موازنه: جستارهایی در شکل شناسی و اسیب شناسی شعر نوین فارسی
۴۹۴
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب «موازنه: جستارهایی در شکلشناسی و آسیبشناسی شعر نوین فارسی» نوشتۀ سعید محمدحسنی گزیدهای از متن کتاب پیشجستار کتاب حاضر اگرچه، گهگاه و ناچار، به مفهومی بهنامِ «شعریت» اشاره میکند و بهاختصار به مصالح و اجزای آن هم میپردازد، اما هدفش، در اصل، بررسی و آسیبشناسی سیر تغییر و تطور شکلها، ساختارها، نظامها و فرمهای شعر نوین فارسی در سدۀ معاصر ا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-445611
- شابک
- ۱۴۰۱۰۱۲۹۰۱
- تعداد صفحه
- ۴۹۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «موازنه: جستارهایی در شکلشناسی و آسیبشناسی شعر نوین فارسی» نوشتۀ سعید محمدحسنی گزیدهای از متن کتاب پیشجستار کتاب حاضر اگرچه، گهگاه و ناچار، به مفهومی بهنامِ «شعریت» اشاره میکند و بهاختصار به مصالح و اجزای آن هم میپردازد، اما هدفش، در اصل، بررسی و آسیبشناسی سیر تغییر و تطور شکلها، ساختارها، نظامها و فرمهای شعر نوین فارسی در سدۀ معاصر از سویی، و رسیدگی به مفهوم «زبانیت» در شعر نوین است؛ و نیز اینکه چه عواملی باعث شده شعر امروز ایران در این حوزه دچار انواع آسیبها شود. منظور کتاب از شکلها و فرمها، بافتار سخن شاعرانۀ فارسی پس از تغییرات نوآورانه در گیرودار مدرنیسم و مدرنیته است که در دو گرایش الف) سخن شاعرانۀ موزونیتپذیر و ب) سخن شاعرانۀ نثرگرایانه، ساختارهای اصلی شعر نوین معاصر را تشکیل میدهند. «زبانیت» هم معطوف به رفتار شاعران معاصر با زبان در سطوح مختلف آن است. تا انقلاب مشروطه «بخشنامۀ شمس قیسی» تکلیف همگان را بهصورت حیرتآوری روشن کرده بود. شعر کلامی بود «موزون و مقفی و متساویالابیات»، چه موضوع و محتوای آن دربارۀ ریاضیات باشد، چه فلسفه، چه عرفان و… حتی در این میانه سفارشهای سقراط که هیچ، سخن آدمی خودی، همچون نظامی عروضی، هم نادیده گرفته میشد که شعر را کلام مخیل و صناعتی میدانست که «شاعر بدان اتساق مقدمات موهومه کند و التیام قیاسات منتجه. بر آن وجه که معنی خرد را بزرگ گرداند و معنی بزرگ را خرد. و به ایهام، قوتهای غضبانی و شهوانی را برانگیزد تا بدان ایهام طباع را انقباضی و انبساطی بود؛ و امور عظام را در نظام عالم سبب شود». درعینحال همان «بخشنامۀ شمس قیسی» آثار کلاسیک مهمی، همچون شطحیات منثور عرفانی تا نثر شیوای سعدی در گلستان را __ که واجد بسیاری از رموز مندرج در تعریف نظامی بوده و هستند __ از زمرۀ شعر خارج میکرد. اما حضور نشانیهای دادهشده توسط نظامی عروضی و همین وجود سخن شاعرانۀ موزون و منثور، نشان از آن داشت که شعر تنها در قفس «بخشنامۀ شمس قیسی» محصور نمیماند و بهراحتی در هر نوع زبانی (موزون، منثور، مسجع، مقید و آهنگین و غیره) جاری میشود. اما درعینحال و برای قرنها کسی را توان و جرئت مقابله با «بخشنامه» نبود. مولوی مینالید که «قافیهاندیشم و دلدار من / گویندم مندیش جز دیدار من» یا از دست «بحرهای عروضی» مینالید که بر دهان تخیلش لگام میزنند. و چنین بود تا اینکه با انقلاب مشروطه نویسندگان و شاعران ما به دو صورت به مبارزه با «بخشنامه» برخاستند. برجستهترین موزونسرایان نیما یوشیج بود که توانست در عرض 15، 16 سال خود را از «افسانه» به «ققنوس» برساند و خود را از قید تساوی ابیات و محل تخطیناپذیر قافیه برهاند. در حوزۀ نثرنویسان البته این انقلاب ادبی مشکلتر بود و سالیان درازتری طی شد تا از مثلاً تندرکیا که آثارش را «قطعۀ ادبی» میخواندند به هوشنگ ایرانی برسیم و سپس در شاملو سخن مخیل منثور را بهعنوان شعر بپذیریم. بدینسان، در حوزۀ شعر منسجم و مدرن فارسی و بر دوراهی تقابل میان کهنه و نو، «تئوری و نظام نیمایی» که بهعنوان «شعر نو» تئوریزه شده، با «فرماسیون موزون» اما «تقارنزدا»ی خود، از یک سو فضلِ تقدم تاریخی دارد و از سوی دیگر، نسبتهای خود را هم با سنت کلاسیک و هم با مدرنیسم تعریف کرده است. درنتیجه و منطقاً نوعی «سیستم مادر» محسوب میشود و جریانهای دیگر اغلب مجبورند نسبت خود را با آن تعریف و مشخص کنند. اما این نکته بدان معنا نیست که جریان پیدایش شعری که «موزونیت» را کنار نهاده، هرچند رونقش از اواسط دهۀ سی شمسی آغاز میشود، نادیده گرفته شود. بهخصوص که با موردتوجه قرار گرفتن «شعر منثور»، تقابل دوتایی جدیدی میان وزن و بیوزنی هم به وجود میآید که خود نمودی از مدرنیسم است، چراکه در مدرنیسم همیشه رأی به ابطال یکی از تقابلها داده میشود. درنتیجه، در یک تقسیمبندی کلی شکلی_ زبانی، شعر مدرن فارسی به دو گرایش بزرگ 1) «موزونیتپذیر» و 2) «نثرگرا» تقسیم میشود که عمدۀ شاعران نوگرا، بهخصوص در نیمۀ دوم دهۀ سی و نیمۀ اول دهۀ چهل، ابتدا در وضعیت شمارۀ یک استوار شدهاند و سپس به وضعیت شمارۀ دو گرایش عمده یافتهاند. دهۀ 1340 در واقع همدوشی و همراهی هر دو شکل موزون و منثور شعر نوین است و کار این اختلاط به آنجا هم میکشد که شعر موزون نوین، با حفظ ویژگیهای خود، بهویژه در نوع شعری که فروغ فرخزاد ارائه میدهد، بهسرعت اقدام به رفع نقصهای تئوریک خود میکند و با قبول «سیستم چندوزنی»، به عمدهترین ایرادات منتقدانش دربارۀ تقید تخطیناپذیر به رکن عروضی انتخابشده پاسخهایی نوآورانه میدهد. در این میانه یک نکته روشن است که اگر طی قرنها اصول استفاده از ارکان عروضی بهصورت مهارتی اکتسابی درآمده و کوچه و پسک



































