کتاب نه دروغ دربارۀ کار | نوشته مارکوس باکینگهام و اشلی گودال
کتاب نه دروغ دربارۀ کار نوشتۀ مارکوس باکینگهام و اشلی گودال با ترجمۀ بهاره صفوی توسط نشر هورمزد منتشر شده است. مارکوس باکینگهام و اشلی گودال در این کتاب الهامبخش از دروغهای بزرگ درمورد کارکردن پرده برمیدارند. همۀ اینها فرضیههای اشتباهی هستند که ما هرروز در محل کار با آنها مواجه میشویم. نُه تا از این باورهای غلط (و البته حقایق مربوط به هرکدام) در این کت
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-629365
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از هورمزد
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب نه دروغ دربارۀ کار نوشتۀ مارکوس باکینگهام و اشلی گودال با ترجمۀ بهاره صفوی توسط نشر هورمزد منتشر شده است. مارکوس باکینگهام و اشلی گودال در این کتاب الهامبخش از دروغهای بزرگ درمورد کارکردن پرده برمیدارند. همۀ اینها فرضیههای اشتباهی هستند که ما هرروز در محل کار با آنها مواجه میشویم. نُه تا از این باورهای غلط (و البته حقایق مربوط به هرکدام) در این کتاب بیان شدهاند. این نه دروغ بزرگ ازجمله انحرافات، فرضیات و تفکرات اشتباه در مورد کار، کارمندان و مدیران را ناامید و سرخورده میکنند. هر چیزی که در مورد کارکردن میدانید را فراموش کنید!! شما در محل کار به بازخورد احتیاج دارید؛ فرهنگ سازمان کلید اصلی موفقیت است؛ برنامهریزی استراتژیک برای هر سازمانی ضروری است؛ شایستگیها و تواناییهای شما باید ارزیابی شده و نقاط ضعفتان تقویت شوند؛ رهبری در سازمان مسئلۀ مهمی است. اینها واقعیتهایی هستند که همه میدانیم. اما خودتان را گول نزنید. همۀ اینها دروغ است. رهبران و مدیران واقعی بهجای هماهنگکردن اهداف کارکنان، بهدنبال هماهنگی مفهوم هدف در نیروهایشان هستند. دنیای واقعی کار به ما میگوید که کارکنان به دنبال بازخورد نیستند، بلکه توجه مفید و سازندۀ مدیرشان را میخواهند. دنیای واقعی کار اینگونه است. کتاب نه دروغ دربارۀ کار به شما کمک میکند که خود واقعیتان را به مدیر و رهبرتان نشان دهید. نه دروغ دربارۀ کار حقیقتی آشکار! کتاب با این تناقض شروع میشود: چرا اکثر ایدهها و شیوههایی که بهمنزلۀ حقایق مشخص در محیط کار اجرا میشوند برای اکثر افرادی که قرار است برایشان مفید باشند بسیار خستهکننده و ناخوشایند هستند؟ مثلاً یکی از حقیقتهای مشخص این است که داشتن اهداف آبشاری بهترین راه برای تنظیم و ارزیابیِ کاری است. چه زمانی بعضی از ما در سنگرهای کاریمان احساس میکنیم فرایند سالانۀ تنظیم هدف بیمعناست و هیچ ربطی به کار واقعیمان ندارد؟ چرا این مسئله که شما به بازخوردهای انتقادی نیاز دارید حقیقتی تعیینشده است؟ در این دنیای واقعی، بیشتر ما چه زمانی به این بازخوردها اتکا کردیم و بیشتر تمایل داشتیم آنها را بهجای اینکه به خودمان نسبت دهیم به دیگران حواله کنیم؟ چرا این حقیقتی پذیرفتهشده است که مدیر شما با اطمینان میتواند عملکردتان را ارزیابی کند، درحالیکه هیچیک از ما در تیمهای واقعی رهبری را با بیطرفی کامل مشاهده نکردیم؟ چرا پذیرفتیم همۀ رهبران برتر ویژگیهای مشخصی دارنـد و شما باید بـهدنبـال کسب آن ویـژگیهـا باشیـد؟ چـرا هیچیک از ما تابهحال رهبری با همۀ این ویژگیها ندیدیم؟ رهبران آزاداندیش کسانی هستند که این دروغها را کشف میکنند و دنبالهروی حقیقت هستند. این رهبران از الگوهای نوظهور سازمان مطلع هستند و میدانند که این الگوها از عقل و خرد ارزش بیشتری دارند. در کتاب نه دروغ دربارۀ کار نویسندگان با داستانهای جذابشان از رهبران آزاداندیش میگویند. این رهبران میدانند که قدرت و انسجام تیم از فرهنگ شرکت مهمتر است و ما باید روی برنامهریزی از بالا به پایین تمرکز کنیم. معرفی کتاب از زبان نویسندگان آن در سه فصل اول، ابتدا در مورد چرایی فرهنگها، برنامهها و اهدافی که بهشدت بر ما تحمیل شدند سؤال کردیم. بعد، از روشهای بهتر همکاریکردن پرده برمیداریم. هریک از فصلهای چهار، پنج، شش و هفت جنبۀ بهخصوصی از ماهیت انسان را هدف قرار میدهند. بعد نشان میدهیم زمانی که هریک از ما شفافانه و آزاد با دیگران متفاوت هستیم، چگونه میتوانیم به بهترین روشْ خودمان و مردممان را رشد دهیم. در فصل هشت، این سؤال مطرح میشود که چرا تعادل برای هریک از ما ایدئال است و بعد آرمان بسیار متفاوتی را نشان میدهد. درنهایت، آخرین فصل به همۀ ویژگیهای مربوط به «رهبری» احترام میگذارد و زمانی که ما، بهعنوان دنبالکننده، به چشمانداز فرد دیگری شور و علاقه نشان میدهیم، پنجرهای جدید به وقایع را نشان میدهد. ما فردی را به تصویر کشیدیم که ضمن تلاش برای انجام بهترین کارها مضطرب و گرفتار نه باور غلط میشود؛ گرفتار همۀ چیزهایی که میدانیم قطعاً درست نیستند. مخاطبی که در ابتدا برای این کتاب تصور کردیم فردی است که برای اولین بار تیمی را رهبری میکند؛ کسی که با دنیای بزرگ و چالشبرانگیز روبهرو میشود و میخواهد کاری خارقالعاده با تیمش انجام دهد، همراه آنها به سرافرازی برسد و این سرافزاری را برای آنها هم امکانپذیر کند. او میخواهد رهبری باشد که تیمش سالها در مورد او صحبت کنند. ما رهبرانی را به تصویر کشیدیم که از خودشان میپرسند چگونه از هریک از اعضای تیم بیشترین بهرهوری را به دست آورند؟ چگونه اعضای تیم را از اشتباهی که به ت


































