پرش به محتوای صفحه

مجموعه اشعار بهاءالدین خرمشاهی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۵۷۶

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

کتاب مجموعه اشعار بهاءالدین خرمشاهی گزیده ای از متن کتاب پیشگفتار به نام آنکه هستی نام ازو یافت فلک جنبش، زمین آرام ازو یافت با عرض سلام خدمت خوانندگان فرزان. گویی نوشتن مقدمه بر دفتر/ دیوان شعر مرسوم نیست. یا دست‌کم، کمتر از کتاب‌های دیگر رسم است. اما به نظرم کتاب بی‌مقدمه مثل دیدار/ ملاقات بدون سلام و علیک است. اهل کتاب، این نویسندۀ سختکوشِ پرکارِ بی‌قرارت

۴۵۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-615384
شابک
۱۴۰۲۰۳۱۷۰۱
تعداد صفحه
۵۷۶
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف
۱۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب مجموعه اشعار بهاءالدین خرمشاهی گزیده ای از متن کتاب پیشگفتار به نام آنکه هستی نام ازو یافت فلک جنبش، زمین آرام ازو یافت با عرض سلام خدمت خوانندگان فرزان. گویی نوشتن مقدمه بر دفتر/ دیوان شعر مرسوم نیست. یا دست‌کم، کمتر از کتاب‌های دیگر رسم است. اما به نظرم کتاب بی‌مقدمه مثل دیدار/ ملاقات بدون سلام و علیک است. اهل کتاب، این نویسندۀ سختکوشِ پرکارِ بی‌قرارتر از پرگار را کمتر به شعر و شاعری می‌شناسند. با آنکه چهار دفتر شعر نیمایی و کهن __ که امیدوارم کهنه نباشد __ در طول پنجاه سال سروده و منتشر کرده‌ام. با نام‌های: 1. کتیبه‌ای بر باد (پیام، 1350ش)، 2. زنده میری (قطره، چاپ اول و دوم 1386ش)، 3. آه و آیینه (قزوین، سایه‌گستر، 1387ش)، 4. دلرباعی‌ها (مروارید، 1398ش) و دفتر پنجم یعنی نوسروده‌ها و نویافته‌ها آماده بود، که به پیشنهاد ناشرِ صدها دفتر و دیوان شعر، برادر دلبندم، جناب آقای علیرضا رئیس‌دانایی __ مدیر نشر نگاه __ کل شعرهای شصت‌ ساله‌ام را تدوین/ دیوان کردم و به آن انتشارات کوشا عرضه داشتم. من که امروز (اواخر مهرماه 1400ش) هفتادوشش سال دارم (متولد قزوین 12/1/1324ش) از شانزده سالگی شعرگونه می‌سرایم که رفته‌رفته حرفه‌ای شده‌ام. اولین شعر/ غزلی که سرودم در همان شانزده سالگی بود، به مطلع: گونه گلگونه، دهن پسته و چشمت بادام در پس سرو قدت بهر که افکندی دام که پدرم جدی نگرفت یا شاید زیاده جدی گرفت. زیرا خنده‌زنان گفت از تذکرۀ ریاض‌العارفین تألیف رضاقلی‌خان هدایت (جد پدری صادق هدایت) رونویس کرده‌ام! از شادی این تهمت، پر درآوردم. در دل گفتم پس این سرودۀ من به شعر شباهت دارد. هنوز دفاعیات خود را آغاز نکرده بودم که برادر ارشدم، روانشاد جلال‌الدین خرمشاهی که پارسال در صدسالگی، به رحمت الهی پیوست، به اصطلاح از گرده راه رسید. زمستان سختی بود. اصولاً شهر زادگاه من قزوین، دنبالۀ سردسیری آذربایجان و زنجان بود و هنوز هم هست. پدرم پس