردازند. در ریودوژانیروی اواخر قرن نوزدهم، ماشادو د آسیس، برجستهترین نویسندۀ برزیل، با قراردادن شخصیتهایش در بافت شهری، همزمان به شکلگیری موازی و ارجاعات به آثار ادبی و فلسفی و تاریخی اروپاییان میپردازد. یک قرن بعد، هارولدو دِ کامپوس [7] در شعر معروفش آخر دنیا [8] (١٩٩٠) اولیس قهرمان اساطیر و کلاسیک را در امتداد سفرش به غرب و سواحل برزیل میرساند. داستاننویسان برزیلی همگام با معرفی اقلیم و جغرافیایی جدید، قابلیت ساخت و عرضۀ ساحت ادبی جدید را داشتند که مبتنی بر منابع، سبکها و خوانشهایی به زبان و روش زندگی خودشان بود. درون این قارۀ ادبی جدید، به قول استگاگنو پیکیو [9] ، صاحب کتاب تاریخ ادبیات برزیل (١٩٧٧) داستان اصیلترین گونه و ژانر ادبی بود. ماشادو د آسیس یک بار در یکی از آثار طنز خود دربارۀ مزیت داستان کوتاه بر رمان، در صورت داشتن کیفیتی متوسط از هردو، کوتاه بودن را در قالب شاخصی حداقلی مطرح کرد. با توجه به منحصربهفرد بودن زبان پرتغالی، بهعنوان زبان رسمی برزیل، داستان کوتاه آن خطه را باید از آمریکای لاتین جدا دانست. روبم فونسکا [10] ، نویسندۀ معاصر در داستان کوتاه معروف خود «رودۀ بزرگ» نقلقولی از شخصیت اصلی داستان که نویسندهای هنجارشکن است میآورد. نویسنده هنجارشکن در پاسخ به سؤال «آیا ادبیات آمریکای لاتین وجود دارد؟» میگوید: «من رو نخندونین. حتی چیزی به اسم ادبیات برزیلی با ظاهر، ساختار و سبک وجود نداره. فقط یه سری آدم دارن به زبون پرتغالی یه چیزایی مینویسن. همونجوری که تا حالا مینوشتن.» نکتۀ جالب این که برزیلیها ادبیات خود را جزو ادبیات آمریکای لاتین تلقی نمیکنند. و نکتۀ حائز اهمیت اینکه ادبیات برزیل از دیرباز به پرتغال و فرانسه مرتبط بوده و ارجاعات عمدۀ فرهنگی آن چشماندازهای اغلب اروپایی وآتلانتیک داشته تا قوارهای لاتین واسپانیولی. برزیلیها خود نیز به این نکته واقفاند که توصیف «آمریکای لاتین» تقریباً منحصر به آمریکای اسپانیایی زبان است. این شکاف تاریخی و جغرافیایی با توجه به پهنۀ وسیع برزیل، فقدان تماس تاریخی با امریکای تحت سیطرۀ اسپانیا و تلاشهای طولانی پرتغال برای حفظ استقلال مایملک خود، باعث ایجاد تفاوتهای اساسی سیاسی، زبانی و فرهنگی برزیل با بقیۀ همسایگان لاتین خود شده است. گرچه ادبیات برزیل، گاه با تعبیر «یک استثنا» در ادبیات آمریکای لاتین مطرح میشود، اما درواقع علاوهبر دارا بودن بزرگترین پهنۀ خاکی قاره، مهد بزرگترین نامهای ادبیات جهان بوده است. برزیل آنچنان وسیع است که برزیلیها جهان را به دو قسمت برزیل و مابقی دنیا تقسیم میکنند. درواقع برزیل ششمین کشور بزرگ دنیاست و با داشتن نیمی از مساحت آمریکای جنوبی، بیشتر حس یک قاره را برای ساکنانش دارد تا یک کشور. ازاینرو منطقهگرایی مسئلهای رایج در آن است. شخصیت گائوچو [11] در داستان فاندانگو اثر اریکو وریسیمو [12] که ساکن دشتهای جنوبی است، به زبانی کاملاً متفاوت از کابکلوس [13] در بخشهای داخلی و ش



































