ماه خسته
۱۴۴
صفحه
سرهنگ پردههای مواج و پرچین تور را تا حدی که بتواند چشمانداز خیابان را ببیند از پنجره کنار زد. تکدرختها در وزش نسیم سرد پاییز سبکسرانه تکان میخوردند و شاخههایشان مثل دستهایی نیازمند، گویی به تمنای چیزی یا کسی به این سو و آن سو کشیده و خم میشدند. زیر نور پریده و بیرمق چراغ، درست زیر ساختمان مسکونی او سگ لنگ مجروحی پوزه روی پنجههایش گذاشته بود و هر چ
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-211109
- شابک
- ۹۶۴۳۱۲۷۴۲۷
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نشر نی
مشاهدهی همهتوضیحات
سرهنگ پردههای مواج و پرچین تور را تا حدی که بتواند چشمانداز خیابان را ببیند از پنجره کنار زد. تکدرختها در وزش نسیم سرد پاییز سبکسرانه تکان میخوردند و شاخههایشان مثل دستهایی نیازمند، گویی به تمنای چیزی یا کسی به این سو و آن سو کشیده و خم میشدند. زیر نور پریده و بیرمق چراغ، درست زیر ساختمان مسکونی او سگ لنگ مجروحی پوزه روی پنجههایش گذاشته بود و هر چندگاه زوزههای دردمندانهای سر میداد. از دوردستها صدای شعارها و فریادهایی گنگ و نامفهوم به گوش میرسید. در سیاهی شب کسانی تیراندازی میکردند. هر بار که صدای شلیک تیر بلند میشد، سگ زخمی، زوزهای کشیدهتر در فضای خالی و وهمانگیز خیابان سر میداد. ماه مثل یک سکهٔ نقرهای بر زمینهٔ تیرهگون و فراخ آسمان میدرخشید.

















