کتاب بند دیوان
۳۵۲
صفحه
پالتویی
قطع
شومیز
نوع جلد
در تمام این زندگیها که کردهام، هیچوقت نتوانستم کار کردهای را نکرده سازم کـه زمان قاضی قصابی است. در مارپیچ زمان چرخ میخـوردهام؛ بر مخروط نامرئیاش فرو میرفتم و بیرون میآمدم. هزاران نفر بودهام؛ یک نفر بودهام؛ زندگی را دیدهام و مرگ را دیدهام. چه سفرها رفتم و چه ماجراها کشیدم! در این زندگیها که کردهام یک بار راد بودم، موبدان موبـد برگزیده دربار شا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-813780
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۸۲۷۲۱۱
- تعداد صفحه
- ۳۵۲
- قطع
- پالتویی
- نوع جلد
- شومیز
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابسرای تندیس
مشاهدهی همهتوضیحات
در تمام این زندگیها که کردهام، هیچوقت نتوانستم کار کردهای را نکرده سازم کـه زمان قاضی قصابی است. در مارپیچ زمان چرخ میخـوردهام؛ بر مخروط نامرئیاش فرو میرفتم و بیرون میآمدم. هزاران نفر بودهام؛ یک نفر بودهام؛ زندگی را دیدهام و مرگ را دیدهام. چه سفرها رفتم و چه ماجراها کشیدم! در این زندگیها که کردهام یک بار راد بودم، موبدان موبـد برگزیده دربار شاه نرسی. هیچگاه مومن نبودم؛ در بند هیچکس نبودم؛ دوست کسی نبودم؛ من بند دیوان را گشودم. حالا این چیزها را نوشتهام، سیاههای شوم و شرمآور، شرح سفر راد؛ نوشداروها که سـاخت؛ نقشههایی که پرداخت. و بهرام را نوشتهام؛ زره پیروزانی که داشـت؛ تیغ پیروزانی که نداشت. از استباد نوشتهام ، مرکوش ديو، مرشون دیو، اشمه ديو و از بند دیوان. آنچه در بند دیوان گذشت را آوردهام و آنچه بر سر مردمان سرزمین آمد. شاید نخواندن این چیزها بهتر باشد چون خواندنش خوشایند نیست؛ اما هیچ چیز زندگی خوشایند نیست؛ درست مثل همین سیاهه.






































