پرش به محتوای صفحه

مجموعه داستان روایت های بی راوی اثر رضا کاظمی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۴۶

صفحه

رقعی

قطع

صبح آمده‌ای دفتر روزنامه دیده‌ای روی درش قفل زده‌اند. یعنی پلمب. یعنی بیکاری. نمی‌دانستی-فکر نمی‌کردی مسئله می‌تواند این‌قدر جدی باشد ‌که بریزند دفتر روزنامه را هم پلمب کنند. متعجب-غمگین-ناامید برمی‌گردی. مدتی گیج و سرگردان، خیابان‌ها را پیاده گز می‌کنی. بعد ماشین می‌گیری برا خانه‌ی سردبیر، و تا برسی هم چند بار شماره‌اش را می‌گیری؛ اما تنها صدایی که می‌شنوی

۱۴۶٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-911445
شابک
۹۷۸۶۲۲۵۷۰۵۶۴۷
تعداد صفحه
۱۴۶
قطع
رقعی

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از رضا کاظمی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کاپوزی

رضا کاظمی

نشر مرکز

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یک سبد خاطره،یک سینه حرف

رضا کاظمی

مهر نوروز

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب به تماشای دریا رفتم تماشای تو آمده بود
۳۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پهلوی یک پرنده (گزیده شعرهای رضا کاظمی)
۱۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از شالگردن

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مرز

توسکا لی

ترجمه‌ی روشنک آرامش

شالگردن

۲۶۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کوچ اثر مریم عباسی

مریم عباسی

شالگردن

۲۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر صندلی در یک سطر اثر ابولفضل پاشا
۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر خواننده ی خیابونی اثر امیرحسین لاجوردی
۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان سی سال خیانت اثر ابوالفضل مرادی
۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان ایستگاه رادیویی هالکیون اثر کیمی ایسل و ترجمه ی مرجان ذبیحی
۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان تقاص اثر حمیدرضا خشایارفرد

حمیدرضا خشایارفرد

شالگردن

۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه داستان گذر من بر روی زمین اثر دنیل میسن و ترجمه ی محمدعرفان خسروی شیری
۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه داستان های جو اثر امیر مهرانی
۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر در این سال سی اثر سینا به منش
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر لانگ شات اثر نیما معماریان
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان نزدیکی دوردست اثر رضا احمدی پرور
۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر تاریکان اثر فرشید کریمی
۵۷٬۰۰۰تومان

توضیحات

صبح آمده‌ای دفتر روزنامه دیده‌ای روی درش قفل زده‌اند. یعنی پلمب. یعنی بیکاری. نمی‌دانستی-فکر نمی‌کردی مسئله می‌تواند این‌قدر جدی باشد ‌که بریزند دفتر روزنامه را هم پلمب کنند. متعجب-غمگین-ناامید برمی‌گردی. مدتی گیج و سرگردان، خیابان‌ها را پیاده گز می‌کنی. بعد ماشین می‌گیری برا خانه‌ی سردبیر، و تا برسی هم چند بار شماره‌اش را می‌گیری؛ اما تنها صدایی که می‌شنوی صدایی است که می‌گوید: شخص مورد نظر در دسترس نمی‌باشد! می‌رسی. پیاده می‌شوی. زنگ خانه‌اش را می‌زنی. چند بار پشتِ هم. کسی جواب نمی‌دهد. هیچ. سکوتِ سکوت… -برشی از شعر-

۱۴۶٬۰۰۰تومان