کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر | رابرت کیوساکی
کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر نوشته ی رابرت کیوساکی و شارون لچر با ترجمه ی اعظم نایبی توسط نشر هورمزد منتشر شده است. این کتاب داستانی حقیقی از درس هایی راجع به پول است که رابرت کیوساکی از دو پدر خود آموخته است. رابرت توضیح میدهد که چگونه میتوانید پول را در خدمت خود به کار بگیرید، به جای اینکه شما برای آن کار کنید. اکثر ما میدانیم بهترین سرمایهگذاری هرگز در
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-955320
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از هورمزد
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر نوشته ی رابرت کیوساکی و شارون لچر با ترجمه ی اعظم نایبی توسط نشر هورمزد منتشر شده است. این کتاب داستانی حقیقی از درس هایی راجع به پول است که رابرت کیوساکی از دو پدر خود آموخته است. رابرت توضیح میدهد که چگونه میتوانید پول را در خدمت خود به کار بگیرید، به جای اینکه شما برای آن کار کنید. اکثر ما میدانیم بهترین سرمایهگذاری هرگز در بازار انجام نمیشوند. این کتاب به این موضوع میپردازد که ثروتمندان در چه زمینهای سرمایهگذاری میکنند که فقرا و طبقهی متوسط نمیدانند. یکی از دلایلی که باعث میشود ثروتمندان هر روز ثروتمندتر شوند و اقشار متوسط و فقرا با فقر دستوپنجه نرم کنند، اینست که موضوع پول و چگونگی سرمایهگذاری و نیز استفاده از آن، تنها در خانه آموزش داده میشود. درواقع، بیشتر ما تنها از طریق والدینمان با پول آشنا میشویم. در این صورت والدین فقیر چه چیزی میتوانند راجع به پول به فرزندانشان بیاموزند؟ آنها خیلی ساده میگویند: «در مدرسه باش و بهسختی درس بخوان». فرزندان چنین خانوادههایی ممکن است با نمرههای عالی فارغالتحصیل شوند، اما با ذهنیت و برنامهریزی مالی یک انسان فقیر، زیرا آنها در کودکی چنین آموزش دیدهاند. کتاب داستان شخصی (راوی و نویسنده) است که دو پدر دارد: اولی پدر بیولوژیکی او – پدر فقیر – و دیگری پدر صمیمی ترین دوست دوران کودکی اش، مایک – پدر ثروتمند بود. هر دو پدر به نویسنده یاد دادند که چگونه به موفقیت دست یابد اما با رویکردهای بسیار متفاوت. برای نویسنده آشکار شد که رویکرد کدام پدر از نظر مالی منطقی تر است. در سراسر کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر ، نویسنده هر دو پدر را مقایسه میکند – اصول، ایدهها، شیوههای مالی، و میزان پویایی و اینکه چگونه پدر واقعیاش، مرد فقیر و مبارز اما تحصیلکرده، در برابر پدر ثروتمندش از نظر سرمایهگذاری و زیرکی تجاری رنگ میبازد. نویسنده پدر فقیر خود را با آن دسته از افرادی مقایسه میکند که دائماً در مسابقه موشهای صحرایی میچرخند، بیخبر در یک چرخه معیوب نیاز به چیزهای بیشتر گرفتار شدهاند، اما هرگز نمیتوانند رویاهای خود را برای ثروت برآورده کنند، زیرا یک کمبود آشکار دارند، یعنی سواد مالی ندارند. آنها زمان زیادی را در مدرسه صرف یادگیری در مورد مشکلات جهان می کنند، اما هیچ درس ارزشمندی در مورد کسب ثروت به دست نیاورده اند، فقط به این دلیل که هرگز در مدرسه اصول پولسازی تدریس نمی شود. در مقابل، پدر ثروتمند او نماینده هسته مستقل و ثروتمند جامعه است که به عمد از قدرت شرکت ها و دانش شخصی آنها در زمینه مالیات و حسابداری (یا مشاوران مالی آنها) استفاده می کند. موضوع کتاب به دو مفهوم اساسی تقلیل می یابد: نگرش می توانم انجام دهم و کارآفرینی بی باک. نویسنده این دو مفهوم را با ارائه مثالهای متعدد برای هر یک و تمرکز بر نیاز به سواد مالی، چگونگی کمک به قدرت شرکتها در ثروتمندتر کردن افراد ثروتمند، توجه به کسبوکار خود، غلبه بر موانع با عدم پرورش تنبلی، ترس، بدبینی و غلبه بر موانع برجسته میکند. سایر نگرشهای منفی و شناخت ویژگیهای انسانها و اینکه چگونه پیش داوری ها، تعصبات و تربیت آنها اهداف آزادی مالی آنها را مختل میکند. نویسنده شش درس مهم را ارائه می دهد که در سراسر کتاب به آنها پرداخته است: ثروتمندان برای پول کار نمی کنند اهمیت سواد مالی به کسب و کار خود فکر کنید مالیات ها و شرکت ها ثروتمندان پول را اختراع می کنند نیاز به کار برای یادگیری و نه کار برای پول شخصیت های کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر شخصیت های این کتاب حول سه محور اصلی می چرخد: پدر ثروتمند، پدر فقیر و پسر (خود نویسنده به عنوان راوی کتاب). ماهیت هر شخصیت این است: پدر فقیر تحصیلکرده اما فاقد هوش مالی، پدر پولدار تحصیلات بسیار کم (کلاس هشتم)، دارای هوش مالی و رابرت کیوساکی تماشاگری که از هر دو درس می آموزد اما فقط ویژگی های پدر ثروتمند را درونی می کند. پدر فقیر نویسنده پدر فقیر خود را با میلیونها پدری مقایسه میکند که پسرانشان را تشویق میکنند تا در مدرسه خوب کار کنند تا بتوانند در یک شرکت خوب شغل خوبی پیدا کنند. پدر فقیر به اصول سنتی سخت کار کردن، پس انداز کردن پول و نخریدن چیزهای مادی که توان مالی آن را ندارد اعتقاد داشت. او معتقد بود که داشتن یک شغل خوب در یک شرکت مستحکم چیزی است که باید آرزویش را داشت. از این رو وقتی پسرش کار در یک شرکت بزرگ و معتبر را ترک می کند ابراز ناامیدی می کند. پدر فقیر به تحصیل به عنوان پاسپورت موفقیت نگاه می کند. او مدرک دکترا داشت، به دانشگاه های آیوی لیگ رفت، اما همیشه از نظر مالی با مشکل مواجه بود. او معتقد بود که هرگز مردی ثروتمند نخواهد بود و نویسنده اشاره می کند که این یک پیشگ














































