پرش به محتوای صفحه

کنیز ملکۀ مصر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۷۱۹

صفحه

۱۴۰۴

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب کنیز ملکۀ مصر نوشتۀ میکل پیرامو به ترجمه ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب مقدمۀ سر الیس هـ. مینس (Sir Ellis H.Minns) پروفسور دانشگاه کمبریج در انگلستان مقدمۀ مترجم بعضی از اسامی تاریخی در نظر ما آن‏قدر آشنا است که تصور می‏کنیم صاحبان این اسامی را خوب می‏شناسیم، در صورتی که عموماً مجموع اطلاعات ما راجع به آنها از بیست سطر تجاوز نمی‏کند آن هم مشروط ب

۱٬۵۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-349627
شابک
۱۴۰۱۰۶۱۹۰۲
تعداد صفحه
۷۱۹
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف
۱۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب کنیز ملکۀ مصر نوشتۀ میکل پیرامو به ترجمه ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب مقدمۀ سر الیس هـ. مینس (Sir Ellis H.Minns) پروفسور دانشگاه کمبریج در انگلستان مقدمۀ مترجم بعضی از اسامی تاریخی در نظر ما آن‏قدر آشنا است که تصور می‏کنیم صاحبان این اسامی را خوب می‏شناسیم، در صورتی که عموماً مجموع اطلاعات ما راجع به آنها از بیست سطر تجاوز نمی‏کند آن هم مشروط بر اینکه توأم با افسانه نباشد. یکی از اسامی تاریخی که به گوش همه رسیده، نام «کلئوپاتر» ملکۀ مصر است. از اواسط نیمۀ اول قرن حاضر به این طرف، مؤسسات فیلمبرداری نیز به شهرت این اسم کمک کرده‏اند، اما چون مؤسسات مزبور بازرگان هستند و می‏خواهند فیلم‏های خود را بفروشند، وقایع تاریخی را طوری با افسانه توأم می‏کنند که اصالت از بین می‏رود و در ذهن بیننده، جز «افسانه» باقی نمی‏ماند. سرگذشتی که ما در این کتاب با عنوان «خدمتگزار کلئوپاتر ملکۀ مصر» به خوانندگان تقدیم می‏کنیم، غیر از آن است که تاکنون در فیلم‏ها به تماشاچیان نشان داده‏اند و با اینکه راجع به یکی از معروف‏ترین اسامی تاریخی یعنی «کلئوپاتر» است، برای همه تازگی دارد. یک مدعی برای سلطنت مصر نام من «شرمیون» است. پدر و مادرم برده بودند، به همین جهت خود نیز کنیز شدم. والدین من در کاخ سلطنتی خدمت می‏کردند و من در آن کاخ چشم به دنیا گشودم. چند روز بعد از تولد من، دختر پادشاه مصر که مادرش یهودی بود، متولد شد و نامش را «کلئوپاتر» نهادند. من از وقایع دورۀ کودکی خود اطلاع ندارم، اما به خاطر می‏آورم که از سه‏سالگی همبازی کلئوپاتر شدم و او از بین دختران کوچک کاخ سلطنتی مرا ترجیح می‏داد و با من بیشتر الفت داشت. تصور می‏کنم یکی از چیزهایی که مرا نزد کلئوپاتر محبوب کرد، این بود که هنگام بازی وقتی ناگهان به خشم درمی‏آمد و مرا کتک می‏زد و موهای سرم را می‏کند، من اعتراض و نزاع نمی‏کردم، بلکه به گوشه‏ای می‏رفتم و می‏گریستم و بعد از چند لحظه، کلئوپاتر به من نزدیک می‏شد و می‏گفت: «شرمیون، گریه نکن». گاهی برای اینکه مرا تسلی بدهد، یک کلوچۀ شیرین که با انگبین طبخ می‏شد به من می‏داد و می‏گفت: «بخور»، من هم کلوچۀ لذیذ را در دهان می‏گذاشتم و خشم و کتک او را فراموش می‏کردم. قدری که بزرگ شدم، فهمیدم کلئوپاتر با دختران دیگر تفاوت دارد؛ او یک شاهزاده خانم است و این خصوصیت که البته برای او امری عادی بود، او را برجسته‏تر از همۀ همجنسانش نشان می‏دهد. علاوه بر این، من توانستم بفهمم که کلئوپاتر یک دختر زیبا است و پس از اینکه به مرحلۀ عقل رسیدم، دریافتم که آن شاهزاده خانم زیبایی خود را از مادرش به ارث برده است؛ او مثل مادرش چشم‏های درشت و سیاه و موی مشکی و صورت بیضوی و سفید و دهان کوچک داشت. کلئوپاتر طوری با من مأنوس بود که مادرش اجازه داد با او غذا بخورم و من اولین کنیز‏ای‏ام که در کاخ سلطنتی مصر با یک شاهزاده خانم (غیر مواقع رسمی) غذا می‏خوردم. من از پدر کلئوپاتر یک چیز را به خاطر دارم و آن اینکه وی علاقه‏ای عجیب به نواختن نی‏لبک داشت؛ از روزی که به یاد دارم تا روزی که وی زندگی را بدرود گفت، پیوسته یک نی‏لبک در دست پادشاه مصر دیده می‏شد و نی می‏نواخت. گاهی کلئوپاتر که فرزند ارشد پدر بود (بعد از او پادشاه مصر از مادر کلئوپاتر دارای سه فرزند دیگر شد) نی‏لبک را از دست پدر می‏گرفت و درصدد برمی‏آمد که بنوازد، ولی از عهده برنمی‏آمد. اما بعد از اینکه دورۀ طفولیت دختر پادشاه مصر گذشت و او با موسیقی آشنا شد و به ارزش کار هنرمندان و نوازندگان واقعی پی برد، دیگر توجهی به نی پدر نکرد. چون کلئوپاتر پیوسته با من به سر می‏برد، موقعی که وی را به معلمین سپردند، من هم با او به جلسۀ درس می‏رفتم. روزهای اول معلمین شاهزاده خانم اعتراض می‏کردند و می‏خواستند مرا از اتاق درس بیرون کنند، ولی هر بار کلئوپاتر به حمایت از من برمی‏خاست و مانع از اخراجم می‏شد، لذا من به‏اجبار خواندن و نوشتن یونانی را آموختم. [1] علاوه بر خواندن و نوشتن، من چون در جلسات درس کلئوپاتر حضور به هم می‏رسانیدم، زبان رومی (لاتینی) را نیز __ که زبان رسمی کشورها و سرزمین‏های تحت سیطرۀ روم بود  __ فراگرفتم. زبان رومی در مصر زبان اشراف است و بزرگان مصر و کسانی که در دیوان کار می‏کنند، مجبورند زبان رومی را فرابگیرند. همچنین در تاریخ، جغرافیا، حساب و هندسه دست پیدا کردم؛ زیرا این علوم را هم به شاهزاده خانم مصری می‏آموختند. ولی در زبان و خط مصر باستانی __  که زبان و خط علمای روحانی بود و شاهزادگان می‏بایست آن را فرامی‏گرفتند __ پیشرفت نکردم، زیرا استعداد فراگرفتن آن خط و زبان را نداشتم. بنابراین تعجب نکنید که چطور کنیزی چون من قادر است قلم به دست بگیرد و این خاطرات را بنویسد. این سرگذشت همان‏طور که می‏بینید (در زبان اصلی)،

۱٬۵۵۰٬۰۰۰تومان