پرش به محتوای صفحه

نه دروغ دربارۀ کار | نوشته مارکوس باکینگهام و اشلی گودال

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۳۴۸

صفحه

۱۴۰۰

سال چاپ

کتاب نه دروغ دربارۀ کار نوشتۀ مارکوس باکینگهام و اشلی گودال با ترجمۀ بهاره صفوی توسط نشر هورمزد منتشر شده است. مارکوس باکینگهام و اشلی گودال در این کتاب الهام‌بخش از دروغ‌های بزرگ درمورد کارکردن پرده برمی‌دارند. همۀ این‌ها فرضیه‌های اشتباهی هستند که ما هرروز در محل کار با آنها مواجه می‌شویم. نه تا از این باورهای غلط (و البته حقایق مربوط به هرکدام) در این کتا

۵۷۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
مهارت‌های شغلی و رزومه
شناسه کالا
kj-629365
تعداد صفحه
۳۴۸
سال انتشار شمسی
۱۴۰۰

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از مارکوس باکینگهام

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از اشلی گودآل

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از هورمزد

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی بهاره صفوی

مشاهده‌ی همه

توضیحات

کتاب نه دروغ دربارۀ کار  نوشتۀ مارکوس باکینگهام و اشلی گودال با ترجمۀ بهاره صفوی توسط نشر هورمزد منتشر شده است. مارکوس باکینگهام و اشلی گودال در این کتاب الهام‌بخش از دروغ‌های بزرگ درمورد کارکردن پرده برمی‌دارند. همۀ این‌ها فرضیه‌های اشتباهی هستند که ما هرروز در محل کار با آنها مواجه می‌شویم. نه تا از این باورهای غلط (و البته حقایق مربوط به هرکدام) در این کتاب بیان شده‌اند. این نه دروغ بزرگ ازجمله انحرافات، فرضیات و تفکرات اشتباه در مورد کار، کارمندان و مدیران را ناامید و سرخورده می‌کنند. هر چیزی که در مورد کارکردن می‌دانید را فراموش کنید!! شما در محل کار به بازخورد احتیاج دارید؛ فرهنگ سازمان کلید اصلی موفقیت است؛ برنامه‌ریزی استراتژیک برای هر سازمانی ضروری است؛ شایستگی‌ها و توانایی‌های شما باید ارزیابی شده و نقاط ضعفتان تقویت شوند؛ رهبری در سازمان مسئلۀ مهمی است. این‌ها واقعیت‌هایی هستند که همه می‌دانیم. اما خودتان را گول نزنید. همۀ این‌ها دروغ است. رهبران و مدیران واقعی به‌جای هماهنگ‌کردن اهداف کارکنان، به‌دنبال هماهنگی مفهوم هدف در نیروهایشان هستند. دنیای واقعی کار به ما می‌گوید که کارکنان به دنبال بازخورد نیستند، بلکه توجه مفید و سازندۀ مدیرشان را می‌خواهند. دنیای واقعی کار این‌گونه است. کتاب نه دروغ دربارۀ کار به شما کمک می‌کند که خود واقعی‌تان را به مدیر و رهبرتان نشان دهید. نه دروغ دربارۀ کار حقیقتی آشکار! کتاب با این تناقض شروع می‌شود: چرا اکثر ایده‏‌ها و شیوه‏‌هایی که به‌منزلۀ حقایق مشخص در محیط کار اجرا می‏‌شوند برای اکثر افرادی که قرار است برایشان مفید باشند بسیار خسته‌کننده و ناخوشایند هستند؟ مثلاً یکی از حقیقت‏‌های مشخص این است که داشتن اهداف آبشاری بهترین راه برای تنظیم و ارزیابی کاری است. چه زمانی بعضی از ما در سنگرهای کاری‏مان احساس می‏‌کنیم فرایند سالانۀ تنظیم هدف بی‏‌معناست و هیچ ربطی به کار واقعی‏مان ندارد؟ چرا این مسئله که شما به بازخوردهای انتقادی نیاز دارید حقیقتی تعیین‌شده است؟ در این دنیای واقعی، بیشتر ما چه زمانی به این بازخوردها اتکا کردیم و بیشتر تمایل داشتیم آن‌ها را به‌جای اینکه به خودمان نسبت دهیم به دیگران حواله کنیم؟ چرا این حقیقتی پذیرفته‌شده است که مدیر شما با اطمینان می‏‌تواند عملکردتان را ارزیابی کند، در‌حالی‌که هیچ‌یک از ما در تیم‏‌های واقعی رهبری را با بی‌طرفی کامل مشاهده نکردیم؟ چرا پذیرفتیم همۀ رهبران برتر ویژگی‏‌های مشخصی دارنـد و شما باید بـه‌دنبـال کسب آن ویـژگی‏‌هـا باشیـد؟ چـرا هیچ‌یک از ما تا‌به‌حال رهبری با همۀ این ویژگی‌‏ها ندیدیم؟ رهبران آزاداندیش کسانی هستند که این دروغ‌ها را کشف می‌کنند و دنباله‌روی حقیقت هستند. این رهبران از الگوهای نوظهور سازمان مطلع هستند و می‌دانند که این الگوها از عقل و خرد ارزش بیشتری دارند. در کتاب نه دروغ دربارۀ کار نویسندگان با داستان‌های جذابشان از رهبران آزاداندیش می‌گویند. این رهبران می‌دانند که قدرت و انسجام تیم از فرهنگ شرکت مهم‌تر است و ما باید روی برنامه‌ریزی از بالا به پایین تمرکز کنیم. معرفی کتاب از زبان نویسندگان آن در سه فصل اول، ابتدا در مورد چرایی فرهنگ‏‌ها، برنامه‏‌ها و اهدافی که به‌شدت بر ما تحمیل شدند سؤال کردیم. بعد، از روش‏‌های بهتر همکاری‌کردن پرده برمی‌داریم. هر‌یک از فصل‏‌های چهار، پنج، شش و هفت جنبۀ به‌خصوصی از ماهیت انسان را هدف قرار ‏می‏‌دهند. بعد نشان می‏‌دهیم زمانی که هر‌یک از ما شفافانه و آزاد با دیگران متفاوت هستیم، چگونه ‏می‏‌توانیم به بهترین روش خودمان و مردممان را رشد دهیم. در فصل هشت، این سؤال مطرح می‏‌شود که چرا تعادل برای هر‌یک از ما ایدئال است و بعد آرمان بسیار متفاوتی را نشان می‌‏دهد. در‌نهایت، آخرین فصل به همۀ ویژگی‏‌های مربوط به «رهبری» احترام می‏‌گذارد و زمانی که ما، به‌عنوان دنبال‌کننده، به چشم‌انداز فرد دیگری شور و علاقه نشان ‏می‏‌دهیم، پنجره‌ای جدید به وقایع را نشان می‏‌دهد. ما فردی را به تصویر کشیدیم که ضمن تلاش برای انجام بهترین کارها مضطرب و گرفتار نه باور غلط می‏‌شود؛ گرفتار همۀ چیزهایی که ‏‏‏می‏‌دانیم قطعاً درست نیستند. مخاطبی که در ابتدا برای این کتاب تصور ‏‏‏کردیم فردی است که برای اولین بار تیمی را رهبری می‏‌کند؛ کسی که با دنیای بزرگ و چالش‌برانگیز رو‌به‌رو می‏‌شود و ‏می‏‌خواهد کاری خارق‏‌العاده با تیمش انجام دهد، همراه آن‌ها به سرافرازی برسد و این سرافزاری را برای آن‌ها هم امکان‌پذیر کند. او ‏می‏‌خواهد رهبری باشد که تیمش سال‏‌ها در مورد او صحبت کنند. ما رهبرانی را به تصویر کشیدیم که از خودشان می‏‌پرسند چگونه از هریک از اعضای تیم بیشترین بهره‌وری را به دست آورند؟ چگونه اعضای تیم را از اشتباهی که به ت

۵۷۵٬۰۰۰تومان