کتاب سردترین روز در باغ وحش
ماجراهایی که در یک باغ وحش برای مسئولین و حیوانات پیش میآید. سردترین روز در باغوحش دریکی از سردترین روزهای هفته دستگاه گرمایش باغوحش میلتون میدو از کار افتاد. تعمیرکاری که برای تعمیر دستگاه آمده بود، بعد از بررسی، علت خرابی را متوجه شد. اشکال از یک خار کوچک بود. خار کوچکی که دو قسمت دستگاه را به هم وصل میکرد. هرچند اشکال کوچکی به نظر میرسید اما مشکل بزر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-294980
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۶۷۲۱۹۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میچکا
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی فرمهر منجزی
مشاهدهی همهتوضیحات
ماجراهایی که در یک باغ وحش برای مسئولین و حیوانات پیش میآید. سردترین روز در باغوحش دریکی از سردترین روزهای هفته دستگاه گرمایش باغوحش میلتون میدو از کار افتاد. تعمیرکاری که برای تعمیر دستگاه آمده بود، بعد از بررسی، علت خرابی را متوجه شد. اشکال از یک خار کوچک بود. خار کوچکی که دو قسمت دستگاه را به هم وصل میکرد. هرچند اشکال کوچکی به نظر میرسید اما مشکل بزرگ آنجا بود که بعدازظهر جمعه بود و تا دوشنبه همهجا تعطیل و خار به آن کوچکی را نمیشد بهراحتی پیدا کرد و خرید. اما با حیواناتی که از همینالان متوجه سردی محل نگهداریشان شده بودند چه باید کرد؟ دندانهای شیر تیلیکتیلیک به هم میخوردند. پنگوئنها بالهایش را بازکرده و بالا و پایین میپریدند، تا شاید گرم شوند. مار بزرگِ سیلانی خودش را به دور پایه چراغ پیچیده بود تا به حباب گرم آن نزدیکتر باشد. خلاصه اینکه حیوانی نبود که در سردترین روز و از سرما در عذاب نباشد. آقای پیکلز که رئیس باغوحش بود دنبال راهحلی گشت. ناگهان فکری به ذهنش رسید. چطور است مسئولین نگهداری از حیوانات هر حیوانی را با خودش به خانه ببرد. اما این کار سادهای نبود. با اینحال آنها قبول کردند و در خانه هرکس کلی دردسر و ماجرا برای مسئولین نگهداری و حیوانات به وجود آمد. سردترین روز در باغوحش باغوحش را همه دوست دارند. مخصوصاً کودکان. آنها در باغوحش میتوانند بسیاری از حیوانات را که فقط در فیلمها و عکسها دیدهاند از نزدیک تماشا کنند. حتما میدانیدکه علاقه به حیوانات در کودکان بیشتر از بزرگسالان است. کودکان به دلایلی بیشتر از ما با حیوانات ارتباط برقرار میکنند. برای همین هم شخصیت بسیاری از داستانهای که برای کودکان نوشتهشده حیوانات هستند. نویسنده این مجموعه هم با توجه به علاقه همه و مخصوصاً کودکان به باغوحش و حیوانات سعی کرده مجموعهای از یک سری داستانهای طنز و خندهدار و درعینحال با معنا بنویسد. سردترین روز در باغوحش در این جلد نویسنده دو مطلب مهم را بیان کرده است. نویسنده خواسته است یک داستانی سرگرم کنند و جذاب برای کودکان بنویسند داستانی که وقتی کودکان آن را میخوانند علاوه بر اینکه میخندند باشخصیتهای بامزه هم آشنا شوند. شخصیتهایی که برخی انسانها هستند و بعضی هم حیوان. نویسنده سعی کرده به کودکان نشان دهد، اگر کسی بدون فکر کاری را انجام دهد دچار چه دردسری میشود. درست مثل بردن حیوانات توسط کارمندان باغوحش به خانه. آنها وقت بردن حیوانات یکلحظه هم به مشکلی که ممکن بود برایشان پیش بیاید فکر نکردند. مثلاً کسی که فیل را به خانه برد قبل از بردن باید فکر میکرد کجا میتواند آن حیوان بزرگ را جا بدهد. سردترین روز در باغوحش پشت جلد دندان سوسمار تیلیکتیلیک بههم میخورد. چه بلایی سر باغوحش آمده؟ در سردترین روز سال، صدای وحشتناکی به گوش میرسد و دستگاهِ گرمایشی باغوحش از کار میافتد. همهی حیوانها دارند از سرما یخ میزنند. (البته همه بهجز خرس قطبی) آقای پیکلز، مدیرباغوحش، از کارکنانش میخواهد حیواناتشان را در تعطیلات آخرهفته به خانه ببرند و آنها را گرم نگه دارند. چه ماجراهایی ممکن است اتفاق بیفتد؟ سردترین روز در باغوحش بیشتر بدانید دو عنوان دیگر از این مجموعه در انتشارات میچکا به چاپ رسیده است. کتاب مورد تائید آموزش و پرورش در سال 1399 بیشتر بخوانید قسمتی از این رمان جذاب را می توانید در فایل زیر مطالعه فرمایید: the-coldest-day-at-the-zoo








































