پرش به محتوای صفحه
فلسفهموجود

مهیای رقصی در برف

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

کتاب مهیای رقصی در برف مجموعه‌ی روایت شخصی نُه زن است از این که چطور مبارزه کردند و دوام آوردند و ناامید نشدند، قصه‌هایی است از شهامت زنان و این که چطور در تاریک‌ترین لحظات، در جهنمِ زندان و تبعید و کار اجباری، دوستی و هنر و عشق ناجی‌شان شد. این کتاب دریچه‌ای است به زندگی زنان در گولاک. کتاب مهیای رقصی در برف بر اساس مصاحبه‌هایی است که نویسنده مانیکا زگوستوو

۷۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
فلسفه
شناسه کالا
kj-056327

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از گمان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب تو انجا نبوده ای
۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شکسپیر و شرکا
۸۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شکسپیر و شرکا
۸۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شکسپیر و شرکا
۸۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فلسفه ترس
۶۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ

گمان

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اعتراف

گمان

۳۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دروغ/اراده ی ازاد
۳۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بیماری

گمان

۶۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کار

گمان

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اعتقاد بدون تعصب
۵۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فلسفه ای برای زندگی
۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نظر به درد دیگران
۴۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کی بود کی بود؟
۹۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بالکان اکسپرس
۵۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب راز مانا
۸۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب مهیای رقصی در برف مجموعه‌ی روایت شخصی نُه زن است از این که چطور مبارزه کردند و دوام آوردند و ناامید نشدند، قصه‌هایی است از شهامت زنان و این که چطور در تاریک‌ترین لحظات، در جهنمِ زندان و تبعید و کار اجباری، دوستی و هنر و عشق ناجی‌شان شد. این کتاب دریچه‌ای است به زندگی زنان در گولاک. کتاب مهیای رقصی در برف بر اساس مصاحبه‌هایی است که نویسنده مانیکا زگوستووا با نُه زن بازمانده از اردوگاه‌های کار اجباری شوروی انجام داده. شروع این پروژه‌ی تاریخ‌شفاهی  برمی‌گردد به ۲۰۰۸. بازماندگان مصاحبه‌شونده حالا دیگر سرشناسند؛ در این سال‌ها زندگی‌نگاره و مصاحبه و گزارش و مستند کم از آن‌ها بیرون نیامده. هر کدام برای خودش داستانی دارد: یکی زایاراست دختر نویسنده‌ای شهیر و دیگری والنتینا، بازیگری که از نقش‌آفرینی در نمایش‌های اردوگاه‌های مرگ می‌گوید؛ سوزانا که در هفده‌سالگی عضو سازمانی ضداستالینی بود و برعکس همه الکی بهش جرم نبسته بودند؛ دوتای دیگر که بعد از مرگ استالین دستگیر شده‌ بوند: ناتالیای شاعر که در جریان تظاهرات ۱۹۶۸ در اعتراض به اشغال پراگ توسط شوروی دستگیر شده بود و به بیمارستان روانپزشکی زندان افتاده بود؛ ایرینا، دختر الگا معشوق پاسترناک، که جرمش «اقتصادی» بود چون پول خارجی گرفته بود ـ‌ـ‌حق‌التالیف کتاب دکتر ژیواگو ی پاسترناک، کتابی که مادرش الهام‌بخش شخصیت اصلیش بود. با این که کتاب براساس مصاحبه صورت گرفته است اما اینجا با پرسش‌پاسخ‌های پشت‌سرهم مواجه نیستیم. کار خانم نویسنده، مانیکا زگوستووا، این بوده است که اجازه دهد تجربه‌ی هر مصاحبه‌شونده به روایتی جان‌دار و جذاب بدل شود. در هر فصل با مقدمه‌ای کوتاه از برخورد اول نویسنده با مصاحبه‌شونده و شرح خانه‌زندگی آن‌ها شروع می‌شود. در مهیای رقصی در برف ما روایت‌های شخصی آدم‌ها را داریم، نُه داستان داریم، نُه سرگذشت، نُه ماجرا از زندگی‌هایی که به ناگاه با دستگیری و تبعید به جهنم گولاک زیروزبر شده‌اند. اما این‌ها روایت مصیب و بدبختی و رنج نیستند بلکه داستان مقاومت زنان و اتصال غریبشان به زندگی است و انتظار برای فرارسیدن آزادی. مصاحبه‌ها در اتاق نشیمن و آشپزخانه صورت می‌گیرد، در فضایی صمیمی، در خانه‌هایی با کتاب‌خانه‌هایی درجه‌یک و نقاشی‌هایی ممتاز بر دیوار که نمایانگر عشق آن زن‌ها به کتاب و موسیقی و هنر است. چرا که به قول نویسنده «آنجا بود که فهمیدم برای فرد سرکوب‌شده زیبایی چه قدرت جادویی‌ای دارد ـ‌ـ‌زیبایی هنری و زیبایی طبیعی… این زن‌ها همه آدم‌های بافرهنگ و کمالاتی هستند، چون در واقع فرهنگ بهشان کمک کرده بود تا دوام بیاورند.» آن‌ها برای هم شعر می‌خواندند و شعر حفظ می‌کردند ـ‌ـ‌ گالیا که از همه کوچکتر است و متولد یکی از گولاک‌های سیبری هنوز کتاب شنل‌قرمزی ‌ای را دارد که سایر زندانی‌ها برایش درست کرده بودند. و حالا ماجرای عنوان کتاب: زایارا به زندان مخوف مسکو که رسید، انگار داشت می‌رفت مهمانی. پدر زایارا در پاکسازی های استالین تیرباران شده بود و مادرش پرستاری بود که به ده سال حبس با اعمال شاقه محکوم شده بود. به چه جرمی؟ همسایه شنیده بود که گویا گفته بود «پنسیلین امریکایی بهتره از پنسیلین اتحاد جماهیر است!» تازه دو سال از حبس مادر می‌گذرد که شبی زایارا مشغول تدارک سوروسات مهمانی جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی خواهرش است. خوش دارد می‌گذرد که شب پنج تا مأمور می‌ریزند دم در که او را ببرند. می‌گوید طوری لباس پوشیده بودم که انگار می‌خواستم بروم مجلس رقص. از آنجا می‌برندش به بازداشتگاه، بعد زندان، بعد ایستگاه قطار، بعد کشتی و بعد اقیانوس منجمد شمالی، سیبری ‌ـ‌ـ‌با همان بلوز قرمز و همان دامن زیبا، مهیای رقصی در برف.

۷۵۰٬۰۰۰تومان