پرش به محتوای صفحه

مجموعه اشعار سیمین بهبهانى

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۲۰۰

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

گالینگور

نوع جلد

گزیده ای از مجموعه اشعار سيمين بهبهانى همنفس، همنفس، مشو نزديك!خنجرم، آبداده از زهرم. اندكى دورتر! كه سر تا پا كينه‌ام، خشم سركشم، قهرم… در آغاز مجموعه اشعار سيمين بهبهانى، می خوانیم نغمه‌ى روسپى بده آن قوطى‌ى سرخابِ مراتا زنم رنگ به بى‌رنگى‌ىِ خويش بده آن روغن، تا تازه كنم چهر پژمرده ز دلتنگى‌ىِ خويش. بده آن عطر كه مشكين سازم گيسوان را و بريزم بر دوش بده آن

۲٬۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-926820
تعداد صفحه
۱۲۰۰
قطع
رقعی
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سیمین بهبهانی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب از سال های اب و سراب

سیمین بهبهانی

سخن

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیمین نیمای غزل DVD

سیمین بهبهانی

اختران

۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه داستان ها و یادنوشت ها
۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار سیمین بهبهانی (دفتر اول)
۲٬۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه داستان ها و یادنوشت ها:سیمین بهبهانی
۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عاشقانه ها:سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیمین بهبهانی (شعر زمان ما 6)
۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یاد بعضی نفرات

سیمین بهبهانی

نگاه

۷۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گزینه اشعار 4 (سیمین بهبهانی)

سیمین بهبهانی

مروارید

۳۲۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از مجموعه اشعار سيمين بهبهانى همنفس، همنفس، مشو نزديك!خنجرم، آبداده از زهرم. اندكى دورتر! كه سر تا پا كينه‌ام، خشم سركشم، قهرم… در آغاز مجموعه اشعار سيمين بهبهانى، می خوانیم نغمه‌ى روسپى بده آن قوطى‌ى سرخابِ مراتا زنم رنگ به بى‌رنگى‌ىِ خويش بده آن روغن، تا تازه كنم چهر پژمرده ز دلتنگى‌ىِ خويش. بده آن عطر كه مشكين سازم گيسوان را و بريزم بر دوش بده آن جامه‌ى تنگم كه كسان تنگ گيرند مرا در آغوش. بده آن تور كه عريانى را در خَمَش جلوه دوچندان بخشم؛ هوس‌انگيزى و آشوبگرى به سر و سينه و پستان بخشم. بده آن جام كه سرمست شوم، به سيه‌بختى‌ىِ خود خنده زنم : روى اين چهره‌ى ناشاد غمين چهره‌يى شاد و فريبنده زنم. واى از آن همنفس ديشب من ــ چه روانكاه و توانفرسا بود! ليك پرسيد چو از من، گفتم : كس نديدم كه چنين زيبا بود! وان دگر همسر چندين شب پيش ــ او همان بود كه بيمارم كرد : آنچه پرداخت، اگر صد مى‌شد، درد، زان بيشتر آزارم كرد. پُر كس بى‌كسم و، زين ياران غمگسارىّ و هواخواهى نيست، لاف دلجويى بسيار زنند ليك جز لحظه‌ى كوتاهى نيست. نه مرا همسر و هم‌بالينى كه كشد دست وفا بر سر من نه مرا كودكى و دلبندى كه برد زنگ غم از خاطر من. آه، اين كيست كه در مى‌كوبد؟ ــ همسر امشب من مى‌آيد! واى، اى غم، ز دلم دست بكش كاين زمان شادى‌ىِ او مى‌بايد! لب من ــ اى لب نيرنگ‌فروش ــ بر غمم پرده‌يى از راز بكش! تا مرا چند درم بيش دهند، خنده كن، بوسه بزن، ناز بكش!… سرود نان حاجى فيروزه سالى يه روزه مطرب دوره‌گرد بازآمد :نغمه زد ساز نغمه‌پردازش سوز آوازه‌خوانِ دف در دست شد هماهنگِ ناله‌ى سازش. پاى‌كوبان و دست‌اَفشان شد دلقكِ جامه‌سرخِ چهره‌سياه تا پشيزى ز جمع بستاند، از سر خويش برگرفت كلاه. گرم شد با ادا و شوخى‌ىِ او سور رامشگران بازارى، چشمكى زد به دخترى طنّاز خنده‌يى زد به شيخ دستارى. كودكان را به سوى خويش كشيد كه: بهار است و عيد مى‌آيد. مقدمم فرخ است و فيروز است شادى  از من پديد مى‌آيد. اين منم، پيك نوبهار منم كه به شادى سرود مى‌خوانم ــ ليك، آهسته، نغمه‌اش مى‌گفت : كه نه از شاديَم… پىِ نانم!… مطرب دوره‌گرد رفت و، هنوز نغمه‌يى خوش به ياد دارم از او ــ مى‌دَوم سوى ساز كهنه‌ى خويش كه همان نغمه را برآرم از او… واسطه ابرو به هم كشيد و مرا گفت :«ديگر شكار تازه ندارى اينان، تمام، نقش و نگارند ــ جز رنگ و بوى و غازه ندارى؟ «دوشيزه‌يى بيار كه او را حاجت به رنگ و بوى نباشد! وان آب و رنگ ساختگى را با رنگش آبروى نباشد! دوشيزه‌يى بيار دل‌انگيز زيبا و شوخ و كام نداده! بر لعل آبدارِ هوس‌ريز از شوق كس نشان ننهاده!» افسون به كار بستم و نيرنگ تا دخترى به چنگ من افتاد : دختر نگو! شكفته بهارى گل‌پيكرى به چنگ من افتاد. يك باغ، لطف و گرمى و خوبى زانگُشت پاى ــ تا به سرش بود ديگر چه گويمت كه چه آفت پستان و سينه و كمرش بود! بزمى تمام چيدم و، آنگاه آن مرد را به معركه خواندم : مشكين غزال چشم سيه را نزديك خرس پير نشاندم! گفتم: «ببين! كه در همه‌ى عمر هرگز چنين شكار نديدى از هيچ باغ و هيچ گلستان اينسان گل شكفته نچيدى.» زان پس به او سپردم و رفتم مرغ شكسته بال و پرى را پشت درى نشستم و ديدم رنج تلاش بى‌ثمرى را! پاسى ز شب گذشت و برون شد شادان كه: «وه! چه پر هنرى تو! اين زر بگير كز پىِ پاداش شايانِ مزد بيشترى تو!…» اين گفت‌وگو نرفته به پايان، بر دخترك مرا نظر افتاد : زان شِكْوه‌ها كه در نگهش بود گفتى به جان من شرر افتاد. آن‌گونه گشت حال كه گفتم كوبم به فرق مرد، زرش را! كاى اژدها! بيا و زر خويش بستان و بازْ دِهْ گهرش را! ديو درون نهيب به من زد كاين زر تو را وسيله‌ى نان است! بنهفتمش به كيسه و بستم زيرا زر است و بسته به جان است!…

۲٬۲۰۰٬۰۰۰تومان