مرگ یک کندودار
۱۶۸
صفحه
رقعی
قطع
...نامه بیمارستان ناحیه واستارس رسید نخواستم بازش کنم، آن را کنار گذاشتم و روزنامهها و جملهها را تندی خواندم و ... بعد سگم را به گردش فصلی بردم... و اکنون چیزی قویتر از تمام دادگاهها، حکومتها و مقامها، درصدد است آن را از من بگیرد... عادلانه نیست... این نامه یا به من خبر میدهد که اصلاً چیز مهمی نیست. یا اعلام میکند که من سرطان دارم و به زودی میمیرم..
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-266096
- تعداد صفحه
- ۱۶۸
- قطع
- رقعی
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از گل آذین
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی قاسم صنعوی
مشاهدهی همهتوضیحات
...نامه بیمارستان ناحیه واستارس رسید نخواستم بازش کنم، آن را کنار گذاشتم و روزنامهها و جملهها را تندی خواندم و ... بعد سگم را به گردش فصلی بردم... و اکنون چیزی قویتر از تمام دادگاهها، حکومتها و مقامها، درصدد است آن را از من بگیرد... عادلانه نیست... این نامه یا به من خبر میدهد که اصلاً چیز مهمی نیست. یا اعلام میکند که من سرطان دارم و به زودی میمیرم... بنابراین، عاقلانهترین رفتارها این است که آن را باز نکنم، زیرا تا وقتی که بازش نکنم باز هم امیدی باقی است...”گوستافسون: “سرطان هم در این رمان نوعی استعاره است. نسل من به شدت به آرمان شهرها اعتقاد یافته است. اینها میتوانند انسان را به بردگی بکشانند. راهحلهای گسترده اجتماعی بیخطر نیستند... پرسش چنین مطرح میشود که بدانم آیا ترقی فکری توتالیتر نیست... ”

















































