پرش به محتوای صفحه
فلسفهناموجود

خرد و انقلاب

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

در این اثر نخست با یک استدلال علمي و مطابق با روش های پذيرفته شده بحث فلسفي در جهان غرب، فلسفه و منطق ديالكتيكي هگل را به عنوان بنياد فلسفي ماركسيسم، براي خوانندگان تشريح كند و سپس با تجزيه و تحليل مايه هاي اصلي آثار ماركس، نشان دهد كه ماركس از هرگونه جامعه پرستي بيزار بود و براي هيچ كس اين جواز را صادر نكرده بود كه افكار و شادكامي و آزادي اش را در پيشگاه جا

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
فلسفه
شناسه کالا
kj-685462

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از کرگدن

مشاهده‌ی همه

توضیحات

در این اثر نخست با یک استدلال علمي و مطابق با روش های پذيرفته شده بحث فلسفي در جهان غرب، فلسفه و منطق ديالكتيكي هگل را به عنوان بنياد فلسفي ماركسيسم، براي خوانندگان تشريح كند و سپس با تجزيه و تحليل مايه هاي اصلي آثار ماركس، نشان دهد كه ماركس از هرگونه جامعه پرستي بيزار بود و براي هيچ كس اين جواز را صادر نكرده بود كه افكار و شادكامي و آزادي اش را در پيشگاه جامعه قرباني كند. هربرت مارکوزه، فیلسوف نو مارکسیست و بلند آوازه آلمانی، کتاب خرد و انقلاب را به ویژه برای دانشگاهیان نوشته و روی سخنش بیش تر با دانشجویان و دانش پژوهان فلسفه و علوم اجتماعی است. این کتاب به نظر مارکوزه معرفی راستین و غیر مغرضانۀ فلسفه و منطق دیالکتیکی و دفاع از آن در برابر اندیشمندانی است که مارکس و مارکسیسم را زمینه ساز استالینیسم و هگل و هگل گرایی را بستر نازیسم پنداشته بودند. مارکوزه بر آن است که در این اثر نخست با یک استدلال علمی و مطابق با روش های پذیرفته شدۀ بحث فلسفی در جهان غرب، فلسفه و دیالکتیک هگل را به عنوان بنیاد فلسفی مارکسیسم برای خوانندگان تشریح کند و سپس با تجزیه و تحلیل مایه های اصلی مارکس، نشان دهد که مارکس از هر گونه جامعه پرستی بیزار بود و برای هیچ کس این جواز را صادر نکرده بود که افکار و شادکامی و آزادی اش را در پیشگاه جامعه قربانی کند. مارکوزه معتقـد است که به نظــر مارکــس، هــر نظامــی که در بــرابــر برخورداری و استقلال و آزادی افرادش کلیتی انتزاعی را قرار دهد و از آنان درخواست کند از جزئیت فردی شان در برابر کلیت صرف نظر کنند، مشروعیتی ندارد و افراد آن جامعه این حق را دارند که در صدد براندازی انقلابی آن نظام برآیند.