مجموعه داستان روایت های بی راوی اثر رضا کاظمی
۱۴۶
صفحه
رقعی
قطع
صبح آمدهای دفتر روزنامه دیدهای روی درش قفل زدهاند. یعنی پلمب. یعنی بیکاری. نمیدانستی-فکر نمیکردی مسئله میتواند اینقدر جدی باشد که بریزند دفتر روزنامه را هم پلمب کنند. متعجب-غمگین-ناامید برمیگردی. مدتی گیج و سرگردان، خیابانها را پیاده گز میکنی. بعد ماشین میگیری برا خانهی سردبیر، و تا برسی هم چند بار شمارهاش را میگیری؛ اما تنها صدایی که میشنوی
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-911445
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۵۷۰۵۶۴۷
- تعداد صفحه
- ۱۴۶
- قطع
- رقعی
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از شالگردن
مشاهدهی همهتوضیحات
صبح آمدهای دفتر روزنامه دیدهای روی درش قفل زدهاند. یعنی پلمب. یعنی بیکاری. نمیدانستی-فکر نمیکردی مسئله میتواند اینقدر جدی باشد که بریزند دفتر روزنامه را هم پلمب کنند. متعجب-غمگین-ناامید برمیگردی. مدتی گیج و سرگردان، خیابانها را پیاده گز میکنی. بعد ماشین میگیری برا خانهی سردبیر، و تا برسی هم چند بار شمارهاش را میگیری؛ اما تنها صدایی که میشنوی صدایی است که میگوید: شخص مورد نظر در دسترس نمیباشد! میرسی. پیاده میشوی. زنگ خانهاش را میزنی. چند بار پشتِ هم. کسی جواب نمیدهد. هیچ. سکوتِ سکوت… -برشی از شعر-








































