کتاب وقتی شانس در خانه ات را می زند
۳۶۶
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
هیچچیزی نخواهد توانست جلوی میلی پرایس هفده ساله را برای رسیدن به آرزویش که بازی در تئاترهای موزیکال برادوی هست بگیرد. نه مخالفت پدر دوست داشتنی ولی به شدت درونگرایش که به تنهایی او را بزرگ کرده؛ و نه پسر همکلاسیِ رو مخی که رقیب و مزاحمش در مدرسه است و مدام جلوی پایش سنگ میاندازد و نه احساسات شدید خودش که بعضی وقتها دیوانهکننده میشوند… با پذیرش پیش از مو
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-700649
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۸۲۹۴۷۵
- تعداد صفحه
- ۳۶۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابسرای تندیس
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سودابه تصاعدیان
مشاهدهی همهتوضیحات
هیچچیزی نخواهد توانست جلوی میلی پرایس هفده ساله را برای رسیدن به آرزویش که بازی در تئاترهای موزیکال برادوی هست بگیرد. نه مخالفت پدر دوست داشتنی ولی به شدت درونگرایش که به تنهایی او را بزرگ کرده؛ و نه پسر همکلاسیِ رو مخی که رقیب و مزاحمش در مدرسه است و مدام جلوی پایش سنگ میاندازد و نه احساسات شدید خودش که بعضی وقتها دیوانهکننده میشوند… با پذیرش پیش از موقع در کالج تئاتر موزیکال، به یک قدمی رسیدن به رویایش میرسد ولی مشکل اینجاست که بابت سن کمش، برای ورود به کالج به اجازهی والدین نیاز دارد. اما پدرش به شدت با رفتنش به کالجی در آن سر کشور مخالفت میکند. در این بین دست سرنوشت قسمتی از گذشتهی پدرش را برایش فاش میکند، همان قسمتی که مربوط به مادرش و سال تولد امیلی میشود. موضوعی که پدرش هیچگاه درموردش حرف نمیزند. حالا میلی میداند باید چه کند. باید مادرش را پیدا کرده و اجازهی رفتن به کالج را از او بگیرد. کنکاش بیشتر در گذشتهی پدرش به شناسایی سه زن منجر میشود که هر کدام میتوانند مادرش باشند… ولی کدامشان؟ چون برای ثبتنام در کالج فقط تعطیلات تابستان را مهلت دارد، تصمیم میگیرد به شکل ناشناس وارد زندگی این سه زن شده و مادر واقعیاش را شناسایی کند.اما چگونه میتوان بخش جدیدی را به زندگی خود وارد کرد و انتظار داشت که با زندگی قبلی هماهنگ شود، بدون آنکه ردی از خود به جای بگذارد؟ چرا هرگاه به دنبال گذشته میگردیم، گویی به همان چیزی که همیشه داشتهایم باز میگردیم؟















