از سلام و علیک و احوالپرسی کوتاهی، به برادرم گفت: جلال‌الدین برادر نوجوانت شاعر شده است. باز هم بیشتر پر درآوردم، و دیگر رسماً تا حوالی فلک‌الافلاک پرواز کردم. و از ناچاری و کمبود امکانات بازگشتم. برادرم مهربانی و تشویق کرد و صورت مرا بوسید. سپس دست کرد و کیفش را از «بغل جیبش» درآورد و سی تومان (که در آن سال‌ها، به‌ویژه برای دانش‌آموزی 16 ساله، کلان بود) به من جایزه داد و سپس گفت خُب ببینم شعرت کو؟ که با هول و هیجان، نسخۀ پاکنویس شدۀ غزل نوزادم را با احترام به دستش دادم. او هم به فراست مانند پدرم دریافت که شعر مهمی نیست، اما چون سرودۀ شاعری نوپا و نوجوان بود، چند بارک‌الله و آفرین گفت. ولی چندان مبالغه نکرد که از شعرم نسخه بخواهد. فقط شعر مرا محترمانه تا زد و به من که روی ابرها سیر می‌کردم، برگرداند. تا سال 1343 که دانشجوی رشتۀ ادبیات دانشگاه تهران شده بودم، گاهی شعری کلیشه‌وار و تقلیدی می‌سرودم و خط می‌زدم و علاقه‌ام به شعرخوانی، به ویژه دیوان حافظ و کلیات سعدی و گاهی هم مثنوی مولوی بیشتر شده بود. از سال 1340 تا 1343 شعری محفوظ (به هر دو معنا) ندارم. مگر این بیت که در همان نوجوانی احساس می‌کردم طنزآمیز و پر ایهام است، همچنین کم‌کم شعر سبک هندی، به ویژه صائب هم می‌خواندم؛ اما آن بیت: برو ای دل ز ریش آموز رسم و راه پررویی که هرچه سرزنش کردم، نرفت از رو سرِ مویی که در چهار کلمه و تعبیر ایهام دارد. دیگر همۀ شعرهای نو سروده‌ام را به پدرم یا برادرم عرضه نمی‌کردم. تا سال 1343 که نوزده سال بودم، تحت تأثیر ترکیب‌بند جاودانۀ محتشم و به تقلید از او، ترکیب‌بندی سرودم با نام «در سوک ثارالله» که پدرم بیش از حد تصور و بیم و امید من توجه کرد و گفت این نسخه شعر را گم نکنی که باعث نجاتت در آخرت خواهد شد؛ و بارها آن را، که به صورت دفترچه‌ای کوچک درآورده بودم، می‌خواند. این اثر را در حدود 24 یا 25 سال بعد، به دوست دانشورم آقای سیدمصطفی رخ‌صفت __ یکی از سردبیران نشریۀ ارزشمند کیهان فرهنگی (دورۀ اول) __ عرضه داشتم که ایشان هم آن را در صفحۀ راهبردی پشت جلد آن مجله چاپ کرد. این منظومه اکنون در بخش اول از یازده بخش این دیوان یعنی «شعرهای آیینی و عرفانی» آمده است. سپس همچنان گاهی شعر می‌گفتم، اما به چاپ شعر در نشریات، برای کسب شهرت شاعری، چندان علاقه و اعتقادی نداشتم. ¨ روح پاک پرویز اسدی‌زاده شادباد که دفتر اول شعر مرا ( کتیبه‌ای بر باد ) که همه نیمایی یا سپید/ آزاد بود به همت مدیر نشر پیام جناب محمد نیکدست، به چاپ سپرد که در سال 1350 ش انتشار داد. دربارۀ 3 دفتر دیگر هم که قطره، سایه‌گستر، و مروارید چاپ و نشر کردند، پیشتر اشاره شد. پس سابقه شعر و شاعری این بنده درست 60 سال است (1341 تا 1401ش) و بر وفق یک عادت قدمایی تاریخ سرودن هر شعر را

۴۵۵٬۰۰۰تومان